<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">
















































































<channel>
<title>Radio Zamaneh</title>
<link>http://zamaaneh.com/</link>
<copyright>Copyright2010</copyright>
<itunes:subtitle>A radio that learns from blogs</itunes:subtitle>
<itunes:author>Radio Zamaneh</itunes:author>
<itunes:summary>Zamaneh is a radio channel operating in Netherlands and broadcast via the Internet , shortwave radio and digital satellite.</itunes:summary>
<itunes:owner>
<itunes:name>Radio Zamaneh</itunes:name>
<itunes:email>contact@radiozamaneh.com</itunes:email>
</itunes:owner>
<itunes:image href="http://radiozamaneh.com/images-new/section4_65.gif" />
<itunes:category text="International">
<itunes:category text="Persian"/>
<itunes:category text="Iran"/>
</itunes:category>
<description></description>
<language>en</language>
<lastBuildDate></lastBuildDate>
<generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
 
<item>
<title>وانشا رودبارکی، نقاش فرهنگ و تمدن ایران</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>وانشا رودبارکی، نقاش فرهنگ و تمدن ایران است. از پنجره‌ی فرهنگ ایران به دنیا نگاه می‌کند. تولد میترا، پهلوانان زورخانه با شلوارهای پوشیده از بته‌جقه، برگرفته از سرو آریایی، دماوند سربلند و خلیج همیشه فارس، همه نشانه‌هایی از ایران و فرهنگ ناب آن دارند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100729_Adibzadeh_VANESHA_ROUDBARAKI.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>وانشا نقاش طبیعت هم هست. او در شهر رشت به‌دنیا آمده است. در همان‌جا نقاشی را نزد استادش سیاوش یحیی‌زاده آغاز کرده، تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته‌ی ریاضیات به پایان رسانده، اما همیشه نقاش باقی مانده است. بیش از بیست‌ سال است که در فرانسه زندگی می‌کند و در حال حاضر از چهره‌های شناخته‌شده‌ی نقاشی در این کشور است.</p>

<p>تازه‌ترین نمایشگاه وانشا رودبارکی در حال حاضر در مرکز جهانی زرتشتیان در پاریس برپاست. تابلوهایی با سوژه‌های طبیعت، شقایق‌ها، خورشید ایران در تابلوهای میترا و خلیج فارس با عقابی که از منطقه‌ی جیرفت کشف شده است و نشانه‌ی زنده‌ای از تاریخ چند هزارساله‌ی این سرزمین و مردمان آن به شمار می‌رود.</strong></small></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Vanecha Roudbaraki.jpg' /><br/>
<small><small>وانشا رودبارکی</small></small>


</p>

<p><strong><small>وانشا رودبارکی خود درباره‌ی این نمایشگاه تازه‌اش به زمانه می‌گوید:</strong></small></p>

<p>در این نمایشگاه، آخرین کارهای من به نمایش درآمده است. کارهایی است که طی سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ و در این سه سال اخیراجرا شده‌اند. سوژه‌ی کارها باز همان سوژه‌ای است که من همیشه در ذهن خودم داشته‌ام. تکنیک هم همان است؛ یعنی تکنیکی که در گذشته می‌دیدید. منتهی روش انجام کار و چگونگی‌اش کمی متفاوت است. تا حدی به سمت مناظر گرایش دارد. من در این کارها روی روح مناظر بیش‌تر تأکید کرده‌ام؛ روح مناظر، به‌اضافه‌ی حضور شخصیت در بعضی از کارها. درواقع مقایسه‌ای است بین روح طبیعت و روح یک انسان هنرمند.</p>

<p><strong>کنکاش در طبیعت</strong></p>

<p><strong><small>این نقاش ایرانی طبیعت‌گراست و طبیعت را موضوع مهمی برای انسان می‌داند.</strong></small></p>

<p>بله. دقیقاً همین‌طور است. من هم طبیعت‌گرا هستم، ولی اگر بخواهید بدانید چرا طبیعت‌گرا هستم، به خاطر این است که فکر می‌کنم طبیعت یک موضوع مهم است برای انسان که در آن زندگی می‌کند. نمی‌شود گفت جنگ یا مبارزه، ولی این کنکاشی که وجود دارد میان انسان و محیط پیرامونش، و به‌خصوص طبیعت، از مدت‌ها قبل وجود داشته و هم‌چنان ادامه خواهد داشت.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/4 seaison II-Vanecha ROUDBARAKI.jpg' /><br/>
<small><small>four seaison II</small></small>


</p>

<p><strong>ندای ایران</strong></p>

<p><strong><small>وانشا رودبارکی، با وجود زندگی و کار در خارج از ایران در۲۰ سال گذشته، هم‌چنان رویدادهای ایران را دنبال می‌کند؛ رویدادهایی که روی آثار هنری او هم اثر می‌گذارند. تابلوی «ندای ایران» که در حال حاضر نامزد جایزه‌ی عقاب شهر نیس در جنوب فرانسه شده است، ازجمله‌ی آنهاست.</strong></small></p>

<p>این هنرمند می‌گوید: «فردای روزی که آن فاجعه اتفاق افتاد، آن کشتاری که در ایران صورت گرفت و آن بانوی جوان ایرانی به آن شکل بسیار ناگوار و تکان‌دهنده کشته شد، پس از دیدن فیلم مربوط به آن، تابلوی ندای ایران را توانستم بسازم که نمایانگر حرکت اعتراضی و جنبش مردم ایران بود. پس از آن چند تابلوی دیگر به‌نام مردان گود درپی تابلوی ندای ایران کشیدم که هنوز به نمایش درنیامده‌اند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Neda y Iran.jpg' /><br/>
<small><small>ندای ایران</small></small>


</p>

<p><strong>شقایق‌های وطن</strong></p>

<p><strong><small>در نمایشگاه نقاشی‌های وانشا رودبارکی،‌ شقایق‌های سرخ در زمینه‌ی آبی‌رنگ با اندازه‌های بزرگ خودنمایی و تماشاگر را به‌سوی خود جلب می‌کنند. شقایق‌هایی که به‌یاد جان‌باختگان جنگ در ایران کشیده شده است:</strong></small></p>

<p>«من البته روی موضوع شقایق خیلی نقاشی کشیده‌ام و این تازگی ندارد. ولی این که از چه زمانی خواستم شقایق را با این ابعاد نقاشی کنم، از سال ۲۰۰۸ به بعد بوده است. شقایق برای من یک‌جورایی یادآور دوران جنگ است. در دوران جنگ ایران و عراق من در ایران به‌سرمی‌بردم و از نزدیک شاهد بودم که چگونه جوانان ایرانی به جنگ و تا پای جان هم می‌رفتند و جان‌شان را نثار نگهبانی خاک ایران می‌کردند.</p>

<p>من همواره با این موضوع زندگی می‌کنم و هربار که تابلوی شقایق را نقاشی می‌کنم، در واقع برای شادی روان این عزیزان از دست رفته‌ی ایرانی است که جان‌شان را برای پاسداری از خاک ایران از دست دادند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Grandeur des coquelicots.jpg' /><br/>
<small><small>نمونه ازتصویر شقایقها در آثار وانشا</small></small>


</p>

<p><strong>سفر فرهنگ ایران</strong></p>

<p><strong>وانشا رودبارکی تاکید می‌کند که با ایران زندگی می‌کند و بخشی از آن را همه‌جا با خود می‌برد:</strong></p>

<p>«همیشه گفته‌ام که من در خاک ایران نیستم، ولی با ایران زندگی می‌کنم. یعنی بخشی از ایران در موجودیت من هست. فکر می‌کنم که من این دوری را به این ترتیب برای خودم حل کرده‌ام. فلسفه‌ی من این است که به‌هر جا که می‌روم، بخشی از ایران را با خودم می‌برم. برای این که موجودیت من با موجودیت وطنم ایران به‌هم آمیخته‌اند و ازهم جدایی‌ناپذیرند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Devenir Un (Homme et saaz)2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>نمایشگاه‌های بعدی او در چین، آمریکا، کانادا، فرانسه و سپس بینال بین‌المللی فلورانس در ایتالیا خواهد بود: «نمایشگاه دیگری که الان دارم آماده می‌کنم و تابلوهایش را فرستادم، نمایشگاهی‌ است که در یکی از ایالات شمالی کشور چین خواهد بود. آنجا یک مرکز فرهنگی تأسیس شده است، به‌اضافه‌ی یک موزه که از من دعوت شده برای افتتاحیه‌ی آن، تابلوهای من به نمایش دربیاید. الان هم حدود صدتا تابلو در پکن هست که آماده‌ی نمایش هستند.</p>

<p>پروژه‌ی بزرگی است و من باید برای آن مدتی در چین بمانم. قبل از آن دو نمایشگاه دیگر هم هست که در آمریکا و در کانادا خواهد بود: در لس‌آنجلس و تورنتو. نمایشگاه دیگری که خواهم داشت، در ماه نوامبر سال آینده، در فرانسه خواهد بود. بعد مجدداً به بینال بین‌المللی فلورانس خواهم رفت.»</p>

<p><strong>قدمت پنج‌‌هزارساله</strong></p>

<p><strong>تابلوی «خلیج فارس»، روایت دیگری از وانشا رودبارکی از این خلیج ایرانی است: </strong></p>

<p>«رنگ‌های اصلی تابلوی خلیج فارس، رنگ آبی است که همان رنگ خلیج فارس است. آبی تیره و روشن. بعد آن رنگ قرمز و نارنجی است. حال برای‌تان توضیح می‌دهم که چرا از این رنگ‌ها و از این سوژه استفاده کردم. سوژه‌ی این تابلو، یک عقاب است؛ عقابی مشابه‌ همان عقاب که در حفاری‌های جیرفت کشف شد. من سعی کردم آن عقاب را با همان ابعادی که داشت در این تابلو بازسازی کنم و در همان جایی بگذارم که کشف شده بود.</p>

<p>البته به طور تقریبی، چون به‌هرحال کاری که من می‌کنم آن قدر دقیق نیست. پس به طور تقریبی در محلی گذاشتم که کشف شده بود. در رابطه با استفاده از رنگ قرمز و نارنجی نیز باید بگویم که مدتی روی گنجینه‌ای که در جیرفت کشف شده بود، مطالعه کردم. قدمتی که این اشیا دارند چیزی است در حدود سه‌هزار تا سه‏هزار و پانصد سال پیش از میلاد. یعنی در کل می‌شود پنج‌هزار تا پنج‌هزار و پانصد سال پیش.</p>

<p>متخصصین و کارشناسانی که از یونسکو، فرانسه و اروپا به آنجا رفته بودند، وقتی این نمونه‌ها را بررسی کردند، متوجه شدند مرجان‌هایی که برای دکوراسیون این اشیا استفاده شده، از خلیج فارس آمده و تنها در خلیج فارس است که ما می‌توانیم چنان رنگی از مرجان‌ها ببینیم. به خاطر همین من زمین ایران را بیش‌تر با همین رنگ کشیده‌ام. این کار برای من بازهم نوعی بیان تاریخ و تمدن ایران بود. با نگاه به اسنادی که در دست داریم، می‌توانیم بگوییم ما بیش از پنج‌هزار و پانصد سال قدمت داریم؛ قدمتی با این زیبایی، با این هنر، با این مهارت و با این دقت.</p>

<p>برای من استفاده از رنگ مرجان‌ها نوعی بیان ارتباط میان قدمت خلیج فارس با ایرانی‌، نژاد آریایی و آراتا بود. آراتا در واقع همان نژادی بود که در منطقه‌ی جیرفت زندگی می‌کردند و همان آریایی‌ها بودند، اما سومری‌ها به آنها آراتا می‌گفتند.»</p>

<p>حالا خلیج فارس، ندا، نماد جنبش آزادیخواهی مردم ایران، مردان گود، دماوند و شقایق‌های وانشا رودبارکی به همه‌ جای دنیا به‌عنوان نشانه‌های نابی از فرهنگ سرزمین ایران به همه جای دنیا سفر می‌کنند.</p>

<p><strong><small><a href="http://www.vanecha.fr">سایت آثار وانشا رودبارکی</a></strong></small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/07/post_538.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/07/post_538.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">هفت هنر</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 23:04:55 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>به استقبال دوران سخت</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>اگر روزگار به معنای واقعی کلمه سخت و طاقت فرسا شود چه؟ آن‌قدر سخت که همین نویسندگی که انسانیت را به وجود می‌آورد در خطر باشد!</p>

<p>فقدان، نه فقط فقدان هنر بلکه فقدان اجتماع، فقدان نویسندگی که زمینه‌ی اصلی تاریخ است، در این دنیا مرگ تدریجی ست.</p>

<p>اگر امروز نگاهی به پیشه‌ی ادبی بیندازیم خواهیم دید که نویسندگی در خطر است. معدود نویسنده‌ای را سراغ داریم که بتواند با این کار که این همه برایش وقت صرف می‌کند و به آن عشق می‌ورزد از پس مخارج زندگی‌اش برآید. آن‌هایی که از پس‌اش بر می‌آیند به کمک قانون کپی‌رایت نوشته‌هایشان را حمایت و پشتیبانی می‌کنند. </p>

<p>معتقدم که قانون کپی‌رایت مبتنی بر این فرضیه است: «یک نویسنده تنها کسی ست که آثار خودش را نوشته است، یک نویسنده مالک خودش و یا آثار خودش است»</p>

<p>در جمله‌ی اول - یک نویسنده تنها کسی ست که آثارش را به رشته‌ی تحریر در آورده است - درمعنای مفروض،هویت مشکوک است.</p>

<p>به عنوان مثال ممکن است در نوشتن از نوشته‌ی کس دیگری کمک گرفته باشیم یا از کتاب، خاطرت و رویاهای کس دیگری.</p>

<p>در جمله‌ی دوم «یک نویسنده مالک اثر خودش است»، فعل مالک بودن مورد سوال قرار می‌گیرد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/kathy%20acker2233.jpg' /><br/>
<small><small>کتی اکر</small></small>


</p>

<p>به عبارت دیگربه عنوان یک نویسنده از لحاظ اقتصادی ما به کپی‌رایت نیاز داریم، این زندگی‌ست.</p>

<p>به‌ هر حال ما باید علاوه بر نوشتن زندگی کنیم، خواه دوست داشته یا نداشته باشیم، شاید این روش زندگی در یک جامعه‌ی صنعت‌گرا بورژوا، یک جامعه‌ی کاپیتالیست جامعه‌ی مبنی بر مالکیت است. در حقیقت در چنین جامعه‌ای هر فرد برای زنده ماندن و بقا نیاز به مالکیت دارد.</p>

<p>به هر حال جامعه‌ی ما در پروسه‌ی تبدیل شدن به موجودی اقتصادی و فرا صنعتی ست،البته شاید تبدیل شده است! هنگامی که عنوان‌های اقتصادی تغییر پیدا کردند بقیه‌ی مسائل هم اتفاق می‌افتد.. هم خود زبان و ارتباطات و هم جایگاهشان در جامعه به سرعت تغییر می‌کند.</p>

<p>به عنوان مثال من در موسسه‌ی هنر سان فرانسیسکو دوره‌های نویسندگی تدریس می‌کنم. هر سال تعداد دانشجویانم که کتاب می‌خوانند کمتر و کمتر می‌شود، نه این که اصلا ‌نمی‌خوانند، نه، اگر هم بخوانند ترجیح می‌دهند به خواندنشان اقرار نکنند و زیر بارش نروند. </p>

<p>آن‌ها مجله می‌خوانند، از شاهکار‌های هنری بازدید می‌کنند، مشتاقانه در هرگونه فعالیت هنری شرکت می‌کنند، سی‌دی‌هایی را می‌خرند که کار ستاره‌های راک و شاعران معروف باشند.</p>

