<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>

















































<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
<title>Radio Zamaneh</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/" />
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://radiozamaaneh.com/atom.xml" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008://4</id>
<updated></updated>

<generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.31</generator>

 
<entry>
<title>زیدآبادی: بستن تنگه هرمز، فاجعه به بار می‌آورد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/07/post_678.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/analysis//6.22596</id>
 
<published>2008-07-08T19:14:56Z</published>
<updated>2008-07-08T19:03:21Z</updated>
 
<summary>نیک‌آهنگ کوثر: این روزها، تهدیدهای نظامی متقابل، از جمله تهدید به بستن تنگه هرمز، یکی از این مسایل مورد بحث است که درباره‌ی آن با بابک یکتافر و احمد زیدآبادی گفت و گو کردم. زیدآبادی معتقد است: «اگر ایران واقعاً بخواهد درگیر جنگ بشود، این مهم نیست که چه هزینه‌ای را می‌خواهد به بقیه تحمیل کند.؛مهم این است که چه هزینه‌ای را می‌خواهد تحمل کند. اصولاً ورود به هر نوع جنگی، آن هم جنگ با قدرت‌های جهانی، قطعاً برای ایران عواقب خیلی فاجعه‌باری خواهد داشت.»</summary>
<author>
<name>نیک‌آهنگ کوثر</name>


</author>
<category term=" ايران ديپلماتيک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/analysis/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>بحث‌های مربوط به مناقشه هسته‌ای و مذاکره بر سر بسته پیشنهادی کشورهای۱+۵ همچنان بحث درجه اول رسانه‌ها و محافل سیاسی جهان است. تهدیدهای نظامی متقابل، از جمله تهدید به بستن تنگه هرمز، یکی از این مسایل مورد بحث است که درباره‌ی آن با بابک یکتافر، کارشناس مرکز بین‌المللی امنیت در واشینگتن دی.سی. و احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار در تهران گفت و گو کردم:</small></strong></p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080706_PM_NIkan_Zaydabadi_yaktafar.mp3'><img src="http://www.radiozamaaneh.com/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p><strong>آقای یکتافر، آیا پذیرش بسته پیشنهادی ۱+۵، میزان تهدیدها را کاهش خواهد داد؟</strong></p>

<p>همان‌طوری که می‌دانیم اخیراً ایران چه از طرف وزیر امور خارجه خود، جناب متکی و چه بعضی از مصاحبه‌هایی که شده، در این مورد انعطاف نشان داد، ولیکن ‌خیلیها هم می‌گویند که این هم سناریویی ساختگی است که در گذشته ایران به کار برده، برای این‌که یک مقداری این جریان را طول بدهد. </p>

<p>بنابراین اگر پذیرش تا حد توقف کردن غنی سازی تا حدی و همین‌طور کاهش این تحریم‌ها نباشد و حتی بیشتر از آن هم پیش نرود، واقعاً من فکر می‌کنم که تهدیدها بیشتر و بیشتر می‌شود.</p>

<p>نظر من این همه تشنج و سر و صدایی که در رابطه با ایران اخیراً در طول دو سه هفته گذشته شنیدیم، فکر می‌کنم فشاری است که با آن می‌خواهند به جمهوری اسلامی ایران، این پیام را بدهند که اگر این بسته پیشنهادی مورد موافقت واقع نشود، در تهران مشکلاتی را در بر خواهد داشت.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/babakyekta.jpg' /><br/>
<small><small>بابک یکتافر، کارشناس موسسه جهانی امنیت و سردبیر نشریه واشنگتین پریزم</small></small>


</p>

<p><strong>در مقابل هم فرماندهان نظامی ایران تهدید کردهاند که اگر حمله‌ای به ایران صورت بگیرد با بستن تنگه هرمز، جلوی مسیر انتقال نفت خلیج فارس را خواهند گرفت. آیا این تهدید عملی است؟</strong></p>

<p>اگر بخواهیم از نظر عملی نگاه بکنیم چنین اقدامی از طرف جمهوری اسلامی ایران شاید تا حد شعار امکان‌پذیر باشد، ولی واقعاً عملی نمی‌تواند باشد.</p>

<p>البته این را باید در نظر داشت، من قبلاً هم بارها این را گفتم که قدرت نظامی ایران صرفاً در رویارویی با یک قدرت دیگر یا یک ارتش دیگر آن‌چه که به آن Conventional Warfare می‌گویند یا به اصطلاح جنگ کشور با کشور نیست.</p>

<p>به این جهت می‌گویم چون امتحان نشده است. ایران بعد از جنگ با عراق، با هیچ کشور دیگری نجنگیده. قدرت ایران بیشتر در کارهای Asymmetrical یعنی کارهای تخریبی است مثل مین گذاری‌ها و غیره.</p>

<p>از آن نظر مسلماً می‌توانند موثر باشند و برای ‌کشتی‌هایی که نفت و دیگر کالاها را از تنگه بخواهند عبور بدهند، تهدید به حساب بیایند. ولی این‌که واقعاً بخواهند تنگه را ببندند به خصوص با حضور ناوگان‌های آمریکایی در آن‌جا و به خصوص این‌که در این زمانه نیاز شدیدی به نفت وجود دارد و دیگر کشورها، از جمله چین و هند هم به هرحال وارد این عرصه خواهند شد‌؛ به نظر من کاری بس مشکل خواهد بود.</p>

<p><strong>کویت و بعضی از کشورهای دیگر شورای همکاری، طی جلساتی به این نتیجه رسیدهاند که در صورت وقوع حمله، نفت را از جای دیگری صادرکنند. با توجه به افزایش قیمت نفت، حمله‌ای هم صورت بگیرد ممکن است قیمت نفت بالاتر برود؛‌ آیا تغییر مسیر انتقال نفت در کوتاه‌مدت مشکل را رفع خواهد کرد؟</strong></p>

<p>چنین بحرانی مسلماً قیمت را تا حد بیشتری بالاتر می‌برد. ولی اقدام کویت و دیگر کشورهای خلیج (فارس) به نظر من از چندی قبل، نشان دهنده‌ی تلاشی است از سوی این کشورها که راه‌های دیگری را برای انتقال مفت پیدا بکنند. صرفاً به خاطر این‌که به نوعی بتوانند آن قدرتی را که ایران حداقل در رابطه با تنگه هرمز از خودش نشان می‌دهد، مهار کنند.</p>

<p>ایران الان می‌گوید‌ ما دروازه‌بان این تنگه هستیم و اگر مشکلی پیش بیاید می‌توانیم در رفت و آمد نفت اختلال ایجاد بکنیم. کویت و دیگر کشورها می‌کوشند راه‌های دیگری پیدا بکنند تا با برتری ایران بتوانند مقابله بکنند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/zeidabadi01.jpg' /><br/>
<small><small>احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و کارشناس سیاسی </small></small>


</p>

<p><strong>از دکتر احمد زید آبادی، کارشناس و تحلیل‌گر سیاسی مقیم تهران درباره احتمال بستن تنگه هرمز سوال کردم:</strong></p>

<p>کسانی که باید درباره این موضوع نظر بدهد، تحلیل‌گران سیاسی نیستند. بیشتر کارشناسان نظامی و افرادی از این نوع هستند. اما در مجموع اگر بخواهیم از نقطه نظر سیاسی به قضیه نگاه کنیم، به نظر می‌آید که آمریکایی‌ها و در مجموع جامعه جهانی، اجازه بستن تنگه هرمز را به هیچ قیمتی نمی‌دهد. </p>

<p>بنابراین اگر هم تلاش‌هایی برای این قضیه صورت بگیرد و امکانات فنی آن وجود داشته باشد، تنگه هرمز بیش از چند ساعتی فکر کنم قابل بستن نباشد و بعد از آن با هر نوع شدت عملی که لازم باشد، آن‌ها تنگه را باز خواهند کرد.</p>

<p><strong>و آیا همین مساله تاثیری در بازارهای جهانی خواهد گذاشت و آیا ایران از این ماجرا نفعی خواهد برد؟</strong></p>

<p>تبعاً بستن تنگه هرمز و حتی حرف زدن درباره آن، بر بازارهای جهانی و به خصوص نفت تاثیر می‌گذارد. اما ظاهراً دوره‌ای بود که حتی نفت ۷۰ دلار هم یک کابوس تلقی می‌شد و قیمت نفت الان به بالای‌۱۴۰دلار رسیده و به عنوان یک واقعیت از سوی همه پذیرفته شده است.</p>

<p>بنابراین به نظر نمی‌آید شوکهای‌۱۰-۲۰ دلاری نفت، برای نظام جهانی فاجعه‌آمیز باشد. اما برای ایران قاعدتاً سودی نخواهد داشت. چون که توانایی بستن تنگه در طولانی‌مدت به نظر امکان‌پذیر نمی‌رسد و در کوتاه‌مدت هم تاثیر مقطعی می‌گذارد. </p>

<p>اما اگر ایران واقعاً بخواهد درگیر جنگ بشود، این مهم نیست که چه هزینه‌ای را می‌خواهد به بقیه تحمیل کند. مهم این است که چه هزینه‌ای را می‌خواهد تحمل کند. </p>

<p>بنابراین هرگونه اقدام برای این‌گونه کارها که از نظر جامعه بین‌المللی فوق‌العاده خطرناک و تهدید تلقی می‌شود، هزینه‌های فوق‌العاده سنگینی به ایران وارد می‌کند. </p>

<p>اصولاً ورود به هر نوع جنگی، آن هم جنگ با قدرت‌های جهانی، قطعاً برای ایران عواقب خیلی فاجعه‌باری خواهد داشت. گو این‌که ممکن است برای دیگران و از جمله مهاجمان هم مشکلاتی را به بار بیاورد و تلفات یا ضایعاتی را هم به آن‌ها تحمیل کند.</p></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>تلاش گروه هشت برای کاهش قیمت نفت</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/alavi/2008/07/post_217.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/alavi//31.22610</id>
 
<published>2008-07-08T17:56:16Z</published>
<updated>2008-07-08T17:49:41Z</updated>
 
<summary>دکتر هادی زمانی، کارشناس اقتصاد و استاد دانشگاه مقیم لندن می‌گوید: «‌کشورهای گروه هشت می‌توانند از توانایی‌های سیاسی و قدرت اقتصادی خودشان استفاده بکنند و روی کشورهای تولید‌کننده نفت، فشار سیاسی وارد کنند یا آن‌ها را قانع بکنند که سطح تولید نفت را بالا ببرند. علاوه بر این کشورهای گروه هشت می‌توانند به خاطر این‌که فشار را روی مصرف‌کننده‌ها پایین بیاورند، نرخ مالیاتی را که بر نفت می‌‌‌‌‌بندند، پایین بیاورند.»</summary>
<author>
<name>حسین علوی</name>


</author>
<category term="گفت و گو" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/alavi/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>اجلاس رهبران گروه هشت کشور صنعتی جهان (موسوم به جی ۸) از دوشنبه در جزیره هوکایدوی ژاپن رسماً آغاز به کار کرد. </p>

<p>موضوع اصلی این اجلاس، مشکلات اقتصادی جهان است و به‌ویژه مساله چاره‌جویی برای مقابله با افزایش بهای نفت و مواد غذایی را در دستور کار خود قرار داده است. </p>

<p>درباره این دستور کار با دکتر هادی زمانی، کارشناس اقتصاد و استاد دانشگاه مقیم لندن گفت و گو کردم و ابتدا پرسیدم که آیا این اجلاس قادر به ارایه راه حل‌های عملی و کوتاه‌مدت برای مقابله با افزایش بهای نفت و مواد غذایی خواهد بود؟</small></strong></p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080707_Alavi_Hadi_Zamani.mp3'><img src="http://www.radiozamaaneh.com/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>به خاطر این‌که این سوال را پاسخ بدهیم باید ببینیم دلایل افزایش قیمت نفت چه هست و از این دلایل، کدام بخشش در کوتاه‌مدت قابل بررسی است. </p>

<p>در مورد نفت عمدتاً پنج دلیل برای افزایش قیمت‌ها وجود دارد. یکی بالا بودن سطح تقاضا در کشورها به خصوص آسیایی، علت دوم پایین بودن سطح نفت به خصوص به خاطر عقب افتادن سرمایه‌گذاری‌ها و عامل سوم تشنج سیاسی در مناطقی مثل خاورمیانه و مثلاً نیجریه است. </p>

<p>عامل چهارم فعالیت‌های سوداگری در بازار بورس نفت است و عامل پنجم افت قیمت دلار است که هر موقع قیمت دلار پایین بیاید، قدرت خرید درآمد کشورهای صادر کننده که معمولاً به دلار هست، افت می‌کند و برای جبران آن، این کشورها قیمت نفت را بالا می‌برند. </p>

<p>اکثر این پنج دلیل، دلایل بلند‌مدت است. در نتیجه در کوتاه‌مدت افق کارهایی که می‌شود کرد، نسبتاً محدود است. البته این به این معنا نیست که هیچ کاری نمی‌شود کرد و کارهایی که می‌شود کرد، کم اهمیت است.</p>

<p>برای مثال کشورهای گروه هشت می‌توانند از توانایی‌های سیاسی و قدرت اقتصادی خودشان استفاده بکنند و روی کشورهای تولید کننده نفت، فشار سیاسی وارد کنند یا آن‌ها را قانع بکنند که سطح تولید نفت را بالا ببرند.</p>

<p>علاوه بر این کشورهای گروه هشت می‌توانند به خاطر این‌که فشار را روی مصرف‌کننده‌ها پایین بیاورند، نرخ مالیاتی را که بر نفت می‌‌‌‌‌بندند، پایین بیاورند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/zamani_hadi_08.jpg' /><br/>
<small><small>دکتر هادی زمانی، کارشناس اقتصاد و استاد دانشگاه</small></small>


</p>

<p>این سیاست الان در بریتانیا هم مطرح شده و در دستور بررسی است. آقای گوردون براون اعلام کرده که به احتمال قوی سیاستی که بر اساس آن قرار بوده که نرخ مالیات را روی سوخت را دو پنس بالا ببرند، عملی نخواهد شد. </p>

<p>روش دیگری که این کشورها می‌توانند دنبال بکنند این است که از افت قیمت دلار جلوگیری بکنند. آمریکا در حالی‌که مشکلاتی در عرصه اقتصادی داشت یک‌سری سیاست‌هایی را دنبال کرد که موجب افت ارزش دلار شد و حالا می‌تواند آن را برعکس کند و با هماهنگی این گروه هشت سیاست‌هایی اتخاذ بکنند که از افت یا از ادامه افت قیمت دلار جلوگیری بکنند یا حتی دلار را تقویت بکنند. این هم طبیعتاً روی قیمت نفت تاثیر خواهد گذاشت.</p>

<p><strong>آقای زمانی، شما از ضرورت هماهنگی کشورهای عضو جی ۸ صحبت کردید. با توجه به تنوع مشکلات اقتصادی در جهان و این‌که هر کدام از این کشورها به هرحال سیاست‌ها و رویکردهای متفاوتی نسبت به این مسایل دارند؛ آیا در مجموع کشورهای عضو این گروه از آن توانایی‌ها و هماهنگی‌های اولیه‌ای که در سال‌های آغاز تشکیل اجلاس سران هفت کشور بود هم‌چنان برخوردارند؟</strong></p>

<p>همان‌طور که شما فرمودید، دیدگاه‌ها و تفاوت نگرش‌ها وجود دارد. ولی سر مسایل پایه‌ای مثل افزایش قیمت نفت، افزایش سوخت‌های زیستی و افزایش مواد غذایی؛ تقریباً همه توافق نظر دارند و منافع و زیان‌های‌شان مشترک است.</p>

<p>این مشترک بودن انگیزه‌های اقتصادی و سیاسی باعث می‌شود که این‌ها در یک جهت حرکت بکنند و اعضای گروه هشت - روسیه را اگر کنار بگذارید - بقیه آن‌ها به لحاظ ساختار اقتصادی، دارای تشابهات قابل ملاحظه‌ای هستند و همه آن‌ها در اقتصاد جهانی وزنه بسیار مهمی هستند.</p>

<p>بنابراین در عین حالی‌که مطلبی که شما می‌فرمایید به این معنا که تنوع اقتصادی در دهه گذشته افزایش پیدا کرده، درست است؛ ولی این گروه هم‌چنان در اقتصاد جهانی نقش بسیار چشمگیری دارد و تشابهات ساختار اقتصادی، و ساختار سیاسی منابع اقتصادی، تحلیل هزینه و منافع‌ آن‌ها، هنوز به نحو چشمگیری مشابه است.</p>

<p>در نتیجه در برابر مسایل پایه‌ای مثل افزایش قیمت نفت و یا افزایش قیمت غذاها، قاعدتاً باید بتوانند به سیاست‌های مشترک دست پیدا بکنند.</p>

<p><strong>یک انتقادی که متوجه کشورهای گروه جی هشت هست، این است که چرا این کشورها را به بقیه کشورهایی که از لحاظ صنعتی و اقتصادی دارای توانایی‌های بالایی هستند، مثل چین، هند و برزیل گسترش نمی‌دهند. شما با توجه به این‌که به ناهماهنگی ساختاری اقتصاد روسیه در این نمونه اشاره کردید، آیا گسترش جی ۸ به کشورهای دیگر، می‌تواند راه حل باشد؟</strong></p>

<p>دو عامل متفاوت در این معادله وجود دارد. یک عامل این است که کشورهایی را که در اقتصاد جهان وزنه مهمی هستند؛ این گروه شامل بشود. اگر یک کشوری اقتصادش بسیار مهم است و آن را کنار بگذارند، طبیعتاً این هماهنگی لازم در اقتصاد جهانی صورت نمی‌گیرد. </p>

<p>از این دید شما می‌توانید مطرح بکنید که الان هندوستان و چین و برزیل، از نظر اقتصادی، تبدیل به کشورهایی بسیار مهم شدند و دیگر به راحتی نمی‌شود آن‌ها را نادیده گرفت. باید با این‌ها هماهنگی کرد که با آن هماهنگی جهانی به‌وجود بیاید. </p>

<p>اما از دید مقابل هم باید توجه داشته باشید که گروه هشت یا گروه هفت، هر اسمی روی آن بگذارید، موقعی می‌تواند موثر باشد که سریع به نتیجه برسد و بتواند تصمیم‌های سریع بگیرد و آن‌ها را به اجرا بگذارد. موقعی می‌توانند تصمیم‌های سریع بگیرند و آن‌ها را به اجرا بگذارند که اشتراک منافع، دیدگاه‌های سیاسی، ساختارهای اقتصادی و سیاسی آن‌ها قابل ملاحظه باشد. </p>

<p>در نتیجه اگر دامنه این کشورهای عضو را بیش از حد گسترده بکنند، از یک طرف به این‌که اقتصادهایی مثل چین و هندوستان هم به داخل گروه بیایند، کمک می‌شود و تاثیر آن بیشتر می‌شود.</p>

<p>ولی از طرف مقابل تاثیر منفی دارد و به خاطر تنوع بیش از حد ساختارهای سیاسی و اقتصادی، تصمیم‌گیری را دشوار و کند می‌کند. </p>

<p>در نتیجه در عین این‌که باید دامنه گسترده بشود، باید یک پروسه انتقالی را تعیین کنند چرا که این سیاست بلند‌مدت است و در کوتاه‌مدت اگر غیر حساب شده این دامنه گسترش پیدا بکند، تصمیم‌گیری‌ها بسیار کند خواهد شد تا جایی‌که گروه هشت از حیث کاربردی خواهد افتاد. </p>

<p>الان مشابه این مشکلات را دارید در سازمان ملل می‌بینید. بنابراین پاسخ به این سوال؛ مثبت و منفی، سیاه و سفید نیست و واقعیت یک جایی در وسط قرار گرفته که در بلند‌مدت دامنه باید گسترده بشود و کشورهای مهم دیگر مثل چینی‌ها وارد بشوند. ولی این باید به‌صورت مطلوبی مدیریت بشود و طوری انجام بگیرد که هم‌زمان و هم‌گام با مشابه شدن ساختارهای اقتصادی و سیاسی کشورها باشد. در غیر این صورت توانایی تصمیم‌گیری ضعیف خواهد شد.<br />
</p></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>«توقف فوری غنی‌سازی»؛ خواست سران G8</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/07/_8_3.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.22623</id>
 
<published>2008-07-08T17:00:32Z</published>
<updated>2008-07-08T17:51:50Z</updated>
 
<summary>سران گروه ۸، با فراخواندن ایران به تعلیق فوری غنی‌سازی اورانیوم، از تهران خواستند تا به‌طور مثبت به میانجی‌گری بین‌المللی پاسخ دهد.</summary>
<author>



</author>
<category term="برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
<category term="تیتر یک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>سران هشت کشور صنعتی دنیا موسوم به جی۸ در پایان دومین روز نشست خود در ژاپن، ایران را به تعلیق فوری برنامه غنی‌سازی اورانیوم فراخوانده و از تهران خواستند به‌طور مثبت به میانجی‌گری بین‌المللی پاسخ دهد.</p>

<p>به‌گزارش خبرگزاری فرانسه از تویاکو(ژاپن)، سران جی ۸ در نشستی در ژاپن از ایران خواستند که به قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل به‌ویژه تعلیق کلیه فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی به طور کامل تن دهد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/G8,Leaders-Japan285.jpg' /><br/>
<small><small>نشست سران گروه هشت در ژاپن/AFP</small></small>


</p>

<p>سران گروه هشت اعلام کردند که این گروه «از تلاش میانجی‌گرانه شش کشور (گروه ۵+۱) برای حل و فصل این موضوع به نحوی خلاقانه حمایت می‌کند و از ایران می‌خواهد که به پیشنهاد آنها به طور مثبت پاسخ دهد.»</p>

<p>محمود احمدی‌نژاد امروز سه‌شنبه در نامه‌‌ای خطاب به سران هشت کشور صنعتی اعلام کرده است که کشورش غنی‌سازی اورانیوم را متوقف نخواهد کرد.</p>

<p>در این نامه که امروز در روزنامه یومیوری ژاپن منتشر شده، به نقل از آقای احمدی‌نژاد آمده است که ایران «تحمیلات غیرقانونی را نخواهد پذیرفت».</p>

<p>این در حالی است که نیکلا سارکوزی رئیس‌جمهوری فرانسه نیز در حاشیه این اجلاس از سفر قریب‌الوقوع خاویر سولانا مسئول سیاست‌خارجی اروپا به تهران برای آغاز دور جدید مذاکرات غرب با ایران برسر پرونده هسته‌ای‌اش خبر داده است.</p>

<p>غرب بیم دارد که جمهوری اسلامی از روند غنی‌سازی برای تولید یک بمب اتمی استفاده کند، اگرچه ایران همواره بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای‌اش تأکید کرده است. </p>

<p>در همین حال گمانه‌زنی‌ها در مورد حمله احتمالی به ایران به دلیل برنامه هسته‌ای تهران، در پی انتشار گزارش ماه گذشته مبنی بر اینکه اسرائیل برای چنین حمله‌ای تمرین کرده، بالا گرفته است.</p><hr /><small>در همین رابطه:<br/>● <a href="/news/2008/07/post_5577.html">سارکوزی از سفر سولانا به تهران خبر داد</a><br/>● <a href="/news/2008/07/_8_2.html">احمدی‌نژاد بار دیگر توقف غنی‌سازی را رد کرد</a><br/>● <a href="/news/2008/06/post_5456.html">گروه هشت خواستار توقف غنی‌سازی ایران شد</a><br/>● <a href="/news/2008/07/post_5568.html">سولانا: به نتیجه مذاکرات خوشبین نیستم</a><br/>● <a href="/news/2008/07/post_5532.html">ارائه پاسخ ایران به سولانا</a><br/>● <a href="/news/2008/07/post_5522.html">احتمال نظارت بیشتر آژانس بر فعالیت‌های ایران</a><br/>● <a href="/news/2008/07/post_5511.html">متکی از مذاکرات جدید ایران و غرب خبر داد</a></small></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>سارکوزی از سفر سولانا به تهران خبر داد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/07/post_5577.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.22621</id>
 
<published>2008-07-08T16:48:35Z</published>
<updated>2008-07-08T17:32:30Z</updated>
 
<summary>رئیس‌جمهور فرانسه در حاشیه نشست سران گروه هشت در ژاپن از سفر خاویر سولانا به تهران برای مذاکره در خصوص برنامه هسته‌ای ایران سفر خواهد کرد.</summary>
<author>



</author>
<category term="برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>نیکلای سارکوزی رئیس‌جمهوری فرانسه امروز سه‌شنبه در حاشیه نشست سران هشت کشور صنعتی موسوم به گروه هشت در ژاپن اعلام کرد که خاویر سولانا مسئول سیاست‌خارجی اتحادیه اروپا برای مذاکره در خصوص برنامه هسته‌ای ایران به تهران سفر خواهد کرد.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری رویترز از تویاکو، سارکوزی گفت: «آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا و آلمان تصمیم گرفته‌اند به منظور مذاکره در خصوص بسته پیشنهادی تجدید نظر شده‌ای که این شش کشور ماه گذشته به تهران ارائه کردند، سولانا را به این کشور بفرستند.»</p>

<p>سارکوزی در کنفرانسی خبری گفت: «ما تصمیم گرفته‌ایم سولانا را اعزام کنیم تا در مذاکراتی، به دقت بررسی کند چه تفاوت‌هایی میان پیشنهاد کنونی ایران و پیشنهادی که ما بر روی میز قرار داده‌ایم  وجود دارد.»</p>

<p>وی به تاریخ احتمالی سفر اشاره‌ای نکرد.</p>

<p>سولانا روز گذشته گفته بود که امیدوار است این ماه با سعید جلیلی مذاکره کننده ارشد هسته‌ای ایران دیدار کند.</p>

<p>اظهار تمایل سولانا برای مذاکره با جلیلی در حالی است که محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران بار دیگر اعلام کرده است که کشورش غنی‌سازی اورانیوم را متوقف نخواهد کرد.</p><hr /><small>در همین رابطه:<br/>● <a href="/news/2008/07/post_5568.html">سولانا: به نتیجه مذاکرات خوشبین نیستم</a><br/>● <a href="/news/2008/07/post_5532.html">ارائه پاسخ ایران به سولانا</a><br/>● <a href="/news/2008/07/post_5522.html">احتمال نظارت بیشتر آژانس بر فعالیت‌های ایران</a><br/>● <a href="/news/2008/07/post_5511.html">متکی از مذاکرات جدید ایران و غرب خبر داد</a><br/>● <a href="/news/2008/06/post_5469.html">لاریجانی: بسته پیشنهادی سراب است</a><br/>● <a href="/news/2008/06/post_5391.html">«موافقت اروپا با بسته پیشنهادی ایران»</a><br/>● <a href="/news/2008/06/post_5364.html">سولانا: ایران هنوز پاسخی ارائه نکرده است</a><br/>● <a href="/news/2008/06/post_5351.html">«ایران آماده مذاکره درباره بسته پیشنهادی است»</a><br/>● <a href="/news/2008/06/post_5335.html">«نه خروج از آژانس و نه تعلیق غنی‌سازی»</a></small></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>‫«ده‌نمكی سازمان‌دهی حمله را انجام می‌داد»‬</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/special/2008/07/post_599.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/special//28.22619</id>
 
<published>2008-07-08T16:45:27Z</published>
<updated>2008-07-08T16:46:33Z</updated>
 
<summary>سیامک فراهانی: امروز، نهمین سالگرد ۱۸ تیر ۷۸ است. حجت شریفی، عضو شورای منتخب متحصنین تیرماه ۷۸ در گفت و گو با رادیو زمانه می‌گوید: «دیدم یکی دست من را گرفت. آقای ده‌نمکی بود و گفت آقا همه بیایید. همه را جمع کرد و گفت نیم ساعت دیگر حمله می‌کنیم. یعنی حتی سازمان‌دهی حمله را انجام می‌داد. بعد حمله هم کردند که در یکی از این حمله‌ها، من آمدم در یکی از کوچه‌های جلوتر پنهان شدم و این‌ها که دیگر عقب نشستند، توانستم به داخل کوی بروم.»</summary>
<author>
<name>سیامک فرهی</name>