<p>اکثر دانشجویانم، با قدرت اضافه می‌کنم حتی من و دوستانم، هر روز بیش‌تر و بیش‌تر ازفضای اینترنت به عنوان یک لوکیشن، جایی که می‌توانیم در ان کار کنیم استفاده می‌کنیم. </p>

<p>شبکه‌ی اینترنتی شبیه منطقه‌ی آزادی می‌ماند برای کسانی که می‌توانند به تجهیزات لازم‌شان دست پیدا کنند.</p>

<p>آیا این فضا به صورت منطقه‌ی آزاد می‌ماند و یا دولت قانون کنترل‌گر‌های محدود کننده‌اش را اعمال خواهد کرد؟ و آیا پایگاه‌های بین المللی باعث تبدیل شدن این فضا به عرصه‌هایی شبیه رسانه‌های تلوزیونی و یا تفرجگاهی تفریحی یا شبیه یک ورژن بد هیبت از شبکه‌ی آمریکا خواهد شد یا نه؟</p>

<p>هیچ کس ‌نمی‌داند. مطمئنا کسانی هستند که معتقدند فضای اینترنت قابل کنترل نیست. </p>

<p>در حال حاضر من هیچ نظر قطعی ندارم که آیا این کنترل قابل اجراست یا نه. در هر صورت چیزی که من به آن مشکوکم این است که گمان می‌کنم قانون کپی‌رایت چیزی مربوط به گذشته است.</p>

<p>تمام این مسیر پر پیچ و خم را امدم تا به نتیجه‌ی ساده‌ای برسم، چیزی که فکر می‌کنم در حال حاضراکثر نویسندگان می‌دانند این است که اگر تا این لحظه از تاریخ برای یک نویسنده از پس مخارج سنگین زندگی بر آمدن با حمایت کپی‌رایت تا این اندازه مشکل است مطمئنا در آینده برای همه غیرممکن خواهد شد.</p>

<p>موضوع این نیست که شبکه‌ی اینترنتی می‌تواند جایگزینی برای روش نشر و توزیع کتاب فراهم کند، اکنون و با توجه به جایگاه تکنولوژی هیچ کس ‌نمی‌تواند یک کتاب را به طور کامل دانلود کند برای اینکه دویدن به سمت نزدیک‌ترین کتاب فروشی و خریدنش کارآسان‌تری ست. وجود شبکه‌ی اینترنتی از راه دیگری ادبیات را تهدید می‌کند.</p>

<p>دانشجویان من، مردمی که کار می‌کنند، به طور کلی منظورم تمام کسانی ست که روزانه بیش از هشت ساعت کار می‌کنند زمان محدودی برای مطالعه دارند. </p>

<p>از طرفی اکثر مردم این جامعه ترجیح می‌دهند که در زمینه‌ی نوشتن و فعالیت‌های نوشتاری در خارج از دنیای کتاب و کاغذ شرکت کنند و تا حد زیادی خارج از قانون کپی‌رایت این کار را انجام می‌دهند. این مسائل واقعا باعث به‌وجود آمدن دوران سختی شده است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/07/post_120.html</link>
<guid>http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/07/post_120.html</guid>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 22:50:41 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«مرده‏ها خواب نمی‏بینند»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100730_Adabiaat_Moghaavemat_Maroufi.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p><strong>به هزار دلیل دوستت دارم<br />آخرینش می‏تواند کیف کوچکت باشد<br />بازشده در جوی آب<br />یا وقتی که گرفته بودی پیشانی‏ات را<br />لبخند می‏زدی.</p>

<p>آخرینش می‏تواند اولین بوسه‏مان باشد<br />در آسانسور دانشگاه<br />یا همین تخمه شکستن یواشکی <br />
توی سینما.</p>

<p>به هزار دلیل دوستت دارم<br />آخرینش می‏تواند دست‏هایت باشدروی صورت من<br />تا خدا و ابلیس اشک‌هایم را نبینند<br />یا روزی که در میدان ولی عصر <br />زمزمه کردی در گوشم<br />قرار نیست هیچ‏کس بیاید.</p>

<p>به هزار دلیل دوستت دارم<br />آخرینش می‏تواند سرفه نکردنت باش<br />روی سیگارهای من<br />می‏تواند ناشیانه آشپزی کردنت باشد<br />ناشیانه عشق‏بازی کردنت.</p>

<p>به هزار دلیل دوستت دارم<br />آخرینش می‏تواند لنگه کفش خونی‏ات باشد<br />روی پیاده‏رو<br />وقتی تنت را روی دست می‏بردند.</p>

<p>می‏تواند حسرت گیسوانت باشد<br />برای بوسیدن آفتاب<br />وقتی با روسری خاکت کردند.</strong></p>

<p>این شعری بود با عنوان «بدون دلیل» از حامد ابراهیم‏پور؛ شاعری که ستایش‏گر عشق و زندگی است و برخی شعرهای او در ادبیات مقاومت ایران، هم‏پای سکوت مردم خواهد ماند. در سالی که گذشت؛ پشت پنجره یا در خیابان، چه فرقی می‏کند. تصویرهایی که عکس شد، در یادها چرخید، واژه شد و عاقبت شعر شد.</p>

<p>حامد ابراهیم‏پور پیش از این چند دفتر شعر منتشر کرده است. نامی آشناست، اما کتاب تازه‏اش، «مرده‏ها خواب نمی‏بینند»، ویژگی‏های ادبیات مقاومت را تماماً در خود دارد و به همین خاطر، در تبعید هم انتشار یافته است؛ در آلمان.</p>

<p>زبان شعرهای حامد ابراهیم‏پور ساده است؛ به‌سادگی حرف زدنش. لابد همین‏جورها حرف می‏زند. و چه خوب است آدم معمولاً ساکت باشد. به‏موقع حرف‏های به‏دردبخور بزند. از روزمرگی؛ از همین تشنگی و گشنگی؛ از همین کلاه گشادی که سر همه‏مان رفته؛ از مغبون شدن؛ از این‏که چندسال، چند قرن طول می‏کشد تا ما هم مثل بقیه‏ی آدم‏های دنیا، آدم‏وار زندگی کنیم و این‌همه نترسیم و این‌همه فرار نکنیم و این‌همه کشته نشویم و این همه دروغ و نام‏های دروغین در زندگی ما رژه نروند و این همه زندگی و خوشبختی و آزادی، مثل فیلم از برابر چشم‏های‌مان نگذرد و ما این‏همه حسرت نداشتن همه‏چیز را نداشته باشیم.</p>

<p><strong>سردخانه</strong></p>

<p><strong>من ترسیده بودم!<br />پدر دندان‌هایش ریخته بود<br />و بیسکویت می‏خورد<br />تو جین آستین می‏خواندی<br />حلقه‏ی ازدواجت را<br />در لیوان چای هم می‏زدی<br />من رانندگی می‏کردم<br />من ترسیده بودم!</p>

<p>حوالی همین سطرها<br />لاستیک ترکید<br />چشم راستش را پیدا نکردیم<br />وقتی قرار است دفنت کنند<br />چه فرق می‏کند<br />چند تا دست داشته باشی</p>

<p>پدر گفت:<br />تلقین را من می‏خوانم<br />عینکش را زد<br />انجیل لوقا را چشم‏بسته خواند<br />ما همه<br />در صف ایستاده بودیم<br />و به شما تسلیت می‏گفتیم<br />بعضی‏هامان<br />گونه‏هایت را می‏بوسیدیم</p>

<p>من گم شده بودم<br />ناخدا را خرس خورده بود<br />تو شعر می‏خواندی<br />با چاقوی شکار<br />موهایم را کوتاه می‏کردی<br />من گفتم:<br />این کشتی غرق شده است<br />و دیگر هیچ کس<br />جنازه‏ی ما را پیدا نمی‏کند<br />پدر بیست‌وهشت سال تازه شده بود<br />دندان‌هایش را گذاشته بود<br />از پشت<br />پاهای تو را <br />
دید می‏زد!<br />تو سینه‏هایت را<br />در دهان من<br />گذاشته بودی<br />من گردنم درد می‏گرفت<br />من ترسیده بودم!</p>

<p>چهار سطر آن طرف‏تر<br />مغازه‏ی بین راهی را زدیم<br />سرت فحش می‏شد توی دیوار<br />گفتم: آرام باش<br />ما بیش‌تر گاوصندوق‏های دنیا را گشته‏ایم<br />فرزند کوچک ما<br />نمی‌تواند این‏جا باشد!<br />تا دواگلی‏ها را<br />سر کشیدیم<br />آژیر پلیس‏ها رسیده بود<br />پدر فریاد زد:<br />گوش می‏دهید؟<br />این آهنگ را من<br />بیست‌وهشت سال پیش<br />برای بیتل‏ها نوشتم<br />پدر روبان سیاهی<br />درچشم‌های من می‏چرخاند<br />تو بیسکویت می‏خوردی<br />من می‏دویدم<br />من ترسیده بودم!</p>

<p>زن دیوانه‏ای می‏گریست<br />و مرا<br />به نام کوچک پدرم<br />صدا می‏زد<br />تو ترسیده بودی!<br />بچه گریه می‏کرد<br />دستم را در دهانش گذاشتم<br />دست خودم نبود!<br />تو جیغ می‏زدی<br />من انگشت‏هایت را<br />به سنگ قبر بسته بودم<br />همه در صف ایستاده بودیم<br />و به شوهرت<br />تسلیت می‏گفتیم!<br />پدر گفت:<br />چمدانت را ببند<br />بعد از مردن<br />به بهشت می‏روی!<br />سرم ناقوس می‏زد<br />دنده‏هایم ریخته بود<br />گردنم تیر می‏کشید<br />دودش را<br />فوت می کرد توی صورتم<br />یکشنبه بود<br />اعتراف نکرده بودم!<br />پیرزنی قرآن می‏خواند<br />پدر گفت:<br />این آهنگ را ...!<br />و مرا<br />از پشت بام دانشگاه<br />هل داد پایین!<br />تو گریه می‏کردی<br />بچه گریه نمی‏کرد<br />من گم شده بودم<br />من ترسیده بودم!</p>

<p>تانک‏ها<br />از روی‏مان رد شدند<br />عنکبوتی<br />چشم‌های آلنده را خورده بود<br />و من<br />تکیلای دومم را<br />بدون لیمو خورده بودم.<br />گارسون مکزیکی<br />از زیر میز<br />پاهایم را قلقلک می‏داد<br />و سیگارش را<br />روی چشم‌هایم می‏تکاند.<br />تو پشت تریبون<br />سنگر گرفته بودی<br />پدر فریاد می‏کشید:<br />بیست‌وهشت‌تا فشنگ<br />بیش‌تر نداریم!<br />و من بیست‌وهشت‌ بار<br />شناسنامه‏ام را<br />روی شلوارش عق زدم.</p>

<p>توی رینگ<br />گاو خشمگین<br />نفس‏های آخرش را<br />سرمی‏کشید<br />ما هیچ‌کدام<br />تیر خلاصی زدن<br />بلد نبودیم!<br />و یک زن<br />که موهای شرابی‌اش<br />شلاق خورده بود<br />در میدان فلسطین می‏دوید<br />و چقدر<br />در باجه‌ی تلفن<br />تو را بوسیدن خوب است!<br />و چقدر<br />در باتلاق‏های بولیوی<br />گلوله و سیگار برگ می‏چسبد!<br />و مردم<br />نمازشان را که خواندند<br />ما را بلند کردند<br />بیندازند توی حوض سلطان!<br />و من هنوز زنده بودم<br />و جای چاقو<br />روی گردنم درد می‏کرد<br />پدر نصف شیشه را<br />بالا آورده بود.<br />توی گوش راستم<br />الله اکبر می‏گفت<br />توی گوش چپم<br />از کیانوری<br />که یک شب او را<br />در رخت‏خواب مادرم<br />کشته بود!<br />روی دیوارهای سردخانه<br />نوشته بود:</p>

<p>ارتش سرخ<br />سپیدتر از ارتش سبز است!<br />من این را<br />پیش از ناهار<br />به تو و تروتسکی گفته بودم!<br />و روی دیوارهای خانه نوشته بود:<br />ارتش سبز<br />سپیدتر از ارتش سرخ است!<br />من این را<br />
بعد از ناهار<br />به تو و تروتسکی گفته بودم!<br />و گارسون مکزیکی<br />از زیر میز<br />پاهای هر سه‏مان را می‏مالید<br />و شب نشده<br />از هلیکوپتر<br />انداختندمان پایین ...<br />من هنوز جان داشتم<br />تو پشت فرمان<br />خوابت برده بود<br />پدر<br />با مرد همسایه<br />تریاک می‏کشید<br />من ترسیده بودم!</p>

<p>بیست‌وهشت سطر پیش<br />قرار گذاشته بودیم<br />در وسط امیرآباد<br />هم‏دیگر را ببوسیم<br />من<br />
آهنگ آخر بیتل‏ها را<br />نوشته بودم<br />پدر سرطان داشت<br />تو با کارد آشپزخانه<br />موهایش را زده بودی<br />و مرد همسایه<br />با کارد شکاری مرا زده بود<br />قرار بود<br />گواهینامه‏ام را بگیرم<br />آخر هفته<br />پرواز کنیم ژوهانسبورگ<br />تو بمب‏ها را<br />زیر سینه‏بندت بسته بودی<br />بنا بود<br />بعد از هر بوسه<br />یکی از بازارهای عراق<br />دود شود<br />برود توی چشم‏مان<br />چشم‏هایت را<br />سرمه کشیده بودی<br />خلخال‏ها زیر مانتویت<br />صدا می‏کردند<br />توی دجله که می‏پریدی<br />موهایت مثل سفره‌ماهی<br />پهن می‏شد روی سینه‏ات<br />و ران‏هایت<br />در شلوار جین آبی<br />ستون‏های مداین می‏شد<br />توی آفتاب چشم را می‏زد<br />یحیی تو را می‏دید<br />توی آب<br />خودش را می‏زد!<br />تو<br />روی صندلی نشسته بودی<br />همسایه تو را می‏زد!<br />کوچه‏های تهران<br />دود شده بود<br />توی چشم‏های سبز تو<br />روی پیاده‌رو<br />پاهایت لیز می‏خورد<br />پیرمردی بالای سرت<br />ساز می‏زد<br />و به ژوهانسبورگ فکر می‏کردی<br />و به باجه‏ی تلفن فکر می‏کردی<br />و به مارتین هایدگر فکر می‏کردی<br />و پاهایت مثل ماهی<br />توی خون دست و پا می‏زد<br />پدر می‏گریست<br />و تمام ماهیگیران نیل<br />می‏گریستند<br />مردم دنیا<br />توی صف ایستاده بودند<br />و به هم‏دیگر تسلیت می‏گفتند ...<br />ناخدا را خرس خورده است<br />اما روزی<br />ما را پیدا می‏کنند<br />این را<br />پیش از سقوط هلیکوپتر<br />توی گوشم گفتی!</p>

<p>مریلین مونرو<br />راحت تمام شد<br />تو<br />راحت تمام کردی<br />اما این شعر<br />به راحتی تمام نمی‏شود.</strong></p>

<p>حامد ابراهیم‏پور در شعرهای تازه‏اش، در کتاب «مرده‏ها خواب نمی‏بینند»، زمان را لابه‏لای تاریخ تقطیع می‏کند. تاریخ را قطعه قطعه توی شعرش می‏چیند. </p>

<p>از هرجا چیزی به‏دردبه‌خور برمی‏دارد و با همان ضرب‏‏آهنگ تند، با ضرب‏آهنگ نبض آدمی که در خیابان‏های تهران دنبالش کرده‏اند، چیزهای به‏دردبخور را با کلمه‏هایی که هراس به جانت می‏اندازند، در طبقه‏های شعرش می‏چیند. آن‏قدر با دقت می‏چیند که اگر یکی‌اش را برداری، همه‏اش روی سرت آوار می‏شود. </p>