</author>
<category term="تاریخ" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/special/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080706_rooyi_Khat_Hojat_Sharifi.mp3'><img src="http://www.radiozamaaneh.com/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p><small><strong>امروز، نهمین سالگرد هجدهم تیرماه ۷۸ است. روزی که لباس شخصی‌ها به خوابگاه کوی دانشگاه وارد شدند و ضرب و شتم شدیدی اتفاق افتاد و روزهایی که بعد از آن شروع شد و دانشجویان، به حمله لباس شخصی‌ها به خوابگاه‌های دانشجویی و مجروح شدن دانشجوها و کشته شدن یک دانشجو اعتراض داشتند.</p>

<p>در این روزها، پس از ۹ سال، فرصتی برای نقد حواشی هجدهم تیرماه پیش آمده است. به همین بهانه، با حجت شریفی، نایب‌دبیر اسبق سازمان ادوار تحکیم وحدت و عضو شورای منتخب متحصنین تیرماه ۷۸ گفت و گو کردم.</strong></small></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/hojjat-sharifi.jpg' /><br/>
<small><small>حجت شریفی، نایب‌دبیر اسبق سازمان ادوار تحکیم وحدت و عضو شورای منتخب متحصنین تیرماه ۷۸</small></small>


</p>

<p><strong>جریان تندرو مشخصاْ چه اهدافی را دنبال می‌کرد؟</strong></p>

<p>تقریباً سال ۷۴ و ۷۵ همان زمانی که آن چوبه دار را برای دکتر سروش آوردند دم دانشگاه پلی‌تکنیک یا به تجمع بچه‌ها برای رد صلاحیت‌شدگان انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس حمله کردند یا واقعه‌ای که ۱۹ مهرماه ۷۵ در دانشگاه تهران اتفاق افتاد، همه این‌ها از همان زمان به بعد دیدند هر کاری که می‌کنند، دارند عقب می‌نشینند.</p>

<p>بعد دوم خرداد اتفاق افتاد و دیدند رفته رفته دارند یک سری پایگاه‌ها را از دست می‌دهند. به این نتیجه رسیده بودند که باید فضا به یک سمت خشونتی برده شود که در این خشونت، آن فرصت ارعاب فراهم شود.</p>

<p><strong>شما خودتان ۱۸ تیر در کوی حضور داشتید؟</strong></p>

<p>صبح ۱۸ تیرماه بله در کوی حاضر شدم؛ بعد از این‌که خبر حمله شب ۱۸ تیر را شنیدم. آن صبح که آمدم، مجبور بودم از دیواری که نیروهای امنیتی، نیروهای به اصطلاح انصار حزب‌الله آن زمان و لباس شخصی‌‌ها در چهارراه امیرآباد ساخته بودند، عبور کنم تا بتوانم به کوی برسم. پیراهنم را روی شلوارم انداختم و همراه این‌ها بودم.</p>

<p>بعد دیدم یکی دست من را گرفت. آقای ده‌نمکی بود و گفت آقا همه بیایید. همه را جمع کرد و گفت نیم ساعت دیگر حمله می‌کنیم. یعنی حتی سازمان‌دهی حمله را انجام می‌داد. بعد حمله هم کردند که در یکی از این حمله‌ها، من آمدم در یکی از کوچه‌های جلوتر پنهان شدم و این‌ها که دیگر عقب نشستند، توانستم به داخل کوی بروم.</p>

<p><strong>خود شما عضو شورای منتخب متحصنین بودید. علی‌رغم اجماع نسبی که وجود داشت و همین طور آن جمعیت زیاد و نوع اعتراضاتی که صورت می‌گرفت، چرا هیچ کدام از خواسته‌های معترضین محقق نشد؟</strong></p>

<p>من صراحتاً به یک سری از اشتباهات، اشتباهاتی که خود من هم درگیر بودم و کسان دیگر هم درگیر بودند و به آن اعتراف می‌کنند، (اعتراف می‌کنم.) من معتقدم که از روز ۱۹ تیرماه که اعتراضات شروع شد یک نکته خیلی آزاردهنده در اعتراضات دانشجویی بود و آن این‌که متأسفانه مدیریت درستی نسبت به این اعتراضات وجود نداشت. البته باید پذیرفت شاید یک جاهایی هم امکان مدیریت نبود. ولی خب همه هم به خاطر امکان نبود و یک جاهایی هم به نظر من ضعف و ناتوانی بود.</p>

<p>جالب این بود که در کنار این ضعف و ناتوانی یک نوع عدم درک درست و عدم شناخت درست نسبت به شرایط هم وجود داشت؛ حالا هم در بدنه دانشجویان و هم در مدیریت آن جریان. اولاً که نسبت به شرایط و توانایی‌های خود جنبش دانشجویی درک درستی وجود نداشت. بعضاً می‌گفتند حالا که می‌خواهیم اعتراض کنیم، برویم صدا و سیما را بگیریم. یعنی واقعاً هم باور داشتند و جمعیت را نمی شد دیگر کنترل کرد.</p>

<p><strong>عدم درک درست از چه ناشی می‌‌شد؟</strong></p>

<p>به دلیل همان عصبیت. یعنی همه ما خیلی عصبانی بودیم. اتفاق و فاجعه خیلی بدی افتاده بود. خلاصه بگویم عدم درک درست از شرایط خودمان، عدم درک درست از قدرت حاکمیت. یعنی در روزهای اول اصلا کسی فکر نمی‌کرد که این جریان ساخته حکومت است؛ بخش اقتدارگرای حاکمیت، اگر نخواهم کلیت حاکمیت را بگویم. کسی توجه نمی‌کرد که ما در روزهای اول ۱۹ و ۲۰ تیرماه کوچک‌ترین مقاومتی از جانب نیروهای امنیتی یا نظامی و انتظامی در خیابان‌ها شاهد نبودیم</p>

<p>یک نکته‌ای هم که وجود داشت، (این بود که) نیروهای انحرافی که توی مجموعه بودند. یعنی به انحاء مختلف تحریک می‌کردند. اصلاً اجازه مدیریت واحد را نمی‌دادند. فکر می‌کردند که الان دارند غنایم تقسیم می‌کنند؛ الان دارد کابینه حکومت بعد ریخته می‌شود. بودند گروه‌هایی که هیچ گونه عقبه و چیزی نداشتند، ولی آمدند و هم برای خودشان و هم برای بقیه هزینه درست کردند.</p>

<p><strong>بین این عده نیروهای امنیتی هم بودند؟</strong></p>

<p>عصر ۲۱ تیرماه یعنی دوشنبه به عینه می‌دیدم افرادی که بچه‌ها را تحریک می‌کردند به خیابان بروند و اصلاً در خیابان ریختن‌ها، از همه بیشتر شعار می‌دادند. بعدازظهرش دیدم همین‌ها، باتوم به دست، دارند دنبال بچه‌ها می‌کنند.</p>

<p><strong>به نظر می‌رسد در کنار عدم مدیریت درست اعتراضات مشکل عمده ناشی از غیرعقلانی بودن خواسته‌های مطرح شده بود؟</strong></p>

<p>فکر می‌کنم این چیزی است که اخیراً جنبش دانشجویی یاد گرفته است. یاد گرفته که شعار مشروط بدهد؛ اما مقاومتش برای آن شعار محدود، نامحدود باشد. چیزی که آن‌جا رعایت نمی‌شد. شعارها بسیار نامحدود بود.</p>

<p><strong>آیا می‌شود گفت ضعف عملکرد اصلاح‌طلبان هم زمینه را برای تندروی هرچه بیشتر جریان اقتدارگرا فراهم کرد؟</strong></p>

<p>به نظر من شخص آقای خاتمی در این جریان کوتاهی انجام داد. آقای خاتمی هم فکر می‌کنم در کش و قوس این عدم تحلیل بود و متأسفانه فرصت را برای این‌که بیاید در عرصه و آن حرکتی را که شده، محکوم کند، از دست داد.</p>

<p>من مثل خیلی‌ها نیستم که تعلل را فقط مختص خاتمی بدانم. تعلل از سران جنبش دانشجویی گرفته تا بدنه، تا دل‌سوزان، تا حتی احزاب و گروه‌ها، مطبوعات و همه این‌ها بود؛ خاتمی هم بود.</p></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>بحث ایران از حاشیه به متن </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/maroufi/2008/07/post_128.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/maroufi//38.22504</id>
 
<published>2008-07-08T16:15:48Z</published>
<updated>2008-07-08T16:20:12Z</updated>
 
<summary>در مطلب هفتاد ثانیه با چهره‌ها در گفتگو با مهدی خلجی نظرهای زیادی داشتیم که بحث اصلی ما را کشانده به زبان رسمی در ایران. ماجرای پان‌ترکیسم و در نهایت مساله یکپارچگی کشور ایران. به نظر من چقدر عالی می‌شد اگر کردها و ترک‌ها و عرب‌ها در ایران می‌توانستند در مدرسه به زبان مادری‌شان هم خواندن و نوشتن را بر اساس متد علمی یاد بگیرند. فکر می‌کنم باید بیشتر روی این مساله کار کنیم و نگذاریم این یکپارچگی ایران از بین برود و نگذاریم کسانی به بهانه‌های مختلف روی تكه‌تكه‌شدن ایران‌مان فکر کنند و نقشه بکشند. امیدوارم بتوانیم بحث را از حاشیه به متن بکشانیم و در همین رادیو زمانه یک میدان گفت و شنود از همین زبان فارسی برپا کنیم.
</summary>
<author>



</author>
<category term="با آقای نویسنده" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/maroufi/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>این هفته داشتم فوتبال قهرمانی اروپا را دنبال می‌کردم و در هیجان بردها و باخت‌ها من هم سهمی داشتم. جدای برد و باخت، فوتبال اسپانیا همیشه برای من تماشایی و زیبا است و امیدوارم حتی برای یک بار هم که شده تیم محبوب من به قهرمانی برسد. </p>

<p>اما در طول این هفته یک خبر بسیار قشنگ دیگر هم شنیدم و آن اینکه پایگاه اتمی کره شمالی فروریخت. این یعنی یک دهم از ناگواری یک فاجعه کاسته شد که سعی می‌کنم در این مورد بعدا بیشتر حرف بزنم. به هرحال این خبر را به مردم جهان تبریک می‌گویم. امید اینکه تمام صاحبان انرژی اتمی و تمام آنهایی که می‌خواهند از این تاسیسات خطرناک و ضد بشری داشته باشند از خر شیطان بیایند پایین و به خورشید و باد و خاک و آب اقتدا کنند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080629_maroofi_ba_aghayeh_newisandeh.mp3'><img src="http://www.radiozamaaneh.com/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>دوستان عزیز شنونده رادیو زمانه، این هفته برای چند مطلبی که من داشتم نامه‌های زیادی گرفتم. به خصوص در بخش ایران. یعنی سوالی که من کرده بودم «ایران یعنی چه؟» </p>

<p>در برنامه هفتاد ثانیه با چهره‌ها موضوع مهدی خلجی یک کم بحث‌برانگیز شد و نامه‌های زیادی راجع به این مساله به دست ما می‌رسد. اما پیش از این بروم روی یک نامه از یک خواننده عزیزی به نام سمانه که با سمانه قبلی، خودش می‌گوید، فرق می‌کند. </p>

<p><strong><small>در برنامه این سو و آن سوی متن تحت عنوان «نویسنده کیست؟» سمانه برای من نوشته: من یک چند وقتی است، حدودا چهار پنج سالی است که دارم به نویسنده‌شدن فکر می‌کنم. ولی دو تا مشکل عمده دارم که نمی‌دانم دقیقا با آنها چکار کنم. </p>

<p>یکی اینکه هرچه می‌نویسم، که عموما از سه چهار صفحه تجاوز نمی‌کند، به شدت احساس کراهتم را برمی‌انگیزد که آخر چرا من اینقدر دیدم محدود و بیانم ضعیف است. </p>

<p>مشکل دوم این است که به عکس گذشته که خوره کتاب بودم الان دیگر میلی به کتاب ندارم. یعنی دارم ولی داستان دیگر جلبم نمی‌کند. دنبال یک چیز دیگر هستم ولی نمی‌دانم چه؟ از طرفی وقتی به لیست نویسنده‌ها و کتاب‌هایی که فقط در عمرم اسم آنها را شنیدم، به سختی احساس حماقت می‌کنم که چرا کتاب خواندن را بصورت کرم کتابی گذاشتم کنار. </p>

<p>یک چیز دیگر؛ چندوقت پیش داشتم داستان «رویای آدم مضحک» داستایفسکی را می‌خواندم. به نظرم رسید چقدر مزخرف است. فکر کنم یک مرگی‌ام شده. آخر به نظرم بیشتر شبیه اعترافات و موعظات یک کشیش بدبخت مالیخولیایی بود. یک چیز دیگر هم همیشه در حال غرزدن و ونگ‌زدن درونی هستم.</small></strong></p>

<p>خب من به سمانه عزیز راجع به هر دو مشکلش می‌توانم بگویم فکر کنم لازم باشد کمی بیشتر کتاب بخواند. کتاب‌هایی بخوانی که برجسته است و به عنوان شاهکارهای نویسند‌گان شناخته شده. فعلا باید از کتاب‌های درجه دو نویسندگان پرهیز کنی. آثار درجه یک نویسندگان را بخوانی.</p>

<p> اگر در اینسو و آنسوی متن لابلای درس‌های داستانی‌ام بگردی کلی کتاب خوب هست که من نشانی‌هایش را برایت دادم و بعد اینکه وبگردی میدان نوشتن را کوتاه و محدود کرده. </p>

<p>همه می‌خواهند یک چیزی تلگرافی بنویسند و بروند به بقیه وبگردی بپردازند. همه می‌خواهند وقتی مطلبشان را نوشتند واکنش خواننده‌های‌شان را همان موقع ببینند. تا لحظاتی این موضوع جواب می‌دهد. ولی بعد یواش یواش آدم و نوشته‌اش می‌پیوندد به رودخانه فراموشی تاریخ. </p>