<p>همین است که چاره‏ای نداری، جز این‏که با هیجان یکی از شعرهایش را بخوانی و بعد بروی در پیاده‏رو به خوانده‏هایت فکر کنی و بعد به این فکر کنی که زودتر برگردی تا شعر بعدی را بخوانی. یا نه؛ همان قبلی را یک‏بار دیگر مرور کنی. واژه‏ها از یادت رفته، ولی چیزی در تو جا مانده است: حسی؛ حس فرار؛ حس از دست دادن؛ حس از دست رفتن و حس‏های دیگر.</p>

<p>در سینما، گاهی همه‏ی این حس‏ها را با تصویر، موسیقی، جلوه‏های ویژه، دیالوگ و صدا در تو ایجاد می‏کنند. کم‏تر شده که شعری این‌همه را یک‏جا به تو بازگرداند. شعرهای حامد ابراهیم‏پور این قدرت را دارد که تنها با کلمه بتواند حس عمیق را در تو جا بگذارد. </p>

<p>او شعرسازی نمی‏کند، به واژه فکر می‏کند. چیزی در او حس می‏شود و چیزی دستان او را روی کاغذ به حرکت درمی‏آورد و کلمه‏ها خودبه‏خود سر جای خودشان قرار می‏گیرند و شعر می‏شوند.</p>

<p>به‏ندرت پیش می‏‏آید که در بین ۱۲۴هزار داوطلب، کسی به شاعری مبعوث شود. شاعری تنها با خواندن و نوشتن و سال‏ها زحمت حاصل نمی‏شود. باید مبعوث شوی!</p>

<p>به همین خاطر است که شاعری هیچ‏گاه شغل نبوده و حرفه نخواهد بود. شاعری یعنی به‏رسمیت نشناخته شدن. شاعری برانگیخته شدن انسانی طاغی است که نمی‏تواند جلوی نبوغ و جنونش را بگیرد.</p>

<p>کلمه‏های شعری حامد ابراهیم‏پور از جنس واژگان قصه‏اند. لای شعرهایش چیزی هم برایت تعریف می‏کند و در بین سطرهای شعر داستانی جان می‏گیرد که هولناک است و تو می‏خوانی‌اش تا بدانی یک نفر دیگر هم همه‏‌چیز را می‏بیند؛ برادرکشی را بو می‏کشد و از بوی دروغ بالا می‏آورد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/maroufi/2010/07/post_257.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/maroufi/2010/07/post_257.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">این سو و آن سوی متن</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 22:37:20 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>خاطره‌ای از سفر به ژاپن</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>اگر در اواخر فصل پائیز به کیوتو می روید حتما بکوشید به دیدار تئاتر کابوکی بروید. این برنامه ها از سی نوامبر شروع شده و تا بیست و شش دسامبر ادامه دارند. سابقه تئاتر کابوکی به سده شانزدهم بازگشت می‌کند. </p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100731_gozaresh_166_Parsipour.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>در این زمان زنی رقاصه که سبک جدیدی از رقصیدن را ابداع کرده بود بنای این تئاتر را پی‌ریزی کرد، اما پس از چند دهه جامعه محافظه کار با این عنوان که حرکت زنانه منجر به فحشا می‌شود از کار او یا جانشینان او جلوگیری کرد. البته اما چون این نوع تئاتر جا افتاده و میدانی برای حرکت یافته بود به کار خود ادامه داد. اما این بار مردان افسار کار را به دست گرفتند و زنان به کلی حذف شدند. </p>

<p>در تئاتر کابوکی مردان به جای زنان بازی می‌کنند و تماشای آنها که با دقت و اصالت می‌کوشند روانشناسی رفتاری زنان را تقلید کنند بسیار جالب و سرگرم کننده است. البته این مردان الزاما همجنس گرا نیستند. آنان ازدواج می‌کنند و این کار در خانواده‌هائی به صورت موروثی درآمده است. گاهی در یک نمایش پدر و پسر و حتی نوه حضور دارند.</p>

<p>روزی که ما به تئاتر کابوکی رفتیم از روزهای فراموش نشدنی این سفر بود. گیشایان به همراه "مای کو" ها خرامان خرامان به سوی تئاتر می رفتند. بنا به توضیح خانم فوجی موتو مای کوها دختران جوانی هستند که برای گیشا شدن آموزش می‌بیینند. </p>

<p>مای کو اگر اشتباه نکنم به معنای رقاصه است. چند تفاوت میان گیشایان و مای کوها وجود دارد. مای کوها جوان‌تر هستند و کیمونوهای آنها بسیار شاداب‌تر و پر گل‌تر است. آنان زینت آلات زیادی نیز مصرف می‌کنند. موافق با فصل به موهای خود گل می‌آویزند. مثلا در زمستان گل سرهای آنها سفید است. بر این پندارم که آنها شاید در زمان‌های باستان در مسئله چرخش فصول نقش پر اهمیت تری داشته‌اند.</p>

<p>گیشایان اما کیمونوهای ساده‌تر و تیره رنگ تری می پوشند. زینت آلات آنها نیز بسیار کم است. اما هردو گروه چهره خود را سپید می‌کنند. در همینجا باید بگویم که وسوسه می‌شوم میان واژه روسپی (احتیاطا روسپید) و این سنت گیشایان ارتباطی پیدا کنم. آیا بخشی از زنان ایران نیز در قدیم چهره خود را سپید می‌کرده‌اند؟ </p>

<p>اصطلاح «سرخاب سفیداب» برای لوازم آرایش سنتی قابل تامل است. در عین حال شایعه‌ای بسیار قوی در میان ژاپنی‌ها وجود دارد که یک شاهزاده ساسانی ایرانی به ژاپن آمده تا برای مبارزه با اعراب از آنها یاری بگیرد و در همانجا ماندگار شده. گفته می‌شود خانمی در ژاپن هست که ادعا می‌کند از نسل این شاهزاده است. خانم فوجی موتو توضیح می‌دهد که اثبات تاریخی این مسئله ممکن نیست و باید آن را جزو اسطوره طبقه بندی کرد.</p>

<p>اسطوره یا واقعیت، اما این مسئله قابل بحث است که آیا زنانی به همراه این شاهزاده بوده اند، و آیا آنها چهره خود را سپید می‌کرده‌اند؟</p>

<p>یا برعکس، آیا شاهزاده از طریق بعضی ار همراهانش این سنت را در ایران اشاعه داده است؟ روشن نیست و بحثی ست که آن را درز می گیرم. به هرحال برای من روشن شد که ژاپنی ها برای این گیشایان احترام زیادی قائل هستند. همه از آنها عکس می گرفتند و این زنان که به نحوی فوق‌العاده لباس می‌پوشند و آرایش می‌کنند رفتار بسیار توام با وقاری دارند. به راستی معنای زیبائی و متانت در آنها یک جا جمع شده است.</p>

<p>و من می‌اندیشیدم که چقدر کمبود جای این نوع زن در ایران محسوس است. ما در ایران زن نجیب داریم و زن روسپی. مکان شخصیتی میان این دو بسیار خالی ست. زنی که از هنرهای مختلف سررشته دارد و کارش تربیت مردانی‌ست که باید آداب بیاموزند. </p>

<p>در تالار نمایش کابوکی مای کو ها در طرف راست و در گران‌ترین مکان تئاتر نشستند و گیشایان در طرف چپ. ما البته روی صندلی نشسته بودیم، اما مای کوها و گیشایان روی زمین نشسته بودند. تصورش را بکنید که به مدت پنج ساعت دو زانو روی زمین نشسته باشید. البته هنرپیشگان نیز به کرات برای زمان‌های دراز دو زانو روی زمین می نشستند. دچار این پندار شدم که تئاتر کابوکی تحت تاثیر نمایش عروسکی‌ست. </p>

<p>از خانم فوجی موتو پرسیدم، معلوم شد همین‌طور است. بیشتر از این وقت شما را نمی‌گیرم و آرزو می‌کنم که فرصت دیدن تئاتر کابوکی و گیشایان را پیدا کنید.</p>

<p>البته از حدود هفتاد سال پیش نوعی تئاتر بوجود آمده که کارکنان آن همه زن هستند. آگهی‌های این تئاتر را در قطار دیدم و بسیار مشتاق بودم به تماشای آن بروم.</p>

<p>در مقایسه میان فرهنگ ایران و ژاپن در این مقام احساس من این است که چون ما به طور کلی رفتار جنسی را یک رفتار زشت و غیر اخلاقی فرض کرده‌ایم تمام آداب اجتماعی مربوط به روابط زن و مرد را نیز غیر اخلاقی توصیف کرده‌ایم. کار تا به جائی رسیده است که در جمهوری اسلامی زن و مرد حتی نباید از یک در وارد مکانی شوند. </p>

<p>این مسئله بسیار قابل مطالعه است که چرا ما ایرانی‌ها زن را یک شیئی جنسی فرض کرده‌ایم و در همان حال رفتار جنسی را بد و زننده تلقی می‌کنیم. در نتیجه جلوی تجلی هر نوع حالت زنانه‌ای را در جامعه می‌گیریم. بسیار جالب می‌شد اگر زنان ایران همانند زنان ژاپن می‌توانستند با تاسیس چای‌خانه‌ها و مراکز فرهنگی دیگر، همانند همین تئاتر زنانه در تربیت مردان جامعه نقش بازی کنند. </p>

<p>از چای‌خانه نام بردم و ما پس از پایان تائتر کابوکی در کافه کوچکی چای سبز نوشیدیم. این چای به رنگ زمرد بود و گفته شد که از برگ کوبیده چای سبز تولید شده و یکی از مطبوع‌ترین نوشیدنی‌های عمرم را نوشیدم. این چای مرا برد به عصرهای تابستان دوران کودکی در تهران که همه در حیاط جمع می‌شدیم دور تختی که در حیاط بود تا چای بخوریم. اسباب تاسف است که تهران دیگر حیاط ندارد.</p>

<p>خانم فوجی موتو و آقای دکتر هاشم رجب زاده به اتقاق بخش‌هائی از شعر ژاپن را به فارسی برگردانده‌اند. این مجموعه‌ای از اشعار باستانی‌ست. من در اینجا بدون گزینش ویژه‌ای کتاب را می‌گشایم و چند شعر برای شما برمی‌گزینم. عنوان کتاب «گل صدبرگ» است:</p>

<p><strong>«بامداد پائیز<br />مه در پهنه ء شالیزار<br />می‌خرامد آرام<br />دل من پراندوه<br />به کجا می‌رود آخر؟»</strong></p>

<p>این شعر از شهبانو ایوا - نو - هیمه است.</p>

<p>شاعری ناشناخته می‌گوید:</p>

<p><strong>«می‌درخشد آفتاب بامدادی<br />بر سادا، بر تپه گورت<br />سر به هم آورده با یاران<br />سرشک از دیده می‌باریم<br />گریه مان پایان ندارد»</strong></p>

<p>سومه رامیکوتو می‌گوید:</p>

<p><strong>«می‌روند از هر سو<br />رهگذران<br />همسان چهلچله‌های دریا<br />هایهو انداخته در کوه و کنار<br />بی تو، اما دلتنگ و تنهایم.»</strong></p>

<p>دکتر هاشم رجب زاده در کتاب پرحجم «جستارهای ژاپنی در قلمرو ایرانشناسی» کار سترگی ارائه کرده‌اند. این کتاب در بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی به چاپ رسیده و اثر بسیار قابل تاملی‌ست. در آینده کتاب را بررسی خواهم کرد.</p>

<p>البته امروز جهان بسیار کوچک شده است. شاید حتی مسخره به نظر برسد که انسان خاطرات سفر ژاپن بنویسد. من هم چنین قصدی ندارم، تنها چنین به نظرم رسید که در بخشی از دقایق این سفر شما را با خود همراه کنم. من شک ندارم که به رغم آن که ژاپن یک جامعه مردسالار است اما زنان در آنجا راحت‌تر از ایران زندگی می‌کنند. بخش قابل تاملی از ایران شناسان ژاپنی زن بودند و من می دیدم که رفتار مردان با زنان بسیار مودبانه است.</p>

<p>و اما تماشای بامدادان متروی شهری اوساکا نشان می‌دهد که ژاپنی‌ها همانند مورچه دائم در حال دویدن هستند. صف آمد و رفت در روی پلکان ایستگاه مترو آنچنان فشرده و تندروست که من با توجه به ناراحتی ریه که دارم و کمبود تنفسی جرئت نمی‌کردم وارد صف بشوم. البته تماشای پیرزنان و پیرمردانی که لنگ لنگان ولی با قاطعیت راه می‌روند اعجاب انگیز است. با یک شعر ناب دیگر برای شما آرزوی سفر به ژاپن می‌کنم:</p>

<p><strong>«روی رود آرام ناتسومی<br />در یوشینو<br />کنج مردابی در سایه کوه<br />اردک‌های وحشی<br />همهمه انداخته‌اند.»</strong></p>

<p>این شعر از یوهارا - نو - اوکیمی‌ست.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/parsipur/2010/07/post_409.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/parsipur/2010/07/post_409.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش یک زندگی</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 21:31:47 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«هلند در افغانستان به هدف نرسید»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>دو روز است که رسانه‌های هلندی از خروج نیروهای نظامی خود از افغانستان می‌نویسند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100730_Holland_Army_withdrough_Orzala_shahzadeh.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>نیروهایی که حدود چهار سال است، یعنی از سال ۲۰۰۶ در افغانستان حضور دارند و بارها از ناموفق بودن برنامه‌های خود در عرصه‌ی نظامی و امنیتی گفته‌اند. </p>

<p>اخبار این نیروها و فعالیت‌های بشردوستانه آنان، هفته‌ای یک یا چندین بار در صدر اخبار رسانه‌های داخلی هلند قرار می‌گیرد. این اخبار از وضعیت سربازان گرفته تا کمک‌ها و دوستی‌های آنها با مردم محلی و نیز گزارش‌های تصویری را شامل می‌شود. این در حالی است که تعداد زیادی از مردم هلند مخالف حضور نیروهای هلند در افغانستان بودند و گویا می‌اندیشند که به مقصد خود رسیده‌اند. </p>

<p>قرار است اول آگوست بالاخره نیروهای نظامی هلند بعد از چهار سال پای از خاک افغانستان بیرون بکشد. </p>

<p>بعضی‌ها از این خبر خوشحال هستند. به‌خصوص آنهایی که با بازگشت نیروهای نظامی، فرزندان‌شان را هم می‌بینند و آنهایی که فکر می‌کنند دولت کوچک هلند باید به مسائل داخلی و سیاسی خود بپردازد تا از بحران موجود بیرون آید. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Orzala_ashraf_shahzadeh.jpg' /><br/>
<small><small>اورزالا اشرف، فعال مدنی در افغانستان</small></small>


</p>

<p>اما فعالان حقوق بشر و برخی از مردم افغانستان از این تصمیم شاد نیستند. اورزالا اشرف، فعال مدنی در افغانستان از دلایل ناخوش بودن پیامدهای این تصمیم می‌گوید.</p>

<p>اورزالا اشرف معتقد است که نیروهای نظامی هلند و همین طور نیروهای کانادایی بدون رسیدن به هدف خود، خاک افغانستان ‌را ترک می‌کنند و این مسئله باعث نگرانی است. نگرانی از اینکه شاید این تصمیم به قطع برنامه‌های توسعه و کمک‌های بشردوستانه این کشورها در افغانستان بینجامد. </p>

<p><strong>گفت‌وگو با اورزالا اشرف را در فایل صوتی از دست ندهید.</strong></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/shahzadeh/2010/07/post_194.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/shahzadeh/2010/07/post_194.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفت و گو</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 20:57:52 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>خلیج سرخ</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>خلیج (پناهگاه ساحلی)<br />The Cove<br />نویسنده: مارک مونرو<br />کارگردان: لوئی سایهویوز<br />زمان: ۹۲ دقیقه<br />محصول ۲۰۰۹ آمریکا</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/pooster.jpg' /><br/>
<small><small>پوستر فیلم</small></small>


</p>

<p>مستند «خلیج» که با عنوان «پناهگاه ساحلی» هم شناخته می‌شود، امسال موفق شد اسکار بهترین فیلم مستند را از آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا به دست آورد. فیلم همچنین تاکنون در جشنواره‌های بسیاری به نمایش درآمده و 24 جایزه ی دیگر مانند جایزه‌ی بهترین فیلم از دید تماشاگران در جشنواره ساندنس را از آن خود کرده است. کارگردان این فیلم پیش از این به عنوان عکاس با نشریه‌ی نشنال جئوگرافیک همکاری می‌کرده است . </p>

<p>صحنه‌های اصلی فیلم در سال ۲۰۰۷ با دوربین‌های دیفینیشن و استفاده از میکروفون‌های مخصوص زیر آب در ژاپن به شکل مخفیانه فیلمبرداری شد. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/louis-003.jpg' /><br/>
<small><small>لوئی سایهویوز – کارگردان فیلم</small></small>


</p>

<p>فیلم موضوعی بکر را دستمایه قرار داده است تا با ساختاری سنجیده تماشاگرانش را تا آخرین دقایق با خود همراه سازد و پیامش را که دلیل ساخته شدن این فیلم است به آنان منتقل کند.</p>

<p>«خلیج» به عنوان یک مستند تنها به ارائه‌ی اطلاعات بسنده نمی‌کند. کارگردان با انتخاب یک خط داستانی ساده و گیرا از نخستین دقایق تماشاگرانش را درگیر فیلم می‌کند و تا انتها همراه خود می‌کشاند. فیلم، داستان یک گروه است که قصد دارند از یک فاجعه‌ی پنهان زیست‌محیطی، یعنی کشتار دلفین‌ها در خلیج تایجی  </p>

<p>در ژاپن فیلم‌برداری کنند. فیلم‌برداری از این مکان و آنچه در آنجا رخ می‌دهد، ممنوع است و در طول فیلم تماشاگران درمی‌یابند که تلاش برای به انجام رساندن این کار نه تنها می‌تواند به بازداشت‌های طولانی‌مدت منجر شود که حتی فیلم‌بردار با این‌ کار جانش را به خطر می‌اندازد. </p>

<p>داستان و گره‌ی فیلم از نخستین صحنه آغاز می‌شود. تماشاگران با شخصیت‌هایی روبرو می‌شوند که گویی یا دچار توهم هستند و یا خلافی مرتکب شده‌اند. این شخصیت‌ها با اینکه در شهری زیبا و ساحلی هستند اما در هنگام رانندگی چهره‌شان را با ماسک می‌پوشانند، و دائم، گوئی تحت تعقیب قرار دارند اطراف خود را می پایند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/richard-003.jpg' /><br/>
<small><small>ریچارد اوباری</small></small>


</p>

<p>فیلم که جلوتر می‌رود درمی‌یابیم یکی از چهره‌‌هایی که پشت یکی از ماسک‌ها پنهان است، کسی نیست جز ریچارد اوباری ، پرورش‌دهنده‌ی سرشناس دُلفین که در دهه‌ی شصت میلادی با تربیت کردن دُلفینی (در اصل پنج دُلفین) به نام فلیپر  و انجام نمایش با آن و راه انداختن یک برنامه‌ی تلویزیونی به چهره‌ای محبوب و معروف تبدیل شده بود. </p>

<p>بعد از مرگ و یا به گفته‌ی اوباری خودکشی یکی از دُلفین‌ها، او دچار افسردگی شد و کارش را رها کرد و در اولین حرکت اقدام به آزادسازی دُلفین‌ها کرد. او بارها به خاطر این کار دستگیر و زندانی شد، اما همچنان به عنوان یک فعال برای نجات دُلفین‌ها به کارش ادامه می‌دهد.</p>

<p>اکنون اوباری به شهر ساحلی تایجی در ژاپن آمده است. شهری که همه جایش را تصاویر و مجسمه‌‌ی دُلفین‌ها و نهنگ‌ها پر کرده است. پارک دریایی شهر و نمایش‌های دُلفین‌ها در آن چهره‌ای توریستی از این شهر ساخته و بسیاری از توریست‌ها به خاطر این جذابیت‌های گردشگری به این شهر سفر می‌کنند. اما در پس زیبایی‌ها و جذابیت‌های این شهر ساحلی حقیقتی ترسناک نهفته است. باندهای مافیایی و دولت ژاپن همیشه تلاش کرده‌اند بر روی این حقیقت ترسناک سرپوش بگذارند. اوباری تلاش می‌کند با کمک گروه فیلم‌سازی این راز را عیان سازد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/avamel-film.jpg' /><br/>
<small><small>عوامل فیلم در هنگام دریافت اسکار</small></small>


</p>

<p>در تایجی گروه کوچکی از ماهیگیران با گیر انداختن دسته‌های بزرگ دُلفین‌ها در خلیجی کوچک نمایشی بزرگ را تدارک می‌بینند. در نخستین قسمت این نمایش، بسیاری از تربیت‌کنندگان دُلفین از سراسر دنیا برای خرید دُلفین به این نقطه می‌آیند. بنا به گفته‌ی فیلم هر دُلفین تربیت شده تا ۱۵۰ هزار دلار به فروش می‌رسد و همین مسئله باعث می‌شود تا توجه بسیاری به این بازار جلب شود. </p>

<p>قسمت اول این نمایش یعنی بازار فروش دلفین‌ها را همه می بینند. اما قسمت مهم‌تر آن چیزی است که بعد از این اتفاق می‌افتد و همیشه از دیدها پنهان مانده است. در این مرحله ماهیگیران دُلفین‌ها را به خلیج کوچکی در کنار خلیج اصلی می‌رانند. تمامی راه‌ها به این خلیج بسته است و جز افراد خاص کسی اجازه ی ورود به آنجا را ندارد. گشت‌های نگهبانی بیست و چهارساعته از این منطقه مراقبت می‌کنند و هرگونه تلاش برای ورود به این منطقه‌ی ممنوعه به گفته‌ی کارگردان بازی با جان است. </p>

<p>روز بعد ماهیگیران به این خلیج و نقطه‌ی پنهان از دید عموم می‌روند و اقدام به کشتار دسته جمعی دُلفین‌ها می‌کنند. این کشتار به روشی کاملا بدوی و به سبک و سیاق شکار نهنگ‌ها در گذشته صورت می‌گیرد؛ روشی که با تلاش‌های گروه‌های حمایت از حیوانات استفاده از آن در شکار نهنگ‌ها ممنوع اعلام شد. در این روش ماهیگیران با نیزه، دُلفین‌های گیر افتاده در خلیج را زخمی می‌کنند و رهایشان می‌کنند تا دُلفین جان بسپرد. </p>

<p>این صحنه‌ای است که برای اولین بار در این فیلم به نمایش درمی‌آید. بنا به اطلاعات داده شده در فیلم سالی ۲۳ هزار دُلفین به این روش سلاخی می‌شوند و هر دُلفین مرده برای استفاده از گوشتش تا قیمت ۶۰۰ دلار به فروش می‌رسد. تمام هدف گروه فیلم‌سازی به تصویر در آوردن این لحظه برای کمک به گروه‌های حفاظت از حیوانات و قرار دادن دولفین‌ها در رسته‌ی نهنگ‌ها و بهره بردن از قانون ممنوعیت کشتار به این روش است. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/namai-film-001.jpg' /><br/>
<small><small>نمایی از فیلم، فیلمبرداری با دوربینهای دید در شب</small></small>


</p>


<p>شاید برای بسیاری داستان کشتار دلفین‌ها مانند کشتن دیگر حیوانات اهلی برای استفاده‌ی خوراکی یک اتفاق عادی به نظر آید. فیلم‌ساز با آگاهی از این نکته بخش‌هایی از فیلمش را به توضیح دادن این تفاوت اختصاص می‌دهد. به تدریج در طول فیلم تماشاگری که شناختی از دلفین‌ها ندارد با موجودی آشنا می‌شود که از هوش سرشاری برخوردار است و به همین دلیل هم نمی‌توان او را با حیوانات دیگر مقایسه کرد. </p>

<p>این هوش وقتی با رابطه‌ی دوستانه‌ی دلفین‌ها با انسان می‌آمیزد و برای مثال داستان موج‌سواری را می‌شنویم که توضیح می‌دهد چگونه دلفین‌ها او رااز دست یک کوسه نجات دادند، تماشاگر دیگر نمی‌تواند دُلفین‌ها را به سادگی به چشم دیگر موجودات ببیند. وقتی دُلفین‌هایی نمایش داده می‌شوند که در محیط طبیعی و وحشی بزرگ شده‌اند و بر خلاف دیگر حیوانات نه تنها ترسی از انسان ندارند، بلکه با اشتیاق به سوی آدمیان می‌آیند تا با آنها شنا و بازی کنند حسی همچون سوءاستفاده و خیانت به این اعتماد در تماشاگر شکل می‌گیرد.</p>

<p>کارگردان فیلم اشاره می‌کند که شنیدن داستان کشتار تایجی از اوباری در سال ۲۰۰۵ برایش شوک‌آور بود و پاسخی که او در آن زمان داد این بود که: «ما درستش می کنیم». برای همین از بهترین اشخاصی که به همکاری در این پروژه‌ی سری علاقمند بودند، گروهی تشکیل داد. یک برادر و خواهر شناگر و دارای رکورد جهانی در شنای در اعماق به گروه پیوستند. یک متخصص کار با دوربین‌ها از راه دور عضو دیگری است. </p>

<p>در یکی از استودیوهای فیلم‌برداری، برای کار گذاشتن و مخفی کردن دوربین‌ها ماکت‌هایی مشابه تخت‌سنگ‌های ساحلی ساختند و گروه برای انجام عملیات ویژه‌ی خود و جاسازی دوربین‌های مخفی در خلیج دست به کار شدند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/namai-film-002.jpg' /><br/>
<small><small>نمایی از فیلم</small></small>


</p>

<p>در این صحنه‌هاِ که بیشتر با دوربین‌های دید در شب و مادون قرمز گرفته شده‌اند، گروه همانند فیلم‌های پلیسی –حادثه‌ای هالیوودی با لباس‌های ویژه و چهره‌های سیاه‌شده سعی می‌کنند وارد منطقه‌ی ممنوعه شوند. در این صحنه‌ها فرمول گره‌اندازی و تعلیق به خوبی رعایت می‌شود. برای بار نخست گروه تا نیمه‌ی عملیات پیش می‌روند و ناگهان با سررسیدن نگهبانان منطقه مجبور به گریزمی‌شوند تا شبی دیگر دوباره بخت خود را بیازمایند.</p>

<p>کارگردان اهمیت صحنه‌ی کشتار دُلفین‌ها را به خوبی می‌داند. این صحنه علاوه بر تکان‌دهنده و بکر بودنش در ساختار فیلم کارکردی کلیدی دارد. تماشاگر بعد از مشخص شدن هدف گروه بی‌صبرانه فیلم را دنبال می‌کند تا نه تنها آن صحنه را تماشا کند بلکه ببیند که چگونه گروه به هدف‌شان دست می‌یابند. </p>

<p>بسیاری از تماشاگران پیش از دیدن فیلم نیز می‌دانند که گروه در رسیدن به هدفشان موفق بوده‌اند، برای همین کارگردان بیش از آن که بخواهد بر این نکته تاکید کند که آیا این اتفاق می‌افتد یا نه، سعی می‌کند با نشان دادن مشکلات سر راه و خطرها، ساختاری جذاب برای تماشاگرانش به وجود آورد. در این ساختار حادثه‌ای تماشاگر با گروه همراهی و با هیجان و دلهره صحنه‌ها را دنبال می‌کند. کارگردان اطلاعات را ذره ذره به تماشاگرش می‌دهد. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/richard-tabligh.jpg' /><br/>
<small><small>ریچارد اوباری حتا در مراسم اسکار هم برای دفاع از دولفین‌ها تبلیغ می‌کند</small></small>


</p>

<p>نخستین بار ما کشتار را تنها از طریق شنیدن صدای دُلفین‌ها و دیدن عکس‌العمل گروه احساس می‌کنیم. در صحنه‌ای دیگر شاهد مرگ یک دُلفین زخمی که از خلیج گریخته است، هستیم که اکنون آخرین نفس‌هایش را می‌کشد ودر نهایت صحنه‌ی کشتار که با دوربین‌های مخفی فیلمبرداری شده است به نمایش در می‌آید. </p>

<p>این صحنه با ساختاری حساب‌شده تدوین شده است. اول در نخستین دقایق بامداد ماهیگیران را می‌بینیم که در کنار آتشی جمع شده‌اند ودر حرف‌های روزمره از خاطرات شکارهایشان می‌گویند. سپس آغاز کار است و راندن دُلفین‌ها به سمت ساحل و ماهیگیران نیزه به دستِ آماده برای شکار. </p>

<p>در اینجا کارگردان به جای آنکه مستقیم به سراغ حادثه برود به نمایی در زیر آب قطع می‌کند. هیچ کشتاری در برابر دوربین رخ نمی‌دهد و تنها چیزی که می‌بینیم دسته‌ای ماهی کوچک است که ناگهان می‌گریزند و آبی که کم کم از خون قرمز می‌شود. نمایی که به تنهایی تمامی آنچه را که در این صحنه رخ می‌دهد به تصویر می ‌شد. در نهایت آنچه که اتفاق می‌افتد، خالی شدن این آب از ماهی‌ها – دُلفین‌ها و سرخ شدن همه‌ی خلیج است. با یک قطع به نمایی در بیرون تماشاگر شاهد صحنه‌هایی بسیار تکان‌دهنده می‌شود. </p>

<p>این کشتار تا آنجا پیش می‌رود که تمامی آب خلیج به رنگ قرمز درمی‌آید. مثل این است که ماهیگیران بر دریایی از خون ایستاده‌اند. در نمای پایانی این سکانس، ماهیگیری ظرفی را از آب خو‌‌آلود پر می‌کند و بر آتش کنار ساحل می‌ریزد. کار پایان یافته است.</p>

<p>یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فیلم تدوین حساب‌شده‌ی آن است. این تدوین با ریتمی مناسب اجازه نمی‌دهد که تماشاگر در طول فیلم خسته شود. مصاحبه‌ها با وجود کوتاهی کامل هستند و اطلاعات مورد نیاز را منتقل می‌کنند. تماشاگر به طور مداوم وارد هیجان داستان فیلم (فیلمبرداری از منطقه‌ی ممنوعه) می‌شود، با دیدن تصاویر دُلفین‌ها و شنیدن داستان‌ها احساسش تحریک می‌شود، در گفت‌وگو با اشخاص اطلاعاتی می گیرد و برای دیدن اینکه چگونه قهرمانان به هدفشان می رسند با هیجان و دلهره باز می‌گردد. </p>

<p>هرکدام از این بخش‌ها خود شامل ریزه‌کاری‌های بسیار هستند: پلیس‌های مخفی که قهرمانان فیلم را تحت نظر دارند و مورد سئوال و جواب قرار می‌دهند، رفتن به اجلاس‌ها و دیدن تلاش‌های دولت ژاپن برای سرپوش گذاشتن بر فاجعه، آشنایی با دُلفین‌ها و توانائی‌هایشان، خطرات استفاده از گوشت دُلفین‌ها به خاطر داشتن درصد بالایی جیوه و سمی بودن و تأثیر آن به ویژه بر کودکان، مقامات ژاپنی که رو به دوربین و در مصاحبه‌ها دروغ می‌گویند، همه و همه دست به دست یکدیگر می‌دهند که در نهایت تماشاگر با اثری خوش‌ساخت و تاثیرگذار روبرو باشد؛ اثری که تنها خواسته‌اش از تماشاگرش همدلی و همراهی است. </p>