<p>همین پدیده اینترنت و وبلاگ‌نویسی و وبگردی نشان داده که مطلب دندان‌گیر ماندنی‌تر و خواندنی‌تر است. نظامی می‌گوید: کم گوی و گزیده گوی چون در / تا زاندک تو جهان شود پر. </p>

<p>همین پدیده اینترنت و وبلاگ‌نویسی و وبگردی پر مطالبی است که آدم می‌گوید حیف وقت و حیف کلمه که آدم صرف این چیزها بکند. ولی یک چیز نوظهور است که مدتی وقت و ذهن كتاب‌خوان‌ها را هم می‌گیرد و عاقبت آدم‌ها برمی‌گردند به همان كتاب‌خوانی. چون تجربه تاریخی بشر نشان داده که آدم‌ها تا وقتی چیزی را می‌توانند ببرند در رختخواب نمی‌توانند از آن دل بکنند.</p>

<p>در مطلب هفتاد ثانیه با چهره‌ها در گفتگو با مهدی خلجی نظرهای زیادی داشتیم که بحث اصلی ما را کشانده به زبان رسمی در ایران. ماجرای پان‌ترکیسم و در نهایت مساله یکپارچگی کشور ایران. </p>

<p>من تا آنجایی که در درس‌های تاریخ مدرسه خواندم یادم می‌آید که حتی قبل از حمله عرب‌ها و مغول‌ها و ترک‌ها و افغانی‌ها و حتی در دوران خلافت بنی‌امیه و بنی‌عباس زبان ما ایرانی‌ها همین زبانی بوده که داریم با آن حرف می‌زنیم. حالا اسم آن هرچه می‌خواهد باشد، باشد. </p>

<p>فردوسی هم همه تلاشش را کرده که زبان فارسی را زنده نگه دارد و می‌گوید که: بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی. </p>

<p>من فکر می‌کنم هیچکس حتی رژیم اسلامی هم مخالف این نیست که مثلا کتاب‌های نیچه و کانت و داستایفسکی و چخوف و همینگوی به ترکی و کردی و عربی ترجمه بشود. اما خود دولت برای این کار سرمایه‌گذاری نمی‌کند و من می‌پرسم مگر روی کتاب‌های فارسی همین علما سرمایه‌گذاری می‌کند. </p>

<p>حالا در شرایطی هستیم که همین انتشار گاه و بی‌گاه کتاب به زبان فارسی هم برای ما ایرانی‌ها غنیمت است. یعنی قاچ زین را بچسبیم، سواری پیشکش.</p>

<p>و خب چقدر عالی می‌شد اگر کردها و ترک‌ها و عرب‌ها در ایران می‌توانستند در مدرسه به زبان مادری‌شان هم خواندن و نوشتن را براساس متد علمی یاد بگیرند. من فکر می‌کنم باید بیشتر روی این مساله کار کنیم و نگذاریم این یکپارچگی ایران از بین برود و نگذاریم کسانی به بهانه‌های مختلف روی تكه‌تكه‌شدن ایران‌مان فکر کنند و نقشه بکشند.</p>

<p>چون قدرت‌های بزرگ تلاش می‌کنند مثلا آلمان شرقی و غربی را به هم بچسبانند و از آن طرف تلاش زیادی می‌شود که کشورهای عقب‌افتاده مثلا بالکان به تکه‌های کوچولو تقسیم بشود. </p>

<p>یکپارچگی ایران و زبان فارسی مساله مهمی است که اگر دقت کرده باشیم در همین دو سه هفته اخیر مطالبی از سوی دکتر باطنی، رضا شکراللهی و مهدی جامی در رسانه‌های دیگر منتشر شده.</p>

<p>امیدوارم بتوانیم بحث را از حاشیه به متن بکشانیم و در همین رادیو زمانه یک میدان گفت و شنود از همین زبان فارسی برپا کنیم.</p>

<p>تا برنامه دیگر شما را به خدای بزرگ می‌سپارم</p></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>گریز از خویش یا بیگانه</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/idea/2008/07/post_339.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/idea//23.22594</id>
 
<published>2008-07-08T15:13:47Z</published>
<updated>2008-07-08T15:14:05Z</updated>
 
<summary>آرش نراقی: از نظر مولانا، راه حل خیامی، اولاً راه حلی انفعالی است؛ نه فعالانه؛ یعنی نوعی تسلیم و وانهادگی است؛ نه تلاش و تقلایی مثبت برای یافتن برون شو. ثانیاً راه حلّی غیر‌صادقانه است؛ زیرا نهایتاً مبتنی بر انکار و فریب خویشتن است.‌ انسان صادق باید حقیقت خویشتن را بشناسد، بپذیرد و مشفقانه و صبورانه بپیراید و بپروراند. ‌اما آن کس که خویشتن خویش را انکار می‌کند، و می‌کوشد حقیقت را به خود بفراموشاند، به خود خیانت ورزیده است.</summary>
<author>
<name>آرش نراقی</name>


</author>
<category term="مقالات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/idea/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p align="center"><strong>(۴)</strong></p>

<p>اما در برابر رنج جانکاه این هوشیاری یا «آگاهی دردناک» چه می‌توان کرد؟<br />
واکنش حکیم نسبت به تراژدی هستی تا حدّ زیادی به تلقی او از ماهیت این سرشت سوگناک بستگی دارد. ‌همان‌طور که پیشتر اشاره شد، بنیان تراژدی را باید در تجربه عدم جست. ‌حکیم هستی را تنیده از تار وجود و پود عدم می‌یابد.‌ </p>

<p>زوال‌پذیری یعنی به سوی عدم رفتن، مرگ‌پذیری یعنی به عدم پیوستن، بی‌معنایی یعنی زندگی را پوچ و هیچ دانستن. ‌آگاهی دردناک شهود، وجه عدم‌آمیز هستی است.‌ بنابراین، نحوه رویارویی حکیم با تراژدی هستی نهایتاً به تلقی او از ماهیت «عدم» بستگی دارد.</p>

<p>از منظر اندیشه خیامی، «عدم» عبارتست از تاریکی محض، و محض نیستی.  به این اعتبار، «عدم» به معنای دقیق کلمه «تهدید هستی» است. ‌«مرگ» را باید نابودی محض، و نقطه پایان قطعی و محتوم دانست. ‌این تلقی از «عدم» را آشکارا می‌توان در رباعیات خیامی بازیافت:</p>

<p align="center"><em>ز آن پیش که بر سرت شبیخون آرند<br />فرمای که تا باده گلگون آرند<br />تو زر نه‌ای ای غافل نادان که تو را<br />در خاک نهند و باز بیرون آرند</em></p>

<p>و البته معنای این سخن این است که به حیاتی ماورای مرگ نباید دل خوش کرد:</p>

<p align="center"><em>گویند مرا که دوزخی باشد مست<br />قولی است خلاف دل در آن نتوان بست<br />گر عاشق و می‌خواره به دوزخ باشند<br />فردا ببینی بهشت همچون کف دست</em></p>

<p>بنابراین، از نظر حکیم خیامی تهدید عدم، دردی بی‌درمان است. «تراژدی هستی» را نمی‌توان چاره کرد. ‌فقط باید کوشید تا از رنج آن کاست، و درد آن را تسکین داد. ‌گویی تهدید عدم بیماریی مهلک و درمان‌ناپذیر است. ‌</p>

<p>وقتی که طبیب از درمان بیماری درد‌انگیزی درمی‌ماند، چه باید بکند جز آن‌که از درد آن بکاهد، و به بیمار فرصتی بدهد تا پیش از شبیخون مرگ، اندکی بیاساید.‌ در واقع، فلسفه دم غنیمت شماری، و خوشباشی خیامی را باید پاسخ خیام به آگاهی دردناک از سویه‌های سوگناک ‌هستی دانست. ‌اگر به این درد تسلیم شویم، فرصت یگانه و تکرارناپذیر زیستن را از کف داده‌ایم. ‌خیام به ما توصیه می‌کند که شهد لحظه را تا به آخر بمکیم، دم را غنیمت بشماریم، و خوشباشی پیشه کنیم:</p>

<p align="center"><em>این قافله عمر عجب می‌گذرد<br />دریاب دمی که با طرب می‌گذرد<br />ساقی غم فردای حریفان چه خوری<br />پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد</em></p>

<p>و در جای دیگر:</p>

<p align="center"><em>خیام اگر از باده مستی خوش باش<br />گر باصنمی دمی نشستی خوش باش<br />پایان همه عمر جهان نیستی است<br />پندار که نیستی، چو هستی خوش باش</em></p>

<p>فلسفه دم غنیمت‌شماری و خوشباشی خیامی، مطلقاً از سر لاابالی‌گری و سطحی‌نگری نیست، حاصل درک عمیق اوست از سرشت سوگناک هستی بشر در این عالم. ‌واکنش روح حساس و لطیفی است که توان کشیدن بار هستی را از کف داده است:</p>

<p align="center"><em>من بی می ناب زیستن نتوانم<br />بی باده کشید بار تن نتوانم<br />من بنده آن دمم که ساقی گوید<br />یک جام دگر بگیر و من نتوانم</em></p>

<p>ردّ پای این اندیشه خیامی را نیز می‌توان در حافظ یافت:</p>

<p align="center"><em>خیز و در کاسه سر آب طربناک انداز<br />پیش‌تر ز آن‌که شود کاسه سر خاک انداز<br />عاقبت منزل ما وادی خاموشان است<br />حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز</em></p>

<p align="center"><em>غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم<br />دواش جز می ناب چو ارغوان نمی‌بینم</em></p>

<p align="center"><em>اگر نه باده غم دل زیاد ما ببرد<br />نهیب حادثه بنیاد ما زجا ببرد<br />اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر<br />چگونه کشتی ازین ورطه‌ی بلا ببرد<br />طبیب عشق منم باده ده که این معجون<br />فراغت آرد و اندیشه خطا ببرد</em></p>

<p>به بیان ساده‌تر برون شوی خیامی از چنبره تراژدی این است: ‌اکنون که از چنگال تهدید عدم نمی‌توان گریخت، و رنج هوشیاری را نیز نمی‌توان تاب آورد، بهتر آن است که هوشیاری‌زدایی کنیم، یعنی آن آگاهی دردناک را که عیش زیستن را بر ما تیره می‌کند، به خود بفراموشانیم، و آن‌چه را که عارفان «پرده های غفلت» می‌خوانند، ستبرتر کنیم.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/khayyamqwq.jpg' /><br/>
<small><small>خیام</small></small>


</p>

<p>جالب آن است که مولانای عارف نیز وقتی به احوال این هوشیاران دردمند و شکننده نظر می‌کند، با ایشان همدلی می ورزد. ‌گویی او این ابیات را در توصیف روح حساس خیام سروده است:</p>

<p align="center"><em>تا دمی از هوشیاری وارهند<br />ننگ خمر و زمر بر خود می‌نهند<br />جمله دانسته که این هستی فخ است<br />فکر و ذکر اختیاری دوزخ است<br />می‌گریزند از خودی در بی‌خودی<br />یا به مستی یا به شغل ای مهتدی<br /><br />(‌مثنوی، دفتر ششم، ابیات ۲۲۵ به بعد)</em></p>

<p>مولانا همدلانه می‌پذیرد که پاره‌ای از روح‌های حساس رازهای سهمگینی را در این عالم کشف می‌کنند، و در نتیجه از بهشت امن غفلت رانده می‌شوند و به ناگزیر مستی و سرمستی را به عنوان دارویی برای تسکین درد جانکاه آن هوشیاری برمی‌گزینند.‌ این حکیم عارف دست کم، رازدانی و لطافت این روح‌های شکننده را تصدیق می‌کند، و رنج ایشان را همدلانه می‌نگرد.</p>

<p align="center"><strong>(۵)</strong></p>

<p>اما البته مولانا، پاسخ خیامی به سرشت سوگناک هستی را پذیرفتنی نمی‌داند. ‌از نظر او، واکنش خیامی دست کم سه اشکال اساسی دارد:</p>

<p>اول آن‌که، از نظرمولانا این راه حل، پاسخ مطلوبی نیست. ‌نفی هوشیاری، ستبر کردن پرده‌های غفلت، و به رسمیت شناختن بی‌خبری، کار خردمندانه‌ای نیست.</p>

<p> ‌فردی که به بیماری صعب‌العلاجی گرفتارست، بهتر است فرض را بر آن بگذارد که درمانی درکار است. ‌کسی که از یافتن درمان نومید می‌شود، و بیماری خود را نادیده می‌گیرد، دست کم از دو حیث به خود آسیب می‌زند: ‌اولاً- بیماری را به حال خود رها می‌کند تا پیشرفت کند؛ ثانیاً - اگر درمانی درکار باشد، خود را از کشف آن محروم می‌کند. اگر درمانی درکار باشد، کوشندگان امید بیشتری به یافتن آن دارند تا خفتگان. به تعبیر مولانا:</p>

<p align="center"><em>دوست دارد یار این آشفتگی<br />کوشش بیهوده به از خفتگی</em></p>

<p>دوم آن‌که، حتی اگر این کار مطلوب باشد، ممکن نیست. ‌سویه‌های سوگناک هستی را باید ناشی از نحوه بودن ما در این عالم دانست. ‌به بیان دیگر، تراژدی وجهی از وجوه ذاتی ما در این عالم است.‌ ‌ما ذاتاً موجوداتی عدم‌آمیز هستیم. ‌انکار این واقعیت، انکار خویشتن واقعی ماست. ‌و انسان از هرچه بگریزد، از خویشتن گریزی ندارد. ‌مولانا به ما می‌گوید که چه بسا بتوان از موجود بیگانه گریخت، اما گریز از خویشتن ممکن نیست:</p>

<p align="center"><em>می‌گریزم تا رگم جنبان بود<br />کی گریز از خویشتن آسان بود<br />آن‌که از غیری بود او را فرار<br />چون ازو ببرید گیرد او قرار<br />من که خصمم هم منم اندر گریز<br />تا ابد کار من آمد خیز خیز<br />نه به هندست آمن و نه در ختن <br />آن‌که خصم اوست سایه خویشتن<br />(مثنوی، دفتر پنجم، ابیات ۶۶۸ به بعد)</em></p>

<p>بنابراین، تا این‌جا از نظر مولانا، راه حل خیامی، اولاً، راه حلی انفعالی است نه فعالانه، یعنی نوعی تسلیم و وانهادگی است، نه تلاش و تقلایی مثبت برای یافتن برون شو؛ ثانیاً، راه حلّی غیر‌صادقانه است، زیرا نهایتاً مبتنی بر انکار و فریب خویشتن است.‌ انسان صادق باید حقیقت خویشتن را بشناسد، بپذیرد و مشفقانه و صبورانه بپیراید و بپروراند. ‌اما آن کس که خویشتن خویش را انکار می‌کند، و می‌کوشد حقیقت را به خود بفراموشاند، به خود خیانت ورزیده است.</p>

<p>اما مهم‌تر از همه، مولانا معتقد است که راه حل خیامی بر تصویر ناقصی از واقعیت بنا شده است. ‌از نظر مولانا، تصویر خیامی از واقعیت درست است، اما کامل نیست.‌ زیرا وجهی از واقعیت را همه واقعیت انگاشته است.</p>

<p>از نظر عارفانی مانند مولانا، عالم دو چهره دارد: چهره غربی، و چهره شرقی.  چهره غربی وجه تیره و حجاب‌آسای جهان است، و چهره شرقی وجه روشن و آیه‌آسای آن. ‌بگذارید برای روشن شدن این معنا مثالی بزنم. </p>

<p>فرض کنید که کسی با انگشت به سوی ماه اشاره می‌کند.  در این حالت، آن انگشت دو چهره می‌یابد: ‌اگر چشم تو محدود و متمرکز بر خود انگشت شود، وجه غربی انگشت بر تو آشکار شده است. ‌اما اگر چشم تو خط انگشت اشاره را پی بگیرد و به ماه که در ورای انگشت بر آسمان می‌تابد هدایت شود، وجه شرقی انگشت بر تو آشکار شده است. </p>

<p>در حالت نخست، حصر توجه تو به انگشت، مانع از آن است که ماه را بر آسمان ببینی، یعنی آن انگشت، حجاب رؤیت تو می شود، این وجه حجاب‌آسای آن انگشت است. ‌اما در حالت دوم، آن انگشت، نشانه و آیه‌ای می‌شود برای چیزی ماورای آن، این وجه آیه‌آسای این انگشت است. ‌اگر کسی ادعا کند که این انگشت، حیثیت حجاب‌آسا دارد درست گفته است، اما اگر ادعا کند که هیچ حیثیتی جز حجاب آسایی ندارد، خطا کرده است. </p>

<p>از نظر مولانا، خیام جهان را در چهره غربی آن آزمود، تجربه او اصیل و واقعی بود، اما خطای او آن‌جا‌ست که جهان را در چهره‌ی غربی آن منحصر پنداشت.</p>

<p>خوب‌ست برای روشن شدن این تفاوت یکی از ابیات خیامی حافظ را با پاره‌ای ابیات مولانا مقایسه کنیم.‌ حافظ، تجربه خود را از  عالم در قالب این تصویر زنده و زیبا بیان می‌کند:</p>

<p align="center"><em>بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین<br />کین اشارت به جهان گذرا ما را بس</em></p>

<p>در این‌جا حافظ جهان را به مثابه رودی جاری می‌بیند، و وقتی که به آن می‌نگرد زوال‌پذیری لحظه‌های آن رود در چشم او می‌نشیند.‌ حافظ آن رود را از آن حیث که دم به دم می‌میرد و به عدم می‌پیوندد می‌نگرد.‌ یعنی او لحظه را در لبه زوال می‌بیند.</p>

<p>اکنون به این تصویر مولانا نظر کنید:</p>

<p align="center"><em>عالم چون آب جوست بسته نماید ولیک <br />می‌رود و می‌رسد نو نو این از کجاست؟<br />نو ز کجا می‌رسد، کهنه کجا می‌رود<br />گرنه ورای نظر عالم بی‌منتهاست<br />روز نو و شام نو باغ نو و دام نو<br />هر نفس اندیشه نو نو خوشی و نو غناست<br />چیست نشانی آنک هست جهانی دگر<br />نو شدن حال‌ها رفتن این کهنه‌هاست</em></p>

<p>مولانا هم مانند حافظ جهان را رودی جاری می‌بیند، اما وقتی به آن نظر می‌کند، لحظه را نه در دم مرگ، که در هنگام تولد آن می بیند.‌ حافظ میرندگی و زوال‌پذیری لحظه را شکار می‌کند، و مولانا نوشوندگی و تولد آن را.  </p>

<p>البته هر دو به رود واحدی نظر می‌کنند، اما آن پدیده واحد را از دو منظر متفاوت می‌نگرند. ‌یکی جهان را از آن حیث که دم به دم به عدم می‌پیوندد شهود می‌کند، و دیگری همان جهان را از آن حیث که دم به دم به وجود می‌آید. ‌یکی وجه غربی عالم را می‌بیند، دیگری وجه شرقی آن را. ‌و کسی که جهان را در چهره شرقی آن شهود می‌کند، البته درکی یک‌سره متفاوت از «عدم» می‌یابد، و به تبع تصورش از «تراژدی هستی» و نحوه رویارویی با آن نیز تغییر می‌کند.</p>

<p align="center"><strong>(۶)</strong></p>

<p>اما درک مولانا از «عدم» چیست؟ ‌بدون تردید تجربه و تفسیر مولانا از «عدم» یک‌سره متفاوت از تجربه و تفسیر خیامی است.  همانطور که پیشتر اشاره شد، از منظر خیامی، عدم عبارتست از تاریکی محض، و محض نیستی. </p>

<p>اما از منظر مولانا، «عدم» سرچشمه وجود و منشأ نوشوندگی عالم و آدم است.‌ مولانا، عدم را نه نیستی که تراکم وجود می‌داند. ‌بگذارید این معنا را در قالب تمثیلی توضیح دهم. ‌ما در دو حالت است که تجربه «تاریکی» داریم: ‌یکی وقتی است که فضا واقعاً و کاملاً تاریک است، هیچ نوری در کار نیست. ‌در این حالت، «تاریکی» همانا «عدم نور» است. </p>

<p>اما حالت دوم، وقتی است که نور در نهایت شدّت و در قوّت تابندگی است.  در این وضعیت هم چشم از فرط تابندگی چیزی نمی‌بیند، و تجربه تاریکی را می‌آزماید. در این حالت، «تاریکی» همانا «تراکم نور» است. ‌</p>

<p>تجربه مولانا از عدم، از نوع دوم بود. ‌از منظر او زوال‌پذیری عبارت‌ست از آن‌که چیزی از سپهر ظاهر به اقلیم باطن می‌رود، و نوشوندگی عبارت‌ست از آن‌که چیزی از اقلیم باطن به سپهر ظاهر در می‌آید. ‌در واقع ما فقط بخشی از آن رود خروشان را می‌بینیم که همانا عالم ظاهر است، اما این رود رویه پنهانی هم دارد که مانند دریا کهنه‌ها و پلیدی‌های رود ظاهر را در خود فرو می‌کشد، می‌پالاید، و پاکیزه به سپهر ظاهر باز می‌گرداند.</p>

<p>بنابراین، از منظر مولانا، «عدم» نیستی نیست، «غیب» یا «باطن» این عالم است.‌ از منظر خیام، وجود در نیستی محو می‌شود، و لذا همه چیز در روندی شتابناک رو به زوال می‌رود. ‌اما از منظر مولانا، پاره‌هایی از وجود، از ظاهر به باطن می‌روند، و از باطن به ظاهر درمی‌آیند. </p>

<p>‌بنابراین، آن‌چه به چشم جهان‌بین، زوال پذیری است، به دیده جان‌بین، نوشوندگی است. ‌به همین اعتبار است که مولانا آن‌چه را که خیام «عدم» می‌داند، ساحتی می‌بیند که گرچه نیست می‌نماید، اما به واقع هست است (هست نیست نماست)، و آن‌چه را که در چشم خیام هست می‌نماید، به واقع نیست می‌داند (نیست هست‌نما):</p>

<p align="center"><em>نیست را بنمود هست و محتشم<br />هست را بنمود بر شکل عدم<br />بحر را پوشید و کف کرد آشکار<br />باد را پوشید و بنمودت غبار<br /><br />(مثنوی، دفتر پنجم، ابیات ۱۰۲۶ به بعد)</em></p>

<p>و دقیقاً از همین روست که مولانا، برخلاف خیام، «عدم» را تهدید نمی‌بیند، آن را «مبارک جایی» می‌یابد که سرچشمه وجود است:</p>

<p align="center"><em>این عدم خود چه مبارک جایی است <br />که مددهای وجود از عدم است<br />همه دلها نگران سوی عدم<br />این عدم نیست که باغ ارمست<br />این همه لشکر اندیشه‌ی دل<br />زسپاهان عدم یک علم است<br />زتو تا غیب هزاران سال است<br />چون روی از ره دل یک قدمست<br /><br />از عدم‌ها سوی هستی هر زمان<br />هست یارب کاروان در کاروان<br /><br />(مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۸۹۲)<br /><br />جای دخل است این عدم از وی مرم<br />جای خرج است این وجود بیش و کم<br /><br />(مثنوی، دفتر دوم، ۶۹۱)</em></p>

<p>درک متفاوتی که عارف و نیهیلیست از عدم دارند، وضعیت وجودی و عاطفی آن‌ها را از هم متمایز می‌کند: ‌خیام عدم را تهدید وجود می‌بیند، و از همین رو در رویارویی با آن، رنگ رخ می‌بازد و مضطرب و وحشت زده می‌شود، و به دامان خوشباشی و باده‌نوشی می‌گریزد. ‌اما مولانا عدم را مبارک جایی می‌بیند که سرچشمه تازگی‌ها و زیبایی‌های عالم است، و از این رو در رویارویی با آن، شیفته و دلباخته می‌شود:</p>

<p align="center"><em>بر عدم باشم نه بر موجود مست<br />ز آن که معشوق عدم وافی‌تر است<br /><br />(مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۱۵)</em></p>

<p>مولوی در مثنوی داستان شیرین درویشی را نقل می کند که وقتی سفره‌ای تهی دید، و شورمندانه بر گرد آن رقصیدن آغاز کرد. ‌کسی از درویش سرّ این شوریدگی را پرسید، و درویش به او پاسخی داد که از نسبت عاطفی خود مولانا با تجربه‌ی عدم حکایت می‌کند:</p>

<p align="center"><em>بوالفضولی گفت صوفی را که چیست<br />سفره‌ای آویخته و زنان تهی ست<br />گفت رو رو نقش بی معنی ستی<br />تو بجو هستی که عاشق نیستی<br />عشق نان بی‌نان غذای عاشق است<br />بند هستی نیست هر کو صادق است<br />عاشقان را کار نبود با وجود<br />عاشقان را هست بی‌سرمایه سود<br />عاشقان اندر عدم خیمه زدند<br />چون عدم یک رنگ و نفس واحدند<br /><br />(مثنوی، دفتر سوم، ابیات ۳۰۱۴ به بعد)</em></p>

<p>از همین روست که مولانا عدم را نه «تهدید» که «پناه» می‌بیند، و هراس از آن را ناشی از بدفهمی می‌داند:</p>

<p align="center"><em>جمله عالم زین غلط کردند راه<br />کز عدم ترسند و آن آمد پناه<br /><br />(مثنوی، دفتر ششم، بیت ۸۲۱)</em></p>

<p align="center"><strong>(۷)</strong></p>

<p>به محض آن‌که درک فرد از «عدم» تغییر می‌کند، تلقی او از «تراژدی هستی» نیز تحول می‌پذیرد. ‌از نظر مولانا «تراژدی هستی» در این است که آدمی نگاه خود را به ظواهر یا کفی که بر رویه دریای هستی نقش بسته محدود و منحصر کند، و چیزی ورای آن را نبیند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/mev22asa.jpg' /><br/>
<small><small>مولانا</small></small>


</p>

<p>حصر نگاه در وجه غربی عالم، بن مایه سرشت سوگناک هستی است. ‌به محض آن‌که فرد «عدم» را نه نیستی که غیب و باطن این عالم ببیند، و زندگی خود را در آن بستر فراختر بنشاند، تراژدی از میان برمی خیزد. ‌سویه‌های سوگناک هستی ناشی از تنگنای عالم نیست، ناشی از تنگی نگاه عالمیان است.</p>

<p>برای آن‌که تفاوت نگاه و وضعیت وجودی این دو حکیم آشکارتر شود، خوب‌ست که تلقی ایشان را از مقوله مرگ، به اختصار با یکدیگر مقایسه کنیم:</p>

<p>از منظر خیامی، مرگ، نیستی مطلق و پایان راه است. ‌کوزه خوش‌تراش وجود ما یک‌باره به زمین کوفته می‌شود، و برای همیشه از میان می‌رود. ‌بنابراین، طبیعی است که صدای گام‌های مرگ در ما وحشت، اضطراب و حس عمیقی از افسوس برانگیزد. ‌تصویر خیامی از مرگ را می‌توان در این رباعی بازیافت:</p>

<p align="center"><em>دنیا که در او ثبات کم می‌بینم<br />در هر نفسش هزار غم می‌بینم<br />چون کهنه رباطی است که از هر طرفش<br />راهی به بیابان عدم می‌بینم</em></p>

<p>از نگاه او دنیا، کاروان‌سرایی در میانه بیابانی برهوت است، و از هر در آن که بیرون روی، به هیچ کجا می رسی.‌ ما از عدم به این کاروانسرا درمی‌آییم، لختی در آن می‌پاییم، و سرانجام وقتی که کوس مرگ را می‌نوازند، از در دیگر به آن برهوت هول انگیز پرتاب می‌شویم. </p>

<p>معلوم است که ساکنان کاروان‌سرا بر خود می‌لرزند مبادا به بیرون رانده شوند.  به هر حیله‌ای می‌کوشند رفتن خود را به تأخیر افکنند تا در سایه سار امن کاروان‌سرا اندکی بیشتر و خوش‌تر بیاسایند، و وحشت آن بیابان تاریک را از خود بتارانند.</p>