<p>همان‌گونه که در پایان، اوباری با آویختن تلویزیونی به خود به اجلاسی رفته و در میانه‌ی سخنان دروغ مقامات ژاپنی تصویر واقعی فاجعه را در برابر دیگان حاضران و رسانه‌ها می‌گیرد و یا در آخرین نما در وسط خیابان می‌ایستد تا صحنه‌های کشتار دُلفین‌ها را به دیگران نشان دهد و اطلاع رسانی کند، دیدن این فیلم و توصیه آن به دیگران کمترین کاری است که می توان در تقدیر از زحمات گروه سازنده برداشت. </p>

<p><a href="http://www.youtube.com/watch?v=2PoEmC-BvGU&amp;has_verified=1">صحنه‌ی کشتار دولفین‌ها بر روی سایت یوتیوب</a></p>

<p><strong>تیزر فیلم در یوتیوب:</strong></p>

<p><object width="285" height="230"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/4KRD8e20fBo&amp;hl=en_US&amp;fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/4KRD8e20fBo&amp;hl=en_US&amp;fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="285" height="230"></embed></object></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>




<hr /><span style="font-size: 12px;"><p dir="ltr" id=fn1"><small>1- Mark Monroe<br>2- Louie Psihoyos<br>3- Taiji<br>4- Richard O’Barry<br>5- Flipper</small></p></span>























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/07/post_537.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/07/post_537.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد فيلم</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 19:58:13 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>سکوت فلزی نی‌لبک زن</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>بسیار کوچک بودم که فصل‌نامه‌ای به ‌نام فصل سبز را در آرشیو مجلات قدیمی پدر دیدم. تاریخ انتشارش اوایل دهه‌ی سی بود. در همان زمان هم مجله‌ای بسیار کهنه به نظر می‌رسید. مجله‌ای با جلد سبز تیره و قطع وزیری که بخش‌های مختلفی در حوزه‌ی ادبیات و هنرهای تجسمی داشت. بخش پایانی آن مربوط به نقاشی بود و در هر شماره هنرمند جوان و توانایی را معرفی می‌کرد. در آن شماره که هنوز هم نگهش داشته‌ام آثار بهمن محصص معرفی شده بود؛ فیگورهایی انسانی و بی‌تکلف با خطوط ساده، روی زمینه‌ای بی‌هاشور. بعدها آثار بسیاری از او دیدم وهمان بی‌تکلفی را برجسته‏ترین ویژگی آثار بهمن محصص یافتم.</p>

<p>خصیصه‌ای که در تمام دوره‌های کاری‌اش با او ماند. بهمن محصص نقاش و مجسمه‌سازی که ششم مرداد در سن هفتاد‌ و ‌نه سالگی در ایتالیا درگذشت، هنرمندی محفل‌گریز بود که کم‌تر خود را در برابر رسانه‌ها نمایان کرد  صرفاً به کار تجسم بخشیدن به زوایای دردناک زندگی انسان‌ها و درونش پرداخت. او نقاشی بود که علاوه‌ بر برخورداری از تکنیک منحصر‌به‌فردش در میان نقاشان ایرانی، نگاه تلخ و تاریکش به هستی و وضعیت انسان او را از نقاشان متمایز می‌نمود.انسان در آثار او با اندام پوسیده و فاسده شده و منجمد نمایان می‌شد؛ موجودی زاده شده از آمیزش اسطوره و مدرنیته با عضلاتی  ناموزون؛ گاه فربه و گاه نحیف که به طنزی تلخ پهلو می‌زد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/SlideView1.jpg' /><br/>
<small><small>عکس‌ها: نمونه‏هایی از آثار بهمن محصص</small></small>


</p>

<p>محصص مدام وقوع حادثه‌ای را به بشر هشدارمی‌داد. وقوع فاجعه‌ای انسانی که بر جان و ذهن انسان‌ها مستتر است. نگاه او به انسان، موجودی زخم‌خورده و مسخ شده است و این نگاه در پرتره‌های معروف محصص پدیدار می‌شود؛ چهره‌های مسخ‌شده او دو سوراخ برای چشم و یک خط به جای دهان دارند. مجسمه‌های گاو- انسان او نیز از انسان، موجودی فلزی ساخته که سری از گاو دارد. این موجود با فیگوری مغموم نشسته و سر را به زانوی خمیده خود تکیه داده است. اندام گاو – انسان محصص ردی از زخم شلاق بر گرده دارد و اندامش به غایت در خود فرو رفته و تکیده می‌نماید. در یکی از مجسمه‌های این مجموعه، همان موجود به شکل رقصنده‌ای پدیدار می‌شود، رقصنده‌ای که به‌رغم نرمی و لطافت فیگورش، سینه‌اش را زخمی عمیق دریده ،زخم پیش‌رفته و سر رقصنده را شکافته است.</p>

<p><strong>بهمن محصص در ایران</strong></p>

<p>در واقع محصص با نمایشگاهی با عنوان «فی فی فریاد می‌کشد» در دهه‌ی چهل با آثارش معرفی شد. در آن زمان هفت سال از تحصیل او در ایتالیا می‌گذشت و پس از آن نیز برای همیشه در رم زندگی کرد. پس از آن نمایشگاه، او از جمله نقاشان نام‌آور ایران شناخته شد. تنها دوره‌ی فعالیت جدی محصص در ایران در همان سال‌های دهه‌ی چهل بود و پس از انقلاب او هرگز در ایران نمایشگاهی برپا نکرد. دهه‌ی چهل و نیمه‌ی اول دهه‌ی پنجاه سال‌های تجربه و شکوفایی ادبیات و هنر ایران و نزدیک شدن به هنر مدرن بود. در این سال‌ها نقاشی معاصر هم سال‌های تجربه و شکوفایی را می‌گذراند و برای نخستین بار گروهی از نقاشان برای تحصیل به اروپا می‌رفتند. بهمن محصص هم از جمله این نقاشان بود. هنر این دو دهه از مسائل سیاسی زمان نیز متأثر بود؛ عده‌ای از نقاشان به سمت هنر تعهد رفتند و گروهی به سمت انتزاع.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/SlideView2.jpg' /><br/>
<small><small>مجسمه‌ «مرد نی لبک زن» که سال‌ها در مقابل ورودی تأترشهر نصب بود</small></small>


</p>

<p>در سال ۱۳۴۲، بهمن محصص به امید برپا کردن جنبشی نو در هنر، به ایران بازگشت و در نمایشگاه‌ها، کنفرانس‌ها و برنامه‌های متعددی شرکت کرد. یکی از مهم‌ترین دلایل تأثیرگذاری او بر نقاشی ایران برخورداری او از آموزه‌های دانشگاهی در رشته‌های نقاشی و مجسمه‌سازی در ایتالیا بود. محصص با استفاده از امکان تکنیک‌های اروپایی درون‌مایه کارهایش را که سرشار ازهنر ایرانی بود نمایش می‌داد. محصص شیفته‌ی نقاشی‌های تجریدی سنتی ایرانی در کاشی‌کاری‌ها، نقش‌های قالی، منبت کاری‌ها و تندیس‌های تجریدی کشف‏شده از روزگار باستان منطقه لرستان و هنر روستاهای کویری بود.</p>

<p><strong>محصص از نگاه نقاشان</strong></p>

<p>نقاشان برجسته‌ی ایران بهمن محصص را نقاشی به غایت مستقل می‌داند. غلامحسین نامی دوست نزدیک محصص در گفت‌و‌گویی درباره‌ی محصص می‌گوید: در فضایی که کمتر هنرمندی در ایران زبان شرق و غرب را به یک اندازه درک می‌کند، محصص به خوبی دریافت‌های خود از شرق و غرب را با تکنیک اروپایی به اجرا در می‌آورد.</p>

<p>اومهم‌ترین ویژگی محصص را اکسپرسیون در کارهایش و هم‌چنین تغییر فرم و شکل در طبیعت می‌داند و از او به‌عنوان اثرگذارترین هنرمند نقاش و مجسمه‌ساز ایران نام می‌برد. آیدین آغداشلو و نقاشان نامی دیگری نیز بهمن محصص را یکی از ده نقاش برتر ایران می‌خوانند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/SlideView3.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>هانیبال الخاص نیز در مصاحبه‌ای به نقل از خاطره‌ی مشترکی از بهمن محصص و فروغ فرخزاد، به سادگی عمیق آثار محصص اشاره می‌کند و می‌گوید:« بهمن محصص با من دوست بود. توسط آل احمد با او آشنا شده بودم. دوست خیلی صمیمی‌ام بود. با هم بودیم و صحبت‌هایی می‌کردیم. کارهای او ساده‌تر از کارهای من بود. من کارهایم پیچیده بود. یک بار فروغ فرخزاد آمد در یکی از نمایشگاه‌هایم. پرتره‌ی او را کشیده بودم و روی دیوار بود. برگشت گفت، وای چه‌قدر این الخاص شلوغ است. فقط این پرتره‌ی من خیلی خوب شده. بعد گفت، ولی محصص با یک پرنده کار می‌کند و چه قدر زیبا کار می‌کند.<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/morenews/2010/07/post_1349.html#fn1">1</a></sup>»</p>

<p><strong>محصص مترجم، محصص کارگردان</strong></p>

<p>بهمن محصص هم‌چنین کارگردان تأتر بود و آثاری از«پیراندلو»، «مالاپارت»، «کالوین» و «پاوسه» را از ایتالیایی و آثاری از «اژن یونسکو» و «ژان ژنه» را از فرانسه ترجمه کرد و نمایش «صندلی‌ها» اثر«یونسکو» را روی صحنه برد. او در سال ۱۳۴۶ نمایشی دیگر را نیز بر صحنه برد. اما دو سال بعد در حالی که ادامه‌ی فعالیت در ایران را غیرممکن یافت به رم بازگشت و در همان‌جا به ادامه‌ی زندگی و کار پرداخت. در زمینه‌ی ترجمه نیز کتاب‌هایی را از«ایتالوکالونیو»، «لوییچى پیراندللو» و «مالاپارته» ترجمه کرد که از نمونه‌های بسیار خوب ترجمه است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/SlideView4-1.jpg' /><br/>
<small><small>بهمن محصص (سمت چپ)</small></small>


</p>

<p><strong>آثار محصص در ایران و جهان</strong></p>

<p>در ایران پیش از انقلاب آثار بهمن محصص توسط موزه هنرهای معاصر خریداری شد و از آن نگهداری می‏شد اما پس از انقلاب کارهای او در انبار موزه مانند دیگر آثار هنری به شکل نامناسبی نگه‌داری می‌شد.</p>

<p>مجسمه‌ «مرد نی لبک زن» مجسمه‌ی مشهور او که سال‌ها در مقابل ورودی تأترشهر نصب بود از آن‌جا کنده شد و دیگر در جایش قرار نگرفت. او در یکی از آخرین سفرهای خود به ایران تعدای از مجسمه‌هایش را برای شرکت در نمایشگاهی به همراه آورد ولی آن نمایشگاه هرگز برگزار نشد و او تمام تابلوهایش را با تیغ موکت‏بری پاره کرد و همه‌ی مجسمه‌هایی که آورده بود را شکست.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/SlideView5.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>این هنرمند پرکار ایرانی درسال‌های اقامت در اروپا به طور مداوم آثارش را در بینال ونیز و نمایشگاه‌های مختلفی در پاریس به نمایش گذاشت. باقی مانده‌‌ی آثار او امروز در موزه‌های ایتالیا وایالات متحده و تعدادی نیز در ایران نگهداری می‌شود. بهمن محصص نقاش و مجسمه‌ساز ایرانی در حالی در خانه‌اش در انزوا پس از تحمل سال‌ها بیماری درگذشت که بیش از چهار دهه بود که خانه‌اش در وطن‌اش ایران نبود. با همه‌ی تلاشی که برای ایجاد حرکت‌های نو در هنر ایران کرد هر بار این تلاش به ناکامی سختی منجر شد و هر بار آسیبی جدی به روح او زد. او هرگز برای آخرین بار آن صدای جادویی نی لبک  را نشنید و در نهایت خود به سکوت فلزی مرد نی‏لبک زن پیوست.</p>

<p><strong><small>پانوشت:</small></strong></p>

<p><small>1. سایت معیارنقد آثار هنری - گفت‏وگو با هانیبال الخاص، نعمت لاله‏ئی.</small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/07/post_1349.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/07/post_1349.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فرهنگ و هنر</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 19:09:28 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>روز سوم و پایان اعتصاب </title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>برنامه‌ی روز سوم و پایانی اعتصاب با پخش موسیقی و اجرای برنامه‌های هنری آغاز گشت. سپس اکبر گنجی پشت تریبون قرار گرفت تا نکاتی را یاداوری کند. گنجی در واکنش به انتقاداتی که بعضی از گروه‌های اپوزیسیون بر اعتصاب غذا وارد کرده بودند، گفت: «پس از چندین دهه مبارزه، طیف‌های بسیاری بر اصولی چون دمکراسی و حقوق بشر توافق کرده‏اند» و ادامه داد: «همه برای عبور از خودکامگی به دموکراسی مبارزه می‌کنيم و يکی از مشخصه‌های حکومت‌های ديکتاتوری اين است که حق ویژه‌ای برای قشری قائل می‌شوند.»</p>

<p>اين روزنامه‌نگار و مبارز سیاسی در ادامه گفت: «جمهوری اسلامی از ابتدا برای روحانيت حق ويژه قايل شد و ديگرانی هم حق ويژه برای يک خاندان قايل هستند. در حالی که دموکراسی نظامی است که همه با هم برابرند. دموکراسی مسابقه‌ای است که نتايج آن مشخص نيست. حالا جالب است که برخی گروه‌ها از همين حالا به يک خاندان، حق ويژه می‌دهند که تا آخر و به شکل ميراثی حکومت کنند. همان‌گونه که جمهوری اسلامی به روحانيت اين حق را داده است.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/un03-1-1.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>گنجی افزود: «ما برای چه اینجا جمع شده‌ایم؟ برای اعتراض به همین رژیم سرکوبگر، این رژیمی که دزد است و دروغ می‌گوید. و حالا که مردم در اروپا و آمریکا و کانادا و دنیا از مردم ایران حمایت می‌کنند و خواستار آزادی زندانیان سیاسی می‌شوند، یک گروه به جای اینکه بیایند بگویند در این وضعیت ما با شما همراه هستیم، همه جا فقط و فقط به دنبال این هستند که این دستاورد را بدزدند و بگویند این دستاورد از آن ماست.خب، این هم دزدی‌ست.</p>

<p>دمکراسی یعنی رژیم پلورالیستی، رژیم تکثرگرا. در نظام دمکراسی همه آزادند تجمع خودشان را داشته باشند. ما هیچ تجمعی را نه تنها به هم نمی‌زنیم، بلکه از هر نوع تجمعی هم دفاع می‌کنیم. هر گروهی، هر فکری آزاد است که تبلیغ کند و تجمع خودش را داشته باشد و ما از این خواسته دفاع می‌کنیم. اما یکی دو گروه هستند که هر کسی تجمعی میگذارد آن را به هم میزنند. این مطلقاً با دمکراسی سازگار نیست.</p>

<p>دوستانی که این بیانیه را امضا کردند و از همه دعوت کردند که در این تجمع شرکت کنند، از روز اول گفتند ما هیچ پرچمی را بالا نمی‌بریم. شما می‌بینید که هیچ پرچمی اینجا نیست. این برنامه یک برنامه‌ی حقوق بشری‌ست و می خواهد سرکوب‌های جمهوری اسلامی را محکوم کند و جالب است که هر جا گروهی برنامه‌ای می‌گذارد که با جمهوری اسلامی مبارزه کند برخی گروه‌ها به جای اینکه بگویند ما هم می‌خواهیم با جمهوری اسلامی مبارزه کنیم، با آن گروهی مبارزه می‌کنند که علیه جمهوری اسلامی مبارزه میکند.</p>

<p>می‌گویند ما آمده‌ایم اینجا برای تثبیت جمهوری اسلامی. واقعا این ادعا شرم‌آور است و خنده‌آور، چون وقتی می‌بینم دوستانی اینجا هستند که در دهه‌ی شصت در زندان‌های جمهوری اسلامی بودند و شکنجه شدند و بعضی از این دوستان چپ و مارکسیست هستند، جمهوری اسلامی که هزاران نفر از این چپ‌ها را نابود و سرکوب کرده بعد ما بیاییم بگوییم این‌ها برای تقویت جمهوری اسلامی هستند، اسم این دمکراسی‌ست؟ اسم این آزادی‌ست؟»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/un03-2.jpg' /><br/>
<small><small>اکبر گنجی</small></small>


</p>

<p>وی در انتقاد از طرفداران حمله‌ی نظامی آمریکا به ایران گفت: «یک عده نشستند اینجا و به دولت آمریکا می‌گویند ایران را بمباران کنید و حکومت را تحویل ما بدهید. این که اسمش مبارزه نیست، اگر کسی میخواهد مبارزه کند و رژیم را تغییر بدهد، باید  برود تهران و بجنگد. به این می‌گویند مبارزه و ما هم از آن پشتیبانی می‌کنیم ولی این که در واشنگتن و لس‌آنجلس بنشینید و خواهش و تمنا کنید از دولت آمریکا که ایران را بمباران کند، کجای این کار مبارزه است؟ این دشمنی با ایران است. دشمنی با مردم ایران است.»</p>

<p>پس از سخنان اکبر گنجی حسین کمالی استاد ادبیات دانشگاه کلمبیا سخن گفت، وی با اشاره به اينکه «حکومت در حال سرکوب و فريب عده بزرگی از مردم است» خواهان تداوم اعتراض به سرکوب‌ها و حفظ و تشکيل گروه‌ها و سازماندهی نيروها شد. آقای کمالی با ذکر اين نکته که ايرانی‌ها در «انشعاب و انحلال» متبحرند گفت: «آنچه مهم است استمرار اين حرکت است.»</p>

<p>فاطمه حقیقت جو، نماینده‌ی مستعفی مجلس ششم سخنران بعدی بود. وی در قسمتی از سخنانش گفت: «رهبر فکر می‌کند اگر بگويد فلانی رئيس جمهور است همه چيز تمام می‌شود. رهبری که خودش رهبر کودتا است معلوم است که فصل‌الخطاب نيست. سخن و موضع رهبری زمانی می‌تواند فصل‌الخطاب تلقی شود که رهبر در جايگاه بی‌طرفی و در جهت آرای مردم باشد نه اينکه بر ضد مردم خودش عمل کند.»</p>

<p>حقيقت جو با تأکيد بر اينکه «استراتژی آنها النصر و بالرعب است» خاطر نشان کرد: «فکر می‌کردند کودتا می‌کنند و عده‌ای را بازداشت می‌کنند و می‌کشند و همه چيز تمام می‌شود اما ديديم نشد.» وی ادامه داد:«از ده دوازده سال پيش حرف يک عده نظامی افراطی اين بود که اگر۲٠٠ نفر را بازداشت کنيم اصلاحات ريشه کن می‌شود و اکنون هم همين کار را انجام دادند.» اين نماينده‌ی سابق در پایان سخنان خود گفت: «نهال آزادی با خون شهدا آبیاری شده و مردم ایران تا سقوط استبداد در ایران به مبارزه ادامه خواهند داد.»</p>

<p>در ادامه طاهر احمد زاده ،مبارز دیرپا و از فعالان سیاسی ملی - مذهبی که دو فرزند او پیش از انقلاب اعدام شده‌اند و یک فرزندش پس از انقلاب اعدام شد، پشت تریبون قرار گرفت و با خواندن آیاتی از قرآن و اشعاری از شاعران حمایت خود را از جنبش مردم ایران اعلام کرد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/un03-3.jpg' /><br/>
<small><small>آرش نراقی</small></small>


</p>

<p>آرش نراقی، استاد فلسفه و اخلاق، سخنران بعدی بود که به نقد فلسفه‌ی سیاسی «دیکتاتوری مسلح» که بر مبنای تقدم معیشت و امنیت بر حق آزادی است پرداخت. دیدگاهی که معتقد است برای تأمین امنیت و معیشت مردم می‌توان آزادی آنها را قربانی کرد و به باور نراقی رهبری جمهوری اسلامی به چنین دیدی معتقد است.</p>

<p>نراقی مطرح کرد این دیدگاه با ظرافت از تقدم امنیت بر آزادی سخن می‌گوید و نه تقدم حق امنیت و حق آزادی. در این دیدگاهِ حق‌گریز مردم طفیلی لطف حاکمان خواهند شد، «ولی وقتی حرف از حق امنیت و حق معیشت شود، معنی‌اش این است که من گردن‌فرازانه حقوق خود را مطالبه می‌کنم و حکومت مأمور من است و موظف است در خدمت من قرار گیرد. این روحیه‌ی مردم‌سالارانه است که مدافع حق امنیت و حق معیشت است.</p>

<p>در چنین شرایطی به محض اینکه بهره‌مندی از معیشت و امنیت به عنوان حق شناخته شود نیاز به تضمین دارد و برای تضمینِ حق، هیچ مکانیزمی وجود ندارد مگر آنکه صاحبان حق بتوانند به نحو مؤثر در تأمین سرنوشت خود شرکت بورزند. به همین دلیل است که تأمین حق ممکن نیست مگر آنکه پیشتر حق مشارکت مؤثر شهروندان تضمین شده باشد.»</p>

<p>نراقی افزود: «مردم ایران دیگر با شعار سیب‌زمینی فریب نمی‌خورند بلکه حاکمیت ر را موظف و مکلف می‌دانند که حقشان را تضمین کند، شعار مردم ایران امروز «رأی مرا پس بده» است، چرا که حکومت این حق مردم را نقض کرده است. حق مشارکت مؤثر شهروندان از جمله حقوق بنیادین مردم است و حکومتی که حقوق بنیادین شهروندان خود را به صورت سیستماتیک نقض کند بی‌کفایت است و یکی از پایه‌های مشروعیت خود را نقض کرده است و به محض آنکه حکومتی مشروعیت داخلی خود را از دست بدهد مشروعیت بین‌المللی خود را نیز از دست می‌دهد.»</p>

<p>در پایان نراقی از وجدان‌های بیدار جامعه‌ی جهانی خواست تا دولت کنونی را بواسطه‌ی نقض گسترده و سیستماتیک یکی از بنیانی‌ترین اصول حقوق بشر به رسمیت نشناسد چرا که حکومتی که در درون مرزها مشروع نیست اخلاقاً و قانوناً مشروعیت بین‌المللی نخواهد داشت.</p>

<p>آرش نراقی سخنان خود را با نقل داستانی به نام «مسجد مهمان‌کش» از مثنوی مولوی به پایان رساند. موضوع این داستان مسجدی طلسم شده است که مهمانان خود را می‌کشد. غریبی به این مسجد می رود و نیمه‌های شب صدای مهیبی می‌شنود، اما نمی‌ترسد، بلکه بلند می‌شود و نعره می‌زند و به محض آنکه او دلیری می‌کند، طلسم مسجد شکسته می‌شود و بر او جواهر می‌ریزد. نراقی گفت: «امروز جسارت جوانان ما افسون این مسجد مهمان‌کش را باطل کرده است و ما هم بازتابنده‌ی صدای دلیرانه‌ی فرزندان ایران‌زمین در این گوشه‌ی جهان هستیم.»</p>

<p>سخنران بعدی نیره توحیدی، استاد مطالعات زنان و جنسیت دانشگاه نورثریج، بود که سخنان خود را درباره‌ی نقش زنان در تحولات اخیر به زبان انگلیسی ایراد کرد. دکتر توحیدی گفت پس از سی سال هزاران هزار زن به خیابان‌ها آمدند. آنها دوشادوش مردان و برای حقوق خود مبارزه می‌کنند بدون اینکه از مردان جدا باشند، یا پشت سر آنان قرار بگیرند و گاه حتی نیز نقش رهبری دارند. حضور پررنگ زنان در عرصه‌های مختلف منحصر به يک طبقه‌ی اجتماعی يا يک تفکر نبوده و نيست و از تمامی اقلیت‌های قومی و مذهبی در آن حضور دارند.»</p>

<p>نیره توحیدی با انتقاد شدید از بعضی فعالان دانشگاهی و سیاسیِ گفتمان چپ از جمله جمز پتراس که جنبش ایران را طبقاتی و نشأت گرفته از سیاست خارجی دولت احمدی نژاد می‌دانند، تحلیل آنها را مبتنی بر دیدی اورینتالیستی خواند که معتقد است مردم ایران صلاحیت وظرفیت خیزش برای احقاق حق خود را ندارند و تنها مشکلات اقتصادی آنها را به تحرک وامی‌‌دارد و معترضان تنها عده‌ای از مردم طبقات مرفه غرب‌گرا شمال شهر تهران هستند.</p>

<p>نیره توحیدی تصریح کرد هر چند نارسائی‌های سیاست خارجی و مشکلات اقتصادی در این جنبش نقش بازی می‌کنند، ولی دلایل اصلی جنبش مردم ایران نادیده گرفته شدن حقوق مدنی، نقض حقوق بشر و شرافت انسانی توسط دولت احمدی‌نژاد است. احمدی‌نژاد با طرح امنیت اجتماعی، قانون حمایت از خانواده، اجرای مجدد حکم غیرایرانی سنگسار، تعطيل کردن روزنامه‌های مستقل، بستن ان جی او هايی چون کانون مدافعان حقوق بشر و... جوانان و مردم ایران را مورد تمسخر و تحقیر قرار داده است.</p>

<p>نیره توحیدی جنبش سبز ایران را حاوی خصائل زنانه (feminine)  دانست در مقابل دولت مردانه‌ی (masculine) احمدی‌نژاد که هارمونی این دو وجه را در اجتماع از بین برده بود و در تأئید این فرضیه به رنگ سبز، مسالمت آمیز بودن، شعارها و وجه شاعرانه‌ی جنبش اشاره کرد.</p>

<p>این استاد دانشگاه و فعال اجتماعی در پایان ضمن درخواست آزادی برای همه‌ی زندانیان سیاسی از فعالان جنبش حقوق زنان که در زندان به سر می برند یاد کرد از جمله  شادی صدر، شیوا نظر آهاری، ژیلا بنی یعقوب، کاوه مظفری و.. و همچنین از وکلائی که در زندان هستند و همیشه از پشتیبانان جنبش زنان ایران بوده‌اند چون محمد علی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی.</p>

<p>پس از سخنان نیره توحیدی، جلسه برای یک استراحت دو ساعته تعطیل شد. که طبق معمول روزهای پیشین در این دو ساعت حلقه‌های بحث و گفتگو شکل گرفت. پس از به اتمام رسیدن وقت استراحت،عبدی کلانتری، پژوهشگر،روزنامه‌نگار و سردبیر سایت اینترنتی نیلگون، سخنران بعدی مراسم بود که در سخنانی با عنوان «جنبشی برای تأسیس جمهوری؟» گفت: «اگر ما امروز با مادر داغدار سهراب اعرابی و خانواده‌ی ندا آقا سلطان و بازماندگان ده‌ها قربانی ديگر در سرکوب‌های اخير همدردی می‌کنيم، آيا نبايد از صحنه‌های مشابه سال‌های گذشته هم يادی بکنيم؟ مجسم کنيد، پرستو فروهر را تک و تنها در سردخانه‌ی پزشکی قانونی ــ چون اجازه نمی‌دادند کسی همراه او باشد ــ که تک و تنها بايد به جنازه‌ی قصابی شده و آش و لاش مادرش و پدرش نگاه کند برای تأييد هويت قربانيان!</p>

<p>مجسم کنيد خانم شيرين عبادی را که برای مطالعه‌ی پرونده‌ی قتل فروهرها، او را نشانده‌اند در يک اتقاق دربسته و او در ميان انبوه مدارک، فهرستی را پيدا می‌کند که در آن، اسامی کسانی که قراربوده در آن قتل‌های زنجيره‌ای ذبح بشوند آمده، و بعد چشم خانم عبادی می‌افتد به اسم خودش در آن فهرست! فرياد خاموش اين زن شجاع در آن اتاق دربسته به گوش کدام رئيس جمهور رسيد؟ که وقتی اعترافات قاتلان فروهرها را جلويش می‌گذارند، می‌خواند که با هرضربه‌ی چاقو که به قلب خانم فروهر فرو می‌کردند، فرياد می‌زدند «يا زهرا، يا زهرا!» اين فتواهای فقاهتی و ولايتی را چه کسانی و با چه باورهايی صادر کرده بودند؟»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/un03-4.jpg' /><br/>
<small><small>عبدی کلانتری</small></small>


</p>

<p>عبدی کلانتری در ادامه‌ی سخنانش گفت:  «به همان اندازه که جنبش به بلوغ بيشتر می‌رسد و خواسته‌هايش مشخص‌تر می‌شود، بايد کمتر به زد و بندهای بالايی‌ها و سازش‌های پشت پرده‌ی «خودی‌ها» اتکاء داشته باشد.» او در دفاع از جمهوریتِ کامل سخنان خود را چنین پایان داد: «نظريه‌ی ولايت يکی از ارتجاعی‌ترين و عقب‌مانده‌ترين آموزه‌های سياسی است که حتا در همان زمان مشروطيت هم ارتجاعی بود چه رسد به قرن بيست و يکم. ما مردم ايران سفيه و عقب مانده نيستيم که به ولايت احتياج داشته باشيم. ما شهرونديم، جمهوری حق ما است.»</p>

<p>کاظم علمداری ديگر سخنران اين مراسم بود که در سخنان خود به بررسی «جنبش سبز» ايران پرداخت و يادآور شد که «مقاومت مردم کليد پيشبرد حرکت است و بايد ادامه پيدا کند.» اين استاد دانشگاه همچنين گفت:«آنچه اتفاق افتاده برگشت‌ناپذير است و هيچ ديکتاتوری در تاريخ نتوانسته است پيش‌بينی کند که چه زمانی سقوط خواهد کرد.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/un03-5.jpg' /><br/>
<small><small>کاظم علمداری </small></small>


</p>

<p>او کودتا را آغاز شکاف‌های بیشتر میان اصولگرایان دانست. کاظم علمداری با ستایش از نسل جوان گفت: «من پس از سی سال مبارزه‌ی سیاسی با افتخار به این جنبش سبز پیوسته‌ام و شور جوانان به انرژی ما افزوده است.» محد برقعی سخنران بعدی مراسم بود. اشاره کرد که در این سی سال «اینها فقط رأی‌های ما رو ندزدیدند، بلکه ارزش‌های ما را هم دزدیدند. ارز‌ش‌هایی که متعلق به گروه دیگری بوده، یعنی عدالت اجتماعی، آزادی، استقلال و عدم وابستگی را مال خود کردند.»</p>