<p>اما تصویر مولانا یک‌سره متفاوت است. ‌او جهان را قفسی می‌بیند که در میانه باغی خرّم آویخته شده است، و تو مانند پرنده‌ای در آن نشسته‌ای. ‌مرغ در بیرون قفس باغ سبز و خرّم و حلقه مرغان همجنس را می‌بیند، و لذا تمام وجودش تمنای رهایی از قفس است. ‌خود را بی‌تابانه به در و دیوار قفس می‌کوبد تا برون‌شویی بیابد.‌ برای او مرگ رستن از قفس و پیوستن به یاران است:</p>

<p align="center"><em>مرگ شیرین گشت و نقلم زین سرا<br />چون قفس هشتن پریدن مرغ را<br />آن قفص که هست عین باغ در<br />مرغ می‌بیند گلستان و شجر<br />جوق مرغان از برون گرد قفص<br />خوش همی خوانند ز آزادی قصص<br />مرغ را اندر قفس زان سبزه‌زار<br />نه خورش ماندست و نه صبر و قرار<br />سر ز هر سوراخ بیرون می کند<br />تا بود کین بند از پا برکند<br />چون دل و جانش چنین بیرون بود<br />آن قفس را در گشایی چون بود؟ <br /><br />(مثنوی، دفتر سوم، ابیات ۳۹۵۰ به بعد)</em></p>

<p>همین تصویر از مرگ است که روح مولانا را در برابر مرگ دلیری می‌بخشد:</p>

<p align="center"><em>این مرگ که خلق لقمه اوست<br />یک لقمه کنیم و غم نداریم<br /><br />مرگ اگر مرد است آید پیش من<br />تا کشم خوش در کنارش تنگ تنگ<br />من ازو جانی برم بی رنگ و بو<br />او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ</em></p>

<p>همین تصویر گرم و آفتابی از هستی است که مولانا را روحی گشوده، شاد و سرشار می‌بخشد.‌ ‌خوش‌باشی خیامی، واکنش روح عمیقاً تلخکام اوست به تراژدی هستی. ‌در این‌جا حکیم از دردی درونی به خود می‌پیچد، و لذا باید درمانی از بیرون به یاری او بیاید. ‌شادخواری خیامی، ناشی از تلخ‌کامی و قائم به اسباب بیرونی است.  شادکامی خیامی را باید «شادکامی اندوهناک» دانست.</p>

<p>اما شادکامی مولانا، خوشی ناشی از مستی و افیون نیست، از اسباب بیرونی مدد نمی‌گیرد، بلکه ناشی از غنا و جوشش درونی است. ‌او خود در وصف سرشاری و شیرینی وجودش به ما می‌گوید:</p>

<p align="center"><em>کان قندم، نیستان شکرم<br />هم ز من می روید و من می خورم</em></p>

<p>مولانا سرچشمه شادکامی را در درون خود یافت. ‌آری مولانا مست بود، اما نه از باده انگوری.‌ مستی او از درون می‌جوشید و به برون می‌تراوید:</p>

<p align="center"><em>باده از ما مست شد نی ما ازو<br />قالب از ما هست شد نی ما ازو</em></p>

<p>مولانا در غزل دل‌انگیزی، راز خنده روح خود را برای ما بازمی‌گوید. ‌در این غزل زیبا می‌توان طنین طعنه‌آمیز کلام او را نسبت به شادخواری اندوهناک خیامی نیز شنید:</p>

<p align="center"><em>عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش<br />خون انگوری نخورده باده شان هم خون خویش<br />هر کسی اندر جهان مجنون لیلی ای شده است<br />عارفان لیلی خویش و دمبدم مجنون خویش<br />ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این <br />بعد ازین میزان خود شو تا شوی موزون خویش<br />باده غمگینان خورند و ما زمی خوش‌دل‌تریم<br />رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش<br />خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال<br />هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش<br />باده گلگونه ست بر رخسار بیماران غم<br />ما خوش از رنگ خودیم و چهره‌ی گلگون خویش<br />من نیم موقوف نفخ صور همچون مردگان<br />هر زمانم عشق جانی می دهد ز افسون خویش<br />زین سپس ما را مگو چونی و از چون درگذر<br />چون ز چونی دم زند آن کس که شد بی چون خویش؟</em></p>


<ul>
<li>این مقاله، متن پیراسته سخنرانی‌ای است که در تاریخ ششم نوامبر ۲۰۰۵ در جمع گروهی از ایرانیان فرهنگ‌دوست در لس‌آنجلس ایراد شده است.</li>
</ul><hr /><small>بخش اول: <a href="/idea/2008/07/post_338.html">شک در یقینی‌ترین پدیده‌ی عالم</a></small></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>۱۸ تیر و صدای سکوت</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/07/post_679.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/analysis//6.22600</id>
 
<published>2008-07-08T14:39:59Z</published>
<updated>2008-07-08T14:35:17Z</updated>
 
<summary>نادر فتوره‌چی: ۱۸ تیر به واسطه نگاه نوستالژیک - تجاری وضع موجود، از سیاست محروم مانده و شاید بهتر آن باشد که در سالگردش به جای حرف زدن، سکوت کنیم. سکوتی که فضایی خالی را در حفره به جای مانده از رخداد نشان می‌گیرد و چه بسا به واسطه آن‌که با تفکر پیوند دارد، فقط «صدای سکوت» است و نه خود آن.</summary>
<author>
<name>نادر فتوره‌چی</name>


</author>
<category term=" ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/analysis/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>پس از آشویتس، شعر بی‌معناست.<br />آدورنو</small></strong></p>

<p>در وضع موجود، زمانی که رخدادی سیاسی یا به معنای عام «جمعی»، سابقه‌ای ده ساله پیدا می‌کند، می‌توان آن را «تاریخی شده» دانست. اما این تاریخی شدن دقیقا ضد نوستالژیک شدن است. بدین معنا که حیثیت تاریخی شده‌اش، از قضا می‌تواند در حکم حفره‌ای عمل کند که در فضای خالی‌اش باد هوا یا همان حرف مفت از اعتبار ساقط است.</p>

<p>این حفره، مازاد وضعیت است. به یک معنا در روایتی ارسطویی به مثابه «حرکتی است که فعلیت آن موجود است». یعنی در کانون این حفره مجالی برای پرسه زدن تفکر  همچنان و باید باقی باشد.</p>

<p>اما حفره - رخداد تاریخی شده ۱۸ تیر، از سوی علاقه‌مندانش به سرعت پر شده است و غلبه حسانیتی (aesthetics) کم‌مایه، جای هر جنس اندیشیدن را در باب آن گرفته است. و از قضا این مسببان و عاملانش هستند که با پرش از روی رخداد (به وضوح آنان مایل‌اند که حتی تاریخ ۱۸ تیر ماه به لحاظ کرونوسی از تقویم‌ها محو شود) از پر شدن حفره جلوگیری می‌کنند.<br />
 <br /><br />
در روایتی فرویدی، این جنس نادیده گرفتن در حکم اشاره بی‌واسطه به «بودن» است. و تنها امکانی که سبب می‌شود تا ۱۸ تیر از موقعیتی اسطوره‌ای – موزه‌ای یا به تعبیری فلسفی، ناشناختنی - درونماندگار به شکلی مازاد رها شود و باقی بماند، همانا ممنوع کردن یادآوری «امر ممنوع» است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ahmad-batebi01.jpg' /><br/>
<small><small>این عکس نماد ۱۸ تیر شده است.</small></small>


</p>

<p>اما در مقابل، ماتم‌نشینان ماخولیازده، مدام می‌کوشند تا با انباشت بار بی‌خاصیت نوستالژیک، شخصی و بی‌مایه‌شان، حفره را هر چه بیشتر پر کنند. حال آن‌که در همین تلاش هم فاقد هر جنس خلاقیت‌‌اند. هیچ رمان، فیلم، سرود، نقاشی، طرح، نماد، پوستر، شعر و... در این ده سال دیده نشده است که بتواند بی‌واسطه رخداد ۱۸ تیر را یادآوری و نام‌گذاری کند.</p>

<p>در روایت رادیکال از معنای سیاست یعنی همان حفره‌ای که آنجا «مردم می‌توانند فکر کنند»، رخداد لحظه برسازنده تاریخ است. از همین رو است که سوژه‌های بر انگیخته از پی خود را با نامی خاص پیوند می‌زند و واجد خصلتی تاریخی (و باتاکید، ضد نوستالژیک) می‌شود.</p>

<p>حتی روایت غیر رادیکال و باستانی از سیاست نیز، نسبت انسان را با تفکر برقرار کرده است و نه مرثیه‌سرایی و تجارت نوستالژی. و الا ارسطو می‌توانست به جای عبارت «انسان، حیوان سیاسی است»، برسازنده عبارت «انسان، حیوان نوستالژیک است» باشد.</p>

<p>به عبارت دیگر، صرف داشتن امکان زبانی، واجد علیت مترتب بر تفکر نیست. هر آن‌کس که «حرف» می‌زند، الزاما نمی‌اندیشد و در امتدادش الزاما سوژه‌ای سیاسی محسوب نمی‌شود. حتی اگر درباره سیاست سخن بگوید.</p>

<p>اکنون با گذشت ۹ سال از ۱۸ تیر (به نگفتن واژه «خاطره» در جمله قبل دقت کنید)، به نظر می‌رسد آنچه که این حفره - رخداد در فقدانش به سر می‌برد، همانا تفکر محض باشد.</p>

<p>۱۸ تیر به واسطه نگاه نوستالژیک - تجاری وضع موجود، از سیاست محروم مانده و شاید بهتر آن باشد که در سالگردش به جای حرف زدن، سکوت کنیم. سکوتی که فضایی خالی را در حفره به جای مانده از رخداد نشان می‌گیرد و چه بسا به واسطه آن‌که با تفکر پیوند دارد، فقط «صدای سکوت» است و نه خود آن.</p></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>«وضعیت بازداشت‌شدگان تجمع مشهد را پیگیری می‌کنیم»</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/ardavan/2008/07/post_115.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/ardavan//43.22613</id>
 
<published>2008-07-08T14:00:12Z</published>
<updated>2008-07-08T14:09:20Z</updated>
 
<summary>اشکان آرشیان، عضو کمیته پیگیری بازداشت‌ها در مشهد می‌گوید: «واقعیت این است که بخشی از هم‌وطنان و هم‌شهریان ما هم اکنون بازداشت هستند. این افراد در بازداشت باید یکسری حقوق اولیه را دارا باشند. جدای از این‌که باید پرسید این افراد اصلاً چرا بازداشت هستند. </summary>
<author>
<name>اردوان روزبه</name>


</author>
<category term="گفت و گو" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/ardavan/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p><strong><small>در تجمع‌های اخیر در مشهد در اعتراض به گرانی، حدود ۴۰۰ نفر بازداشت شدند که اخیرا تعدادی از آنها آزاد شدند.</p>

<p>به همین بهانه با اشکان آرشیان، عضو کمیته پیگیری دستگیری های مشهد گفت و گو کردم:</small></strong></p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080707_rooyi_Khat_zamaneh_ardavan_mashad_student.mp3'><img src="http://www.radiozamaaneh.com/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>گرانی‌ها و مشکلات اقتصادی در جامعه چیزی است که تمامی طبقات جامعه را درگیر کرده و نارضایتی شدید عمومی را در جامعه به‌وجود آورده که بالطبع این نارضایتی‌ها شرایطی را به‌وجود می‌آورد که بتواند خودش را نشان بدهد. </p>

<p>یکی از همین مسایل، تجمعی بود که در مشهد برگزار شد. عنوان شد در مشهد که قرار است تجمعی در اعتراض به گرانی برگزار بشود. این موضوع، دغدغه اکثر مردم ایران هست. </p>

<p>ولی برنامه ۷ تیر، یک مقدار با این فرق می‌کرد. چون ۷ تیر در پارک ملت بود و خیلی از مردم خانوادگی آمده بودند و برای ورزش می‌آیند در پارک ملت. در برنامه ۷ تیر نهادهای امنیتی با توجه به این‌که شایعه برگزاری تجمع هم پخش شده بود، نیروی یگان ویژه، بسیج و اطلاعات و خیلی نیروهای دیگر حضور گسترده‌ای داشتند و به‌صورت فله‌ای، مردم را بازداشت می‌کردند. و در بازداشتی‌ها اگر دقت بکنید کل اعضای خانواده برای پارک آمده بودند بازداشت شدند، افرادی بودند که با لباس ورزشی بودند بازداشت شدند، تیپ بازداشتی‌های ۷ تیر خیلی متفاوت است. افراد متفاوت با شرایط متفاوت.</p>

<p><strong>می‌توانید به ما بگویید دقیقاً چند نفر در جریان ۷ تیر مشهد دستگیر شدند؟</strong></p>

<p>حقیقت را بخواهید از آن‌جا که نهادهای بازداشت کننده، نهادهای متفاوتی هستند آمار دقیقی نداریم. یک عده از بازداشتی‌ها، توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند که از دادسرای انقلاب به مرکز نیروی انتظامی منتقل شدند و بعد از آن هم به زندان مرکزی مشهد برده شدند. </p>

<p>بعضی‌ها که توسط اطلاعات بازداشت شدند، خب در زندان اطلاعات نگهداری می‌شوند. یک‌سری از بازداشتی‌ها توسط اطلاعات سپاه بوده. ولی بر اساس جمع‌بندی بچه‌ها‌، فکر می‌کنم حداقل ۴۰۰ نفر، شاید هم بیشتر، در برنامه ۷ تیر بازداشت شدند.</p>

<p><strong>از این تعداد، چقدر دانشجو بودند؟ آیا شما مطلع هستید؟</strong></p>

<p>تا آن‌جا که ما اطلاع داریم، دو نفر از دوستان خودمان بودند. یک نفر از بچه‌های انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی و یکی دیگر از بچه‌ها که در همان موقع در پارک بودند، در آن‌ها هم متاسفانه بازداشت شدند. توحید دولت شناس و فرزاد حسن زاده.</p>