<p>دکتر برقعی افزود: «یکی از زیباترین مناظر را من دیروز اینجا دیدم. وقتی که باران می‌آمد و هوا سرد هم بود، ٤٠، ٥٠ جوان زیر باران اکثراً هم خیس شده بودند، داشتند شعارهای عدالت‌خواهانه‌شان را می‌دادند و سرود می‌خواندند که همه دم از استقلال و آزادی و سازندگی جامعه می‌زد.</p>

<p>یکی به من گفت ببین این سرودهایی که بچه‌ها می‌خوانند، قبلا مال چریک‌های فدایی بوده انگار یک آشتی بین اینها برقرار شده، گفتم مشکل این است که این بیست، سی سال چنان ذهن‌ها را به هم ریخته‌اند که همه فکر میکنند که این تنگ‌نظری و یک بعدی بودن ویژگی جامعه است، در حالی که شما صبح دیدید که طاهر آقا (احمدزاده) جز قرآن چیزی نمی‌خواند، تمام عمرش در فضای مذهبی بوده و با شریعتی و نزدیک‌ترین یار آقای طالقانی.</p>

<p>ایشان دو تا از بچه هاش تئوریسین‌های چریک های فدایی خلق بودند(مسعود و مجید) که زمان شاه اعدام شدند و پسر دیگرش هم چپ بود که در این رژیم اعدام شد و دخترش هم که فراری است چپ است. طاهرآقا اینطور نیست که چپ را تحمل کند، بلکه معتقد است که اینها مسلمان واقعی هستند و وقتی من این خصلت او را تقدیر میکنم می‌گوید، این را من نمی‌گویم، قرآن به من این را می‌گوید. این فرهنگ ما بوده که از ما دزدیده‌اند.»</p>

<p>عبدالعلی رضايی جامعه‌شناس که از تورنتو به جمع اعتصاب‌کنندگان پیوسته بود، در ادامه‌ی این مراسم سخنان خود را بيان کرد. وی با اشاره به مساله «پرچم» در اعترضات مختلف ايرانيان گفت: «پرچم هر کشوری با رفراندوم تصويب می شود. هيچ کسی نمی تواند پرچم يا نمادی را تحميل کند. ما باید دنباله‌روی جنبش داخل ایران باشیم. مرکز جنبش دمکراسی‌خواهی در ایران است.» آقای رضايی در بررسی تحولات اخير در ايران، درکنار هم قرار گرفتن سه نسل را از مشخصه‌های بارز حرکت جنبش سبز دانست و گفت:«بايد کاری کنيم اين سه نسل همچنان با هم مرتبط بمانند.»</p>

<p>علی اکبر موسوی خوئينی، نماينده سابق مجلس سخنران ديگر سومين روز اعتصاب و تحصن بود. وی در سخنان خود گفت:«آنهايی که در اين مدت استراحت و خواب و آرامش مردم را گرفته‌اند و اين خون‌ها را ريخته‌اند، بايد بدانند که نمی‌گذاريم خواب راحت داشته باشند. اجازه نخواهيم داد فردی که با زور و تقلب و تحقير مردم سرکار آمده است آرامش داشته باشد. هرجا قدم بگذارد مردم سبزپوش نخواهند گذاشت کاری از پيش ببرد.» او همگان را از هم اکنون دعوت کرد تا اگر احمدی نژاد در ماه سپتامبر به سازمان ملل آمد، در مقابل ساختمان سازمان ملل تجمع کنند.</p>

<p>در روز سوم اعتصاب، «خوزه کازانوا» از جامعه‌شناسان برجسته معاصر دنيا نيز از شخصيت‌هايی بود که به جمع متحصنين آمد و در سخنانی کوتاه حمايت خود را از خواسته‌های معترضان اعلام کرد و با امضا کردن طومار و پوشیدن لباس سبز حمایت خود را از جنبش مردم ایران اعلام کرد.</p>

<p>خانم «جوئن لندی» از فعالان چپ آمريکا نيز به عنوان نماينده «کمپين صلح و دموکراسی» در تجمع حاضر شد و از معترضان اعلام حمايت کرد. «نل هيکس» حقوقدانان امريکايی نيز به نمايندگی از طرف سازمان «حقوق بشر اول» در سخنان کوتاهی از خواسته‌های متحصنين حمايت کرد. از دیگر سخنرانان الهه شریفپور- هیکس، از فعالان باسابقه‌ی حقوق بشر بود که در حالی که می‌گریست از همبستگی ایجاد شده و انرژی جوانان تقدیر کرد.</p>

<p>مراسم با تقدیر اکبر گنجی از جوانانی که در این چند روزه تدارکات مراسم را بر عهده داشتند ادامه یافت، گنجی هنگامی که در میان صحبتهایش به تاریخ سی ساله‌ی قتل و زندان و جنایت در ایران اشاره می‌کرد، بغض راه صدایش را بست و حمید دباشی ادامه‌ی مراسم تقدیر از داوطلبان را بر عهده گرفت. بعدتر گنجی در چرائی بغض خود آن را اشک شوق خواند و در مصاحبه‌ای با روزآنلاین گفت: «همه‌ی ما کار می کنیم تا به رغم همه‌ی اختلافات زیر یک پرچم واحد گرد بیاییم. این اشک شوق بود که این همه نیروهای متفاوت می‌آیند و دعواهای گذشته را که مشخصه نسل ما بود، ادامه نمی‌دهند. آنها می‌خواهند برای مردم ایران کار کنند. برای دموکراسی و آزادی. وقتی شما این را می بینید هیجان زده می شوید.»</p>

<p>سپس دو نقاشی بزرگ که توسط سهیل توکلی در این سه روز ملهم از تظاهرات و دلاوری‌های مردم ایران کشیده شده بود به مزایده گذاشته شد. و کسانی که  سه روز اعتصاب غذا کرده بودند با قرار گرفتن پشت تریبون عکس یادگاری انداختند، در آخر و پیش از شکستن سه روز اعتصاب غذا با آش و شله زردی که تهیه دیده شده بود اکبر گنجی با تشکر از همه‌ی کسانی که از راه‌های دور و نزدیک در این اعتصاب غذا شرکت کرده بودند، امضاکنندگان بیانیه‌ی اولیه را فراخواند تا با تشکر از شرکت‏کنندگان با هم عکسی به یادگار بگیرند.</p>

<p>این حرکت سه روزه که تلاشی بود برای رساندن صدای خواسته‌های مردم ایران به گوش جهانیان و جلب توجه افکار عمومی به نقض حقوق بشر در ایران روز جمعه پایان یافت. حرکتی که می‌توان آن را نقطه عطفی در حرکت‌های آزادیخواهانه‌ی مردم ایران دانست و رنگین کمانی از صاحبان فکر و عقیده را یک جا و هم صدا برای هدفی مشترک و حول محور دمکراسی و حقوق بشر برای ایران گرد هم آورد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش پیشین</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_662.html'>سه روز اعتصاب غذا در مقابل سازمان ملل</a><br></span>







<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_663.html'>«شکوه آزادی» مقابل ساختمان مرکزی سازمان ملل</a><br></span>


















</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_666.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_666.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حقوق بشر در ایران</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 18:26:23 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>اطلاعات احمدی‏نژاد در مورد جنگ بر چه مبنایی است؟</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>روز جمعه، یکم مردادماه سال جاری، محمود احمدی‏نژاد گفت: «آمریکا برای این‏که فشار علیه ایران را به‏ اوج برساند، تصمیم دارد با کمک اسراییل به یکی دو کشور در خاورمیانه که دوست ما هستند، حمله‏ی نظامی کند.»</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100728_roye_Khat_malihe.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>این بخش از اظهارات رییس‌جمهور ایران، انعکاس زیادی در داخل و خارج از کشور نداشت، اما وی روز دوشنبه، چهارم مردادماه، بار دیگر در گفت‌وگویی با پرس‏تی‏وی، بر این نکته تاکید کرد و گفت: «این احتمال نیست؛ من اطلاع می‏دهم که آنها تصمیم گرفته‏اند تا سه ماه آینده علیه حداقل دو کشور در منطقه عملیات انجام دهند.»</p>

<p>اطلاع آقای احمدی‏نژاد بر چه مبنایی است؟ دو کشوری که مورد حمله قرار خواهند گرفت، کدام کشورها هستند؟ آیا چنین اقدامی بر دلایل استراتژیک و سیاسی معینی صورت می‏گیرد؟</p>

<p>در این‏باره با دکتر هوشنگ حسن‏یاری، استاد کالج نظامی سلطنتی در کانادا، گفت‏وگو کرده‏ام.</small></strong></p>

<p><strong>وی می‏گوید:</strong> بعد در سایر گفته‏های آقای احمدی‏نژاد و طرفداران او، ازجمله یکی از روحانیونی که به لبنان سفر کرده، معلوم می‏شود دو کشوری که آقای احمدی‏نژاد از آنها یاد می‏کند، کشورهای سوریه و لبنان هستند. </p>

<p>ایران این دو کشور را به‌عنوان عقبه‏های استراتژیک و عمق استراتژیک خود می‏داند و آقای احمدی‏نژاد بر این عقیده است که آمریکا و اسراییل با حمله به این دو کشور، درصدد ضربه به ایران هستند. </p>

<p>سئوال اصلی این است: اولاً این حرف‏ها بر مبنای چه اطلاعاتی مطرح می‏شود؟ دوماً به‏خصوص اگر آمریکا و اسراییل بخواهند به جمهوری اسلامی ایران صدمه بزنند، چرا به دو کشور عربی که در همسایگی ایران نیز قرار ندارند، حمله کنند؟</p>

<p>بنابراین این جای سئوال است که هدف آمریکا و احیاناً اسراییل از حمله به این دو کشور چه خواهد بود.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Drhasann.jpg' /><br/>
<small><small>دکتر هوشنگ حسن یاری، استاد کالج سلطنتی کانادا و تحلیل‌گر مسایل سیاسی</small></small>


</p>

<p><strong>هدف می‏تواند همان‏ مسئله‏ای باشد که شما اشاره کردید؛ این‏که این دو کشور به نوعی عقبه‏های ایران در منطقه هستند. اتفاقاً آقای احمدی‏نژاد هم بر همین موضوع تاکید کرده و این‏که آمریکا به این‏ترتیب به منافع و روابط ایران در منطقه آسیب می‏رساند و از امنیت اسراییل دفاع می‏کند.</strong></p>

<p>اول باید روشن شود زمانی که از لبنان صحبت می‏شود، از چه لبنانی بحث به‏میان می‏آید. به‏خاطر این‏که تمام لبنان نیست که با اسراییل مشکل دارد. در گذشته- در سال‏های ۱۳۸۰ میلادی- برخی از گروه‏های مسیحی لبنان حتی با اسراییل همکاری کردند. </p>

<p>مشکل اساسی در رابطه‏ی بین گروه حزب‏الله در لبنان و اسراییل است که آن‏هم به جنگ سال ۲۰۰۶ منتهی شد. وقتی هم به آن جنگ برمی‏گردیم، می‏بینیم علی‏رغم ادعاهایی که در مورد پیروزی حزب‏الله شده، به‏واقع چنین پیروزی‏ای حاصل نشد. به‏خاطر این‏که بخش مهمی از جنوب لبنان ویران شد.</p>

<p><strong>ولی در حال حاضر گروه‏های مسیحی‏ای که به نوعی با اسراییل در ارتباط بودند، فعال نیستند و اسراییل با حزب‏الله درگیر است و برای اولین بار در تقابل با حزب‏الله، مجبور به ترک بخشی از خاک لبنان و به نوعی پذیرش شکست شد.</strong></p>

<p>بله؛ این اشاره به جنگ سال ۲۰۰۶ است که از جانب خود حزب‏الله و ایران، به عنوان پیروزی حزب‏الله مطرح شد، اما به عقیده‏ی من، باید توجه کرد که پیروزی چه معنایی دارد. آیا از بین بردن شیخ حسن نصرالله نشانه‏ی پیروزی اسراییل است یا از بین بردن بخشی اعظمی از جنوب لبنان و صدها کشته‏ی لبنانی است؟ </p>

<p>مشکل این است که مقداری توهم وجود دارد که در هر عمل نظامی‏ اگر کل دشمن از بین نرود، به عنوان پیروزی برای طرف مقابل به حساب می‏آید. همان‏طور که صدام حسین، بعد از جنگ کویت در سال ۱۹۹۱، اعلام پیروزی کرد و یا این‏که در جنگ هشت‏ساله نیز علیه ایران اعلام پیروزی کرد. </p>

<p>بنابراین، به‌‏نظر من، لبنان به‏طور کلی برای اسراییل خطر استراتژیک نیست. درگیری‏هایی که بین حزب‏الله و اسراییل در گذشته درگرفته و ممکن است در آینده هم صورت بگیرد، از نظر جغرافیایی و همین‏طور از نظر تلفاتی که به اسراییل وارد خواهد شد، محدود خواهد بود. حتی اگر حزب‏الله دارای موشک‏های اسکات هم باشد.</p>

<p><strong>منظورتان درگیری‏هایی میان حزب‏الله و لبنان با اسراییل خواهد بود؟</strong></p>

<p>بله ...</p>

<p><strong>اما سوریه هم به نوعی با اسراییل درگیر است.</strong></p>

<p>سوریه چندین دهه است که به‏هیچ‏وجه حاضر نیست از نظر نظامی با اسراییل روبه‌رو شود و دیدیم در سال‏های گذشته، زمانی که چنین رویارویی‏ای انجام شد، تعداد زیادی از هواپیماهای میگ سوریه به‏وسیله‏ی اسراییلی‏ها سرنگون شدند و سوریه مشکل جدی‏ای به‏وجود نیاورد. حتی وقتی به زمان نزدیک‏تر نگاه می‏کنیم، می‏بینیم که اسراییلی‏ها تأسیسات از نظر سوریه غیر هسته‏ای و از نظر اسراییلی‏ها هسته‏ای در خاک سوریه را بمباران کردند، بدون این‏که واکنش نظامی‏ای از طرف سوریه انجام بگیرد.</p>

<p><strong>آیا با وجود همه‏ی این تعارضات و درگیری‏های نظامی پیش آمده میان اسراییل و سوریه و لبنان، اسراییل در پیوند با مسئله‏ی ایران، با این دو کشور درگیر نخواهد شد؟</strong></p>

<p>اسراییل اگر بخواهد مشکل خود با ایران را حل کند، به‏طور قطع با ایران وارد جنگ خواهد شد و نه سوریه و لبنان. به‏خاطر این‏که مشکل اسراییل تأسیسات هسته‏ای ایران است. اسراییل، ایران را متهم به دستیابی به تسلحیات هسته‏ای می‏کند.در نتیجه، طرح درگیر شدن اسراییل با سوریه و لبنان نوعی دور زدن مسئله‏ی اصلی است. </p>

<p>آقای شجونی، روحانی طرفدار آقای احمدی‏نژاد که به لبنان سفر کرده، ظاهراً ۱۵۰ دقیقه با آقای شیخ حسن نصرالله، دبیرکل حزب‏الله مذاکره کرده است. آقای شیخ حسن نصرالله در این مذاکرات از قول مقامات ایرانی گفته است که اسراییل نمی‏تواند به ایران حمله کند، به خاطر این‏که ما چنین اجازه‏ای را نخواهیم داد و یا این‏که عکس‏العمل نشان خواهیم داد. </p>

<p>بنابراین، هدف اصلی اسراییل، طبق گفته‏ی شیخ حسن نصرالله و دیگران در منطقه و هم‏چنین از نظر منطقی، ایران خواهد بود و نه لبنان و سوریه. چرا که دور زدنی این‏چنینی هیچ‏گونه معنای استراتژیک و نظامی ندارد. خواسته‏ی اسراییل که از بین بردن خطر هسته‏ای ایران از دید اسراییلی‏ها است نیز از این طریق عملی نخواهد شد.</p>