<p><strong>آیا این بازداشت‌ها بعد از جریان ۷ تیر هم ادامه پیدا کرده یا خیر؟</strong></p>

<p>متاسفانه بله. ما مطلع شدیم که چند نفر از دوستان‌مان در دانشگاه فردوسی؛ محمد زراعتی و دوستان در دانشگاه آزاد؛ محمد میروان و سجاد رجبی هم بعد از آن بازداشت شدند. از بین دانشجویان بازداشتی، این‌ها کسانی هستند که ما تا حالا اطلاع داریم. </p>

<p>علاوه بر این افراد، خب افراد دیگری هم بودند که بازداشت شدند و دانشجو هم احتمالاً بودند.اطلاعات کاملی در دست نداریم. مشکل اصلی هم این‌جاست که هیچ‌یک از نهادهای امنیتی و انتظامی، اخبار دقیقی از نحوه بازداشت‌ها، تعداد و هویت افراد بازداشتی اعلام نمی‌کنند و به هیچ سوالی هم پاسخ نمی‌دهند.</p>

<p><strong>آیا از این تعداد کسانی آزاد هم شدند؟</strong></p>

<p>طبق اخباری که در دست داریم، گویا تعدادی از بازداشتی‌هایی که خانم بودند و در سه چهار روز اول بازداشت بودند، آزاد شدند.</p>

<p><strong>با  کسانی که آزاد شدند آیا ارتباطی داشتید که توضیح بدهند درواقع نوع برخورد چطور بوده؟</strong></p>

<p>نوع برخورد اولیه‌ای که نیروهای یگان ویژه و نیروهای انتظامی داشتند، گویا که برخورد خیلی بدی بوده است، بازداشت با ضرب و شتم و رفتارهای توهین‌آمیز و غیره. </p>

<p>ولی شرایط عمومی در بازداشتگاه اطلاعات و بازداشتگاه زندان عمومی مشهد شاید یک مقداری باز بهتر بوده و بازداشتگاه، حداقل امکانات را داشت. ولی در آن دو سه روز اول نه؛ متاسفانه شرایط خیلی بد بوده است.</p>

<p><strong>گروهی از بچه‌های دانشجو برای پیگیری این بازداشت‌ها و بررسی مساله، کمیته‌ای را تشکیل دادند‌؟</strong></p>

<p>واقعیت این است که بخشی از هم‌وطنان و هم‌شهریان ما هم اکنون بازداشت هستند. این افراد در بازداشت باید یکسری حقوق اولیه را دارا باشند. جدای از این‌که باید پرسید این افراد اصلاً چرا بازداشت هستند. </p>

<p>بر این اساس، تعدادی از بچه‌های انجمن اسلامی دانشگاه مشهد و منطقه شرق کشور به این نتیجه رسیدند که باید کمیته‌ای را تشکیل بدهند و بازداشت‌ها و علی‌الخصوص بازداشت دانشجویان را پیگیری و اطلاع‌رسانی بکنند. این کمیته حول بازداشت‌های اخیر مشهد شکل گرفت. </p>

<p>این کمیته سابقه فعالیت هم داشته. زمانی که بچه‌های دانشگاه امیرکبیر بازداشت بودند و اعضای شورای مرکزی تحکیم بازداشت بودند، چنین کمیته‌ای تشکیل شد و بازداشت‌ها را پیگیری می‌کرده تا بخشی از بچه‌ها آزاد شدند.</p>

<p>این بازداشت‌های جدید موجب شد که این کمیته شکل بگیرد. به نظر می‌رسد که هر زمان که بازداشتی اتفاق بیفتد و موضوعیت تشکیل کمیته دانشجویان بازداشتی، کمیته پیگیری بازداشت‌های اخیر به‌وجود بیاید، این کمیته هم فعالیت‌اش را آغاز می‌کند. </p>

<p>الان بحث انتقال اطلاعات به خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری مطرح است. بحث دیدار با خانواده‌های بازداشتی‌ها، صدور بیانیه‌هایی که می‌تواند اطلاع‌رسانی را انجام بدهد. فعالیت اصلی کمیته، در درجه‌ی اول اطلاع‌رسانی از نحوه بازداشت‌ها و شرایط بازداشت‌شدگان است. </p>

<p>در اعتراض به ادامه‌ی بازداشت دو نفر از دانشجویان، تجمع نسبتاً بزرگی در دانشگاه فردوسی برگزار شد که متعاقب آن همان شب آن دو نفر آزاد شدند. در اعتراض به بازداشت‌های ۷ تیر هم، روز یکشنبه تجمعی در دانشگاه فردوسی برگزار شد که این تجمع، با توجه به زمان تعطیلی دانشگاه و خالی بودن دانشگاه برگزار شد. من احساس می‌کنم بیشتر این تجمعات سوار بر موج نارضایتی عمومی جامعه است.<br />
</p></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>مرگ تالاب‌های ایران و فرهنگ خمیر ناشدنی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/07/post_271.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/radioblog//15.22612</id>
 
<published>2008-07-08T13:28:10Z</published>
<updated>2008-07-08T13:40:39Z</updated>
 
<summary>لیدا حسینی‌نژاد: در پنجاه و هشتمین برنامه فلاشر، نگاهی می‌اندازیم به دو مطلب از وبلاگ‌های «آوای محیط زیست» و «تقویم تبعید» که از نابودی تالاب‌های ایران می‌نویسند و اولی از دیگر وبلاگ‌نویسان می‌خواهد «از ۱۵ تا ۲۰ تیرماه امسال از تالاب‌هایمان دفاع» کنند و دومی مخالفت صریح خود را با بیان حمایت از تالاب‌ها، آثار باستانی و فرهنگی، نام خلیج فارس و هر آن‌چه متعلق به ایران و ایرانی است، اعلام می‌کند. در انتها هم نوشته‌ی محمدعلی ابطحی درباره خمیر کردن کتاب‌ها را می‌خوانیم.</summary>
<author>
<name>لیدا حسینی‌نژاد</name>


</author>
<category term="در وب چه خبر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/radioblog/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080706_Flasher.mp3'><img src="http://www.radiozamaaneh.com/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p><strong>تالاب‌های ایران در خطر نابودی</strong><br />«در هفته محیط زیست که از ۱۶ تا ۲۲ خردادماه امسال بود، وبلاگ‌نویسان محیط زیستی نشان دادند که در راه آرمان‌های سبزشان از هیچ تلاشی برای حفظ و نشر فرهنگ زیست‌محیطی دریغ نمی‌کنند.»<br />محسن تیزهوش پست آخر وبلاگش «<a href="http://mohitezist08.blogfa.com/post-62.aspx"><u>آوای محیط زیست</u></a>» را با این جملات شروع می‌کند و ادامه می‌دهد:</p>

<p>«در آن هفته سبز که با یک موج سبز همراه بود وبلاگ‌نویسان سبزاندیش نشان دادند که می‌توانند در بین این همه وبلاگ‌نویس ایرانی اراده سبزشان را نشان دهند. نتایج و بازتاب موج سبز کاملاً خبر از موفقیت و سربلندی وبلاگ نویسان محیط زیستی داد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/talab1.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اینک با توجه به موضوع پیش‌آمده (خشک شدن تدریجی بخش جنوبی تالاب انزلی) و در کل به خطر افتادن حیات تالاب‌های کشورمان انتظار می‌رود یک بار دیگر وبلاگ‌نویسان محیط زیستی، اراده سبزشان را به همگان نشان دهند.</p>

<p>... و به این حقیقت ایمان داشته باشیم که صدایمان را یک گوش شنوا می‌شنود و نگوییم گوش شنوایی نیست. (گوش شنوای آیندگان این سرزمین را فراموش نکنیم) پس همه با هم از ۱۵ تا ۲۰ تیرماه امسال از تالاب‌هایمان دفاع خواهیم کرد.»</p>

<p>محسن تیزهوش از همه می‌خواهد که «<a href="http://mohitezist08.blogfa.com/post-62.aspx"><u>با این موج جدید همراه شوید.</u></a>»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/talab-anzali.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>هم‌صدا برای نابودی سریع‌تر تالاب‌های ایران </strong><br />فرهاد حیرانی هم در <a href="http://farhadheyrani.blogspot.com/2008/07/blog-post_2504.html"><u>تقویم تبعید</u></a> به همین موضوع، اما به شکل دیگری پرداخته است. او می‌گوید: «بحث نابودی تالاب‌های ایران به جای حساس رسیده است. در واقع با توجه به تجربه ۳۰ ساله اخیر با قاطعیت می‌توان نتیجه گرفت که ... نه؛ اول این چند تیتر را بخوانید تا بعد به نتیجه‌گیری برسیم: </p>

<p>کمیسیون زیربنایی دولت با احداث جاده از داخل! تالا‌ب بین‌المللی انزلی موافقت کرد.<br />تالاب‌های ایران در خطر نابودی.<br />اعتراض به مرگ تدریجی ونیز سبز ایران!<br />خشک شدن‌ ۵۰ درصد تالاب بین‌المللی امیرکلایه گیلان.<br />نماینده‌انزلی: طرح کنارگذر انزلی یک رسوایی عمرانی در کشور است.<br />اراده‌ی سبز رسانه‌ای جهان در سکوت کامل همتایان ایرانی!</p>

<p>برگردیم به تجربه ۳۰ ساله: با توجه به اهتمام دولتمردان ایران در رفع هر آن‌چه مورد علاقه و عشق و وابستگی مردم ایران است، از جمله زیر آب بردن تدریجی پاسارگاد، دستگیری دختر دانشجویی که حمایت دانشجویان را در مقابله با استاد روانی خود جلب نموده بود، دستگیری احمد باطبی تنها به دلیل آن‌که عکسی از وی در رسانه‌ها منتشر و توجه افکار عمومی را جذب کرده بود، تخریب حسینیه دراویش ... و خلاصه ایراد اتهامات بدیع به بازداشت‌شدگان: « عمل شما مورد توجه مردم و رسانه‌ها قرار گرفته» یا این‌که « چرا گروه‌های فلان و بهمان از شما حمایت کرده‌اند!؟» می‌توان به سادگی نتیجه گرفت با حمایت وبلاگ‌نویسان از تالاب‌های ایران، دولت عزم خود را جزم خواهد کرد تا این وابستگی و دلبستگی ملی را از مردم بگیرد؛ شاید خدا جایی در قلب مردم پیدا کند.</p>

<p>از قدیم موعظه و روضه ملاها مبنی بر این بوده تا مؤمن احساس تنهایی و غم نکند، یاد خدا نمی‌افتد. باید سینه خالی از دل‌بستگی‌ها شود تا نور خدا در آن بتابد و مردم باید از خدا بترسند، تا به مسئولینی که جانشین خدا در زمین هستند، خرده نگیرند که چرا ظلم و فساد و فحشا و اختلاس نزد علما مباح است و افشایش از سوی خلق حرام.</p>

<p>لذا بدین وسیله و به جهت حمایت از تالاب‌های ایران، مخالفت صریح خود را با بیان حمایت از تالاب‌ها، آثار باستانی و فرهنگی، نام خلیج فارس، ... و هر آن‌چه متعلق به ایران و ایرانی است، اعلام می‌کنم.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/book-burning.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>فرهنگ، خمیرکردنی نیست</strong><br />و اما سری می‌زنم به وب‌نوشته‌های محمدعلی ابطحی که مطلب جالبی <a href="http://webneveshteha.com/weblog/?id=2146309543"><u>در مورد عملکرد وزارت ارشاد نسبت به اهالی فرهنگ و هنر</u></a> دارد. ابطحی می‌نویسد: </p>

<p>یکی از دوستان نویسنده‌ام که در وزارت ارشاد فعلی هم رفت و آمدی دارد، می‌گفت بعضی کتاب‌های حتی علمی و خوب هم که منتشر می‌شود و با سیاست فعلی ناسازگار است، دستور خمیر کردن آن کتاب‌ها را صادر می‌کنند.</p>

<p>این دوست ما به کارمندان قدیمی ارشاد گفته ‌بود: قدیم‌ها، در زمان شاهان که یک‌مرتبه غضب می‌کردند و دستور کشتن خواهر و برادر و نزدیکانشان را صادر می‌کردند، آدم‌های عاقلی بودند که به جای کشتن این افراد، آن‌ها را در یک روستایی، جائی نگهداری می‌کردند. چند سال بعد که سیاست عوض می‌شد و همان شاه از کارش ابراز پشیمانی می‌کرد، آن فرد را پیش شاه می‌آوردند و کلی هم همه خوشحال می‌شدند که زنده مانده است.</p>

<p>حالا هم به خمیرکنندگان توصیه کرده بود که همان روش را در پیش بگیرند. مملکت به اندیشه نیاز دارد. البته سینماگران این شانس را دارند که به هر حال یک کپی می‌توانند از اثر خود نگه دارند.</p>

<p>ولی اهالی سینما هم به دیوان عدالت اداری از وزارت فخیمه ارشاد شکایت برده‌اند که فیلم‌ها را - با آن‌که مجوز ساخت داده‌اند - به آرشیو می‌فرستد و اجازه اکران نمی‌دهد و سرمایه‌گذار انگشت به دهان می‌ماند که‌این چ  حکومتی است که در داخل یک وزارتخانه‌اش این نوع ملوک‌الطوایفی است و البته چیزی که از بین می‌رود، سرمایه‌هایی است که در هنر به کار گرفته می‌شود.</p>

<p>اهالی عرصه فرهنگ و هنر روزهای سختی را می‌گذرانند که اگر کسی به داد آن نرسد، ضربه‌ی سختی به پیکر فرهنگ و هنر کشور پر تاریخ و تمدن ایران وارد می‌شود. متأسفانه دستگاهی که باید حامی آن‌ها باشد مدعی آنان است.»</p></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>حمایت کارگزاران از حضور خاتمی در انتخابات</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/07/post_5575.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.22611</id>
 
<published>2008-07-08T13:23:12Z</published>
<updated>2008-07-08T14:20:49Z</updated>
 
<summary>پس از حمایت مجمع روحانیون مبارز از حضور خاتمی در انتخابات آتی ریاست جمهوری، حزب کارگزاران سازندگی نیز از این موضوع اعلام حمایت کرد.</summary>
<author>



</author>
<category term="ایران" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
<category term="تیتر یک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>حزب کارگزاران سازندگی اعلام کرد که در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری ایران از کاندیداتوری محمد خاتمی حمایت خواهد کرد.</p>

<p>حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی این خبر را روز گذشته در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده و روزنامه‌ کارگزاران، ارگان مطبوعاتی این حزب نیز امروز دوشنبه این خبر را منتشر کرده است.</p>

<p>پیشتر مجمع روحانیون مبارز نیز اعلام کرده که در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری از نامزدی آقای خاتمی حمایت می‌کند.</p>

<p>کارگزاران سازندگی و مجمع روحانیون مبارز دو جریان عمده سیاسی در ائتلاف بزرگ اصلاح‌طلبان به‌شمار می‌روند.</p>

<p>محمد خاتمی در پاسخ به دعوت برخی جریان‌های سیاسی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری گفته است:‌ « تصمیم در زمینه نوع فعالیت من به شرایط کشور و این‌که کجا می‌توانم آرمان‌ها را بهتر پیاده و پیگیری کنم بستگی دارد.»</p>

<p>در همین حال محمد هاشمی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران نیز روز گذشته در گفت‌گوی جداگانه‌ای با خبرگزاری مهر در پاسخ به این پرسش که «آیا تاریخی به‌عنوان مهلت به محمد خاتمی برای اعلام آمادگی برای انتخابات در نظر گرفته شده است»، گفت: «زمان تصمیم‌گیری محدود است.»</p>

<p>محمد خاتمی بین سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ دو دوره ریاست‌جمهوری اسلامی را برعهده داشت. وی در دو دوره انتخابات ریاست‌جمهوری توانست بیش از ۴۰ میلیون رأی به خود اختصاص دهد.</p>

<p>خبرگزاری مهر گزارش داده است که یک گروه تحت عنوان «یاری» برای دعوت از رئیس‌جمهوری سابق ایران برای شرکت در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری این کشور کار خود را آغاز کرده است.</p>

<p>این گروه سایتی با همین عنوان سایتی به آدرس <a href="http://www.yaari.ir/?">http://www.yaari.ir </a> نیز راه‌اندازی کرده است.</p>

<p>بهروز شجاعی سخنگوی گروه «یاری» در گفتگو با این خبرگزاری اعلام کرده است: «این گروه شامل جمعی از روزنامه‌نگاران، جوانان اصلاح‌طلب، فعالان سیاسی و مدنی جوان و برخی دانشجویان است.»</p>

<p>به‌گفته آقای شجاعی این اقدام از سوی برخی از جوانان شهر تهران و اصفهان صورت گرفته و در آینده‌ای نزدیک قرار است در سایر شهر‌های دیگر فعالیت خود را آغاز کند.</p><hr /><small>در همین رابطه:<br/>● <a href="/news/2008/06/post_5429.html">خاتمی: سیاست بازنشستگی ندارد</a></small></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>بازداشت پنج دانشجوی دیگر در مشهد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/07/post_5576.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.22616</id>
 
<published>2008-07-08T13:20:13Z</published>
<updated>2008-07-08T15:52:52Z</updated>
 
<summary>با دستگیری پنج دانشجوی دیگر در شهر مشهد، تعداد دانشجویانی که طی روز‌های گذشته در ایران از سوی مأموران امنیتی بازداشت شده‌اند، به ۱۳ تن رسید.</summary>
<author>



</author>
<category term="دانشجویان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>با دستگیری پنج دانشجوی دیگر در شهر مشهد، تعداد دانشجویانی که طی روز‌های گذشته در ایران از سوی ماموران امنیتی بازداشت شده‌اند، به ۱۳ تن رسید.</p>

<p>پیش از این منابع دانشجویی از بازداشت توحید دولتشناس، محمد زراعتی و فرزاد حسن‌زاده، سجاد رجبی و محمد میزبان در شهر مشهد خبر داده بودند.</p>

<p>علی نیکونسبتی عضو شورای مرکزی و مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت در گفتگو با رادیو زمانه خبر بازداشت این دانشجویان را تأیید کرده است.</p>

<p>دور جدید بازداشت دانشجویان مشهد از صبح امروز سه‌شنبه آغاز شده است.</p>

<p>خبرنامه‌ امیرکبیر ارگان اینترنتی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تهران، نام پنج دانشجویی که صبح امروز بازداشت شده‌اند را به این شرح اعلام کرده است: «علی قلی‌زاده عضو انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود، علی صابری عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، رضا عرب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران، مهدی قدسی و اشکان آرشیان عضو انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد.»</p>

<p>این پنج‌ دانشجو عضو کمیته دانشجویی پیگیری بازداشت‌های «خودسرانه» در مشهد هستند.</p>

<p>«کمیته دانشجویی پیگیری بازداشت‌های خودسرانه» در مشهد در اولین اطلاعیه خود اعلام کرده است: «همه بازداشت‌های اخیر را از آن‌جا که در نقض آشکار با موازین حقوق بشری و حتی قوانین جاری ایران است، غیرقانونی» می‌داند.</p>

<p>این بازداشت‌ها پس از آن آغاز شد که ۲۴ خردادماه امسال، جمعی از شهروندان تهران و مشهد در اعتراض به گرانی کالا و خدمات در ایران تجمع اعتراض‌آمیز برپا کردند که در نهایت با دخالت نیروهای پلیس و گاردهای ضد شورش پلیس برخی از آن‌ها دستگیر شدند.</p>

<p>هنوز از سرنوشت دانشجویان بازداشت شده گزارشی منتشر نشده است.</p>

<p>آقای نیکونسبتی همچنین اعلام کرده است: «در یک‌سال گذشته نزدیک به ۲۰۰ دانشجو بازداشت شده‌اند که پرونده ۹۹ درصد از آنها باز و در مرحله بازجویی و رسیدگی است.»</p>

<p>براساس گزارشی که خبرنامه امیرکبیر منتشر کرده، سه دانشجوی دانشگاه تهران نیز در روز‌های گذشته بازداشت شده‌اند.</p>

<p>نام این دانشجویان مجید اسدی، دانشجوی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، مهدی خدایی و سلمان سیما، از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد اعلام شده است.</p><hr /><small>در همین رابطه:<br/>● <a href="/news/2008/07/post_5551.html">بازداشت پنج دانشجو در مشهد</a><br/>● <a href="/news/2008/06/_230.html">سرنوشت نامعلوم ۲۳۰ معترض به گرانی‌ در مشهد</a></small></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>احمدی‌نژاد بار دیگر توقف غنی‌سازی را رد کرد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/07/_8_2.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.22615</id>
 
<published>2008-07-08T13:15:00Z</published>
<updated>2008-07-08T15:00:43Z</updated>
 
<summary>محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای که امروز سه‌شنبه منتشر شد، با انتقاد تلویحی از رهبران گروه جی‌هشت، بار دیگر درخواست‌ها برای تعلیق غنی‌سازی را رد کرد.</summary>
<author>



</author>
<category term="برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای که امروز سه‌شنبه در روزنامه یومیوری ژاپن منتشر شده، با انتقاد تلویحی از رهبران گروه جی‌هشت، بار دیگر درخواست‌ها برای تعلیق غنی‌سازی از سوی تهران را رد کرد.</p>

<p>احمدی‌نژاد این نامه را همزمان با برگزاری نشست سالانه گروه جی‌هشت در جزیره  هوکایدو ژاپن با حضور رهبرانی از جمله جرج بوش رییس‌جمهوری آمریکا و دمیتری مدودف رییس جمهوری روسیه به این روزنامه ژاپنی ارسال کرده است.</p>

<p>احمدی‌نژاد دراین نامه گفته است که شاید آنان( رهبران گروه هشت )تصور کنند که می‌توانند بدون توجه به منافع و عزت دیگران، تشکیلاتی منظم را حفظ کنند و «به رفع مشکلات خود بپردازند.»</p>

<p>رئیس‌جمهوری ایران در نامه خود آورده است: «این رویکرد، تکرار اشتباه و افزودن شتاب در جاده منتهی به پرتگاه عمیق است.»</p>

<p>آقای احمدی‌نژاد همچنین در پاسخ به چند پرسش روزنامه یومیوری در خصوص احتمال توقف غنی‌سازی از سوی ایران اعلام کرده است: «تحمیلات غیرقانونی را نیز نمی‌پذیریم، اما علاقه‌مندیم که با گفتگو و منطق و بر پایه عدالت همه مسایل بین‌المللی حل شود.»</p>

<p><a href="http://www.iribnews.ir/PrintableNR.aspx?ID=21028558">متن کامل نامه را بخوانید</a></p>

<p>رئیس جمهور ایران در این نامه، تازه‌ترین پیشنهاد شش کشور غربی را رد کرده است.</p>

<p>در این پیشنهاد جدید، یک بسته حاوی مشوق‌های تکنولوژیکی و اقتصادی در ازای تعلیق فعالیت‌های غنی‌سازی توسط ایران، ارایه شده است.</p>

<p>غرب بیم دارد که جمهوری اسلامی از روند غنی‌سازی برای تولید یک بمب اتمی استفاده کند، اگرچه ایران همواره بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای‌اش تأکید کرده است.</p>

<p><strong>کنفرانس مطبوعاتی آقای احمدی‌نژاد</strong></p>

<p>محمود احمدی‌نژاد همچنین با شرکت در یک کنفرانس خبری در کوالالامپور در واکنش به تهدیدات نظامی علیه ایران گفت: « ملت ایران دست هر متجاوزی را قبل از این‌که روی ماشه برود از بیخ قطع خواهد کرد.»</p>

<p>وی افزود که ملت ایران ، منسجم، آماده دفاع از حقوق خودش است.</p>

<p>احمدی‌نژاد که در کنفرانس خبری نشست سران کشورهای در حال توسعه موسوم به (دی هشت) به پرسش خبرنگاران پاسخ می‌گفت، اظهار داشت: «در آمریکا عقلای فراوانی هستند که اجازه نمی‌دهند که بوش دست به انتحار سیاسی بزند.» و البته اوضاع اقتصادی سیاسی و نظامی نیز اجازه نخواهد داد بوش این کار را انجام دهد.</p>

<p>احمدی‌نژاد در پاسخ به این سئوال که آیا مایل است با باراک اوباما نامزد حزب دموکرات در انتخابات اتی ریاست جمهوری آمریکا در جریان سفر برنامه‌ریزی شده وی به خاورمیانه دیدار کند یا خیر؟ گفت: « سال قبل در سفر نیویورک اعلام کردم حاضرم در مقر سازمان ملل و در مقابل رسانه‌ها با آقای بوش در مورد مسایل جهانی مناظره کنم و الان هم اعلام می‌کنم که آماده مناظره با کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا در مقابل رسانه‌ها هستم.»</p></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>درخواست ۵۸ فعال زن، برای آزادی محبوبه کرمی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/07/_58.html" />
<id>tag:radiozamaaneh.com,2008:/news//10.22618</id>
 
<published>2008-07-08T12:57:17Z</published>
<updated>2008-07-08T16:22:45Z</updated>
 
<summary>گروهی از مادران فعال حقوق زنان، با انتشار نامه‌ای خواستار آزادی محبوبه کرمی یکی از فعالان کمپین یک میلیون امضا شدند.</summary>
<author>



</author>
<category term="زنان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />


<content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://radiozamaaneh.com/news/"><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;">
<p>گروهی از مادران فعال حقوق زنان، با انتشار نامه‌ای خواستار آزادی محبوبه کرمی یکی از فعالان کمپین یک میلیون امضا شدند.</p>

<p>محبوبه کرمی که ۲۴ خرداد ماه‌جاری بازداشت و در زندان اوین به‌سر می‌برد به همراه ۹ هم‌سلولی‌اش در اعتراض به «بلاتکلیفی» پرونده اتهامی خود، چند روزی است که دست به اعتصاب غذا زده‌ است.</p>

<p>در نامه مادران که امروز سه‌شنبه نسخه‌ای از آن به دفتر رادیو زمانه ارسال شده، آمده است: «ما صدای مظلومانه محبوبه و مادرش را به مردم و دلسوزان کشور می‌رسانیم و از مسئولان می‌خواهیم که هر چه زودتر محبوبه را آزاد کنند.»</p>

<p>این نامه از سوی ۵۸ تن از زنانی که در زمینه حقوق‌زنان در ایران فعالیت می‌کنند امضا شده است.</p>

<p>در میان امضاکنندگان این نامه، نام زنانی چون؛ شیرین عبادی، خدیجه مقدم، رضوان مقدم، فخرالسادات محتشمی‌پور، لیلی فرهاد پور دیده می‌شود.</p>

<p>در این نامه همچنین از اینکه مسئولان قضایی حاضر نیستند اطلاعی از وضعیت خانم کرمی به مادر بیمار وی بدهند انتقاد شده است.</p>

<p>مادر محبوبه کرمی به علت بیماری در بیمارستان بستری است و مسئولان دادگاه انقلاب حاضر نیستند اطلاعی از سرنوشت فرزندش در اختیار وی قرار دهند.</p><hr /><small>در همین رابطه:<br/>● <a href="/news/2008/07/_10_8.html">اعتصاب غذای ۱۰ زن زندانی در ایران</a></small></div>]]></content>
</entry>
 
<entry>
<title>کنسولگری جدید آمریکا ویزای چهار ساله می‌دهد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.radiozamaaneh.com/revolution/2008/07/post_45.html" />
<id>tag:www.radiozamaaneh.com,2008:/revolution//69.22593</id>
 
<published>2008-07-08T12:55:24Z</published>
<updated>2008-07-08T12:55:13Z</updated>
 
<summary>سعید بشیرتاش، ابراهیم نبوی: سی سال پیش در چنین روزی، کنسول جدید آمریکا در ایران، در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «در سال ۱۹۷۷ ما بیش از صد هزار ویزا صادر کردیم. بیشتر این ویزاها متعلق به کسانی 