<p><strong>یعنی با وجود این‏که ایران در این دو کشور از پایگاه‏هایی برخوردار است، مسئله‏ی اسراییل، توان هسته‏ای ایران است و این مشکل را فقط با حمله‏ی به ایران، می‏تواند حل کند و نه با حمله به حامیان ایران؟</strong></p>

<p>به‏طور قطع. در چند سال گذشته، ترکیه واسطه‏ای بین اسراییلی‏ها و سوری‏ها، در مذاکرات جهت رفع مشکل بلندی‏های جولان بوده که از جنگ سال ۱۹۶۷ میلادی به این‏سو، توسط اسراییل اشغال شده است. </p>

<p>بنابراین سوریه به‏دنبال آزاد کردن سرزمین خود از راه‏های سیاسی و دیپلماتیک است و هیچ‏گونه علامت روشنی مبنی بر این‏که سوریه به‏دنبال جنگ با اسراییل باشد وجود ندارد. در نتیجه اسراییل نیازی به چنین حمله‏ای ندارد.</p>

<p>بنابراین این استدلال نه از نظر جنگی، نه از نظر دیپلماتیک و نه از هیچ منطق دیگری قابل توجیه نیست. به‏خاطر این‏که فرض کنید، امروز لبنان و سوریه هردو با خاک یکسان شوند، ولی آن‏چه اسراییل خطر ایران از نظر هسته‏ای می‏بیند، هم‏چنان پابرجا بماند.</p>

<p><strong>پس به نظر شما، چرا آقای احمدی‏نژاد بر چنین مسئله‏ای با این همه اصرار تاکید می‏کند؟</strong></p>

<p>بیش‌تر جنگی روانی یا به‏قول ایرانی‏ها فرافکنی است. مسئله‏ی اصلی آن جنگی است که اسراییلی‏ها علیه ایران تدارک می‌بینند و نه جنگ اسراییل و آمریکا علیه سوریه و لبنان. به این دلیل بسیار ساده که دولت لبنان روابط بسیار مناسبی با دولت آمریکا دارد و در نتیجه نیازی به مهار کردن لبنان یا دور کردن این کشر از ایران نیست. </p>

<p>به‏خاطر این‏که مجموعه‏ی لبنان نیست که با ایران همکاری می‏کند، بلکه حزب‏الله لبنان است که آن ‏هم دیدیم در شرایطی که منافع خودش ایجاب می‏کند، بیش‌تر به دنبال کسب این منافع در لبنان است تا کسب منافع ایران در منطقه. </p>

<p>ضمن‏ این‏که البته به دلایل تاریخی، اقتصادی و سیاسی، حزب‏الله لبنان با جمهوری اسلامی روابط بسیار مناسبی دارد.</p>

<p><strong>ملاحظاتی که اسراییل درباره‌ی سوریه و لبنان دارد، لابد به طریق اولی، برای آمریکا هم در برخورد احتمالی با این دو کشور مطرح است.</strong></p>

<p>قطعاً. وقتی بحث یک جنگ به میان می‏آید، باید دید طرفین جنگ، در آن به‏جست‌وجوی چه چیزی هستند. آمریکا به‏هیچ روی حاضر به جنگ با سوریه نیست. به‏خاطر این‏که سوریه به شدت به دنبال آن است که با آمریکا روابط مناسبی برقرار کند. </p>

<p>از زمانی هم که آقای اوباما به ریاست جمهوری آمریکا رسید، تلاش‏هایی نیز از جانب دولت اوباما در مورد نزدیکی با سوریه صورت گرفت و دیدارهایی هم بین دو کشور انجام شد. بنابراین، به نظر من جنگ آمریکا با سوریه به‏کلی منتفی است. </p>

<p>در مورد لبنان هم باید بگویم به‏طور کلی این کشور، خطری برای آمریکا به‏حساب نمی‏آید که آمریکا نیاز داشته باشد به این کشور حمله کند. چرا که لبنان کشور بسیار کوچکی است. کشوری است که می‏توان گفت امروز از نظر نظامی تاحدی به آمریکا وابسته است. زیرا که آمریکا خود تجهیزات جنگی به این کشور می‏دهد. حال چطور است که آمریکا بخواهد به این کشور حمله کند؟ </p>

<p>این صحبت‏ها خیلی با منطق و شرایط جهانی و منطقه هم‏خوانی ندارند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/special/2010/07/post_1311.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/special/2010/07/post_1311.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 17:38:42 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«پدرم را آزاد نکنند به اعتصاب ادامه خواهد داد»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>رحیم رشی، فعال کرد، روز بیست‌وهشتم تیرماه، توسط نیروهای امنیتی در روستایی به نام «آلبلاغ» از توابع شهرستان مهاباد، دستگیر شد.</p>

<p>بر اساس گزارش‌های منتشر شده، این فعال کرد در اعتراض به بازداشت خود، از فردای روز دستگیری، دست به اعتصاب غذا زده است. </p>

<p>تداوم اعتصاب غذای رشی آن‌هم در ۵۷ سالگی، نگرانی‌های شدید خانواده‌اش را در پی داشته است.<br />
این نگرانی در حالی است که طی روزهای اخیر، اعتصاب این شهروند در بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه، کم‌تر مورد توجه رسانه‌ها بوده است.</p>

<p>در این زمینه با سوران رشی، پسر رحیم رشی گفت‌وگویی کوتاه کرده‌ام.</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/rhaimrashi1.jpg' /><br/>
<small><small>رحیم رشی، فعال کرد</small></small>


</p>

<p><strong>آقای رحیم رشی از چه زمانی و چگونه دستگیر شد؟</strong></p>

<p>ساعت ۱۱ شب بیست‌وهشتم تیرماه چند نفر از نیروهای امنیتی، ضمن تفتیش کلیه‌ی وسایل منزل‌مان پدرم را بازداشت کردند؛ بدون این که هیچ توضیحی به خانواده‌مان بدهند چندین جلد کتاب او را نیز با خودشان بردند. از آن شب هیچ‌ خبری از وضعیت پدرم نداریم.</p>

<p><strong>یعنی شما در حال حاضر حتی از محل بازداشت او اطلاع ندارید؟</strong></p>

<p>بله داریم. چند روز اول در اداره‌ی اطلاعات مهاباد بازداشت بودند، ولی بدون این که خانواده را در جریان بگذارند وی را به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در ارومیه منتقل کردند.</p>

<p><strong>بنا به اخباری که منتشر شده، او از همان روز نخست دستگیری، دست به اعتصاب غذا زده است. آیا اعتصاب وی تاکنون ادامه دارد؟</strong></p>

<p>بله؛ پدرم از صبح روز بیست‌ونهم تیرماه دست به اعتصاب غذا زدند و تا الان هم بنا به اطلاعاتی که داریم کماکان در اعتصاب به‌سر می‌برند. </p>

<p><strong>شما به اداره‌ی اطلاعات مراجعه کردید؟ آنها چه پاسخی به شما دادند؟ نگفتند چرا پدرتان را بازداشت کرده‌اند؟</strong></p>

<p>تا قبل از انتقال پدرم به ارومیه، مادرم به همراه خواهرم هر روز به اداره‌ی اطلاعات مهاباد می‌رفت و از ساعت نه تا ساعت دو بعدازظهر جلو این اداره می‌نشستند ولی هیچ‌گونه جوابی به آنها نمی‌دادند؛ حتی علت دستگیری او را به ما نگفتند.</p>

<p><strong>ازطرف خانواده‌ی شما چه تلاشی برای ملاقات با وی صورت گرفته است؟</strong></p>

<p>خانواده‌ی ما روز پنج‌شنبه به ارومیه رفتند ولی به آنها اجازه‌ی ملاقات داده نشد. فقط به ما گفتند که پدرتان در بازداشتگاه است.</p>

<p><strong>آیا آقای رشی، سابقه‌ی حبس و بازداشت داشتند؟</strong></p>

<p>بله؛ پدرم تاکنون چندین‌بار توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده و هربار سابقه‌ی اعتصاب شش، پانزده و بیست‌ودو روزه داشته است. در همه‌ی موارد هم از طرف دادگاه به خاطر این که بی گناه بودند تبرئه شدند.<br />
با توجه به شناختی که از پدرم دارم اگر آزادش نکنند وی به اعتصاب ادامه خواهد داد و این مسئله ما را به‌شدت نگران کرده است. </p>

<p><strong>با توجه به شرایط موجود، چه در خواستی از مدافعان حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی دارید؟</strong></p>

<p>خانواده‌ی ما در وضعیت نامناسبی به‌سر می‌برد. مادرم بیماراست و در وضعیت روحی بدی به‌سر می‌برد. پدرم ۵۷ سال سن دارد و مدت ۱۱ روز است که به اعتصاب غذای خود ادامه داده است. ما از همه‌ی نهادهای حقوق بشری و انسان‌دوست تقاضا می‌کنیم که برای آزادی پدرم تلاش کنند. از رسانه‌ها و فعالان رسانه‌ای هم درخواست می کنم که پدرم را فراموش نکنند و نگذارند اعتصابش در بی‌خبری ادامه بیابد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_665.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_665.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">زندان و مجازات</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 16:57:11 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>شب هول - ۲۷</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>دوباره ایستاد. تا حالا چهار بار ایستاده است. سر سید خندان. سر حسینه ارشاد. سر سه‌ راه. حالا هم ایستاده. نکبت فضول بوی گند عرق دست و پایش سرم را درد آورده. حرف که می‌زند بوی گند دهنش توی صورت آدم می‌خورد. باز خوب است روی گلها کاغذ زرورق پیچیده است. بخار تعفن این گلولۀ چرک و عرق گلها را می‌خشکاند. مثل اسید. همه‌شان مثل اسیدند. ذره ذره دارند می‌خورند. همۀ این شهر و این مملکت را دارند می‌خورند. شش قسطش عقب افتاده. به نه بدتر جای مادرت خندیدی که از قم پا شدی آمدی تهران. همان‌جا می‌ماندی. عوضش زنت دیگر به بقال محله نمی‌داد. طلاب صیغه‌اش می‌کردند.  </p>

<p>«مگر این طور نیست آقای راننده؟» ـ چی قربان؟ چی این طور نیست؟ «مگر در قم طلاب صیغه نمی‌کنند؟» ـ والله خبر ندارم حضرت آقا. عیال بنده قمی است خودم اهل کاشانم. «کاشی تشریف دارید؟ ببینم میانه‌تان با جوکهای کاشی چطوره؟» منظورتان را نمی‌فهمم حضرت آقا؟ «با جوکها یک کلمه نیست پدرجان. به ریش سفید من پیرمرد احترام بگذار و دستم نینداز. غرضم جوک است. لطیفه به قول ما قدیمیها. جوک به قول شما جوانها.» ـ آهان. جوک. بفرمایید. بد نیست. فاصلۀ راه کمتر می‌شود. فکر می‌کردم فقط رشتیها و ترکهای بیچاره مطالب‌اند.  </p>

<p>«بدت نیاید برادر. رشتی و  ترک و کاشی و تهرانی همه برادرند. ما همه ایرانی هستیم. این حرفها محض شوخی است. می‌خواستم قضیۀ حالا خون راه نینداز را بگویم. می‌گویند یک کاشی و یک تهرانی دعوایشان می‌شود. توی خیابان ناصرخسرو. دم در گاراژ مسافربری. تهرانی می‌گیرد کاشی را تا جایی که می‌خورد می‌زند. مفصل. بعد کاشی سوار اتوبوس می‌شود. در فاصلۀ میان تهران و کاشان خون خونش را می‌خورد. تا می‌رسد کاشان و می‌رسد به خانه می‌دود می‌دود بالای پشت بام. دستش را به طرف تهران می‌گیرد. می‌گوید پدرت را درمی‌آورم مادر قحبه. بیچاره‌ات می‌کنم. هنوز کاشیها را نشناخته‌ای. فلانت می‌کنم. بهمانت می‌کنم. خمیرت می‌کنم. نقره‌داغ و شمع آجینت می‌کنم. زنش از وسط حیاط فریاد می‌زند حالا بیا پائین. تو را به خدا بیا پائین. تهرانی نفهم را ببخش. بیا پائین خون راه نینداز. قاه قاه قاه.»  </p>

<p>نمی‌خندد. قرمساق کاشی نمی‌خندد.  بدش آمده. کاشی ترسوی جبون حقیقت را که می‌شنود بدش می‌آید. کار دنیا را ببین به کجا کشیده. به آقا برمی‌خورد. به رانندۀ وانت‌بار کاشی برمی‌خورد. بله. باید هم بخورد. آدمی که در عرض نیم ساعت نوزده تومن کاسبی می‌کند معلوم است نمی‌تواند بالاتر از گل بشنود. می‌شود به  عبارتی ساعتی چهل تومن. از پنج صبح تا دوازده ظهر می‌شود هفت ساعت. حالا یک ساعت هم برای ناهار و استراحت. هرچند از این چس‌خورها ناهار خوردن بعید است. نمی‌رینند که گرسنه‌شان نشود. از دوازده ظهر تا ده شب هم ده ساعت. می‌شود به عبارت هفده ساعت. ساعتی بیست‌ تومن. ده ساعت دویست تومن. هفت ساعت صدوچهل تومن. روی هم می‌شود سیصدوچهل تومن روزی. دست بالا چهل تومن مخارج بنزین و استهلاک و عیال به قول خودش. می‌ماند روزی سیصد تومن خالص. می‌شود به عبارت ماهی نه هزار تومن. چهار تا جمعه اگر کار نکند هزار و دویست تومنش در. هزار و هشتصد تومن هم که بگیریم قسط بدهد. خالص حداقل ماهی شش هزار تومن می‌آید دستش. تازه ناراضی است.  </p>

<p>کاشی دهاتی به ماهی شش هزار تومن هم نمی‌سازد. بفرمایید ماهی شصت هزار تومن به‌شان بدهید. محال است قانع بشوند. سقشان را با طمع برداشته‌اند. سی و دو دندان‌شان دندان طمع است. سی‌تایش را هم اگر بکشند دوتای باقیمانده کفایت می‌کند. تا سر نجسشان را بر سنگ لحد بگذارند طماع‌اند. تا سرنجسش را برسنگ لحد گذاشتند زور می‌گفت. آذر خانم توکلی. فحش می‌داد. یک‌بار نگذاشت سر بدون شنیدن فحش به بالین بگذارم. ابراهیمی بی‌خایه.ابراهیمی بی‌پدر و مادر. ابراهیمی سر سفرۀ پدر نان نخورده. ابراهیمی پاانداز. عجوزه برای خاطر تو جاکشی می‌کردم. عجوزه برای ارضای هوسهای تو مجلس ترتیب می‌دادم. تو خانۀ توی شمیران  می‌خواستی. تو ویلای توی شمال می‌خواستی. تو سرویس غذاخوری نقره می‌خواستی. تو می‌خواستی یخچال و اجاق گاز و تلویزیون و ماشین ظرف‌شویی و ماشین لباس‌شویی و ضبط صوت داشته باشی. تو می‌خواستی هر شب جمعه مهمانی بدهی که فلان تیمسار و فلان رئیس و بهمان مدیرکل به خانه‌ات بیایند. چسان فسان کنی و گردن‌بند مروارید به گردن مثل گردن غازت بیندازی و راه بروی و دستور بدهی.  </p>

<p>ابراهیمی چای بیاور. ابراهیمی برای آقای همدانی ویسکی اسکاچ سرو کن. ابراهیمی آقای نخعی معده‌شان نفخ کرده برایشان نبات و آب سرد بیاور. ابراهیمی کنیاک سرو کن. ابراهیمی سروان مفخم می‌خواهند یک دست تخته‌بازی کنند معطلشان نگذار. تو می‌خواستی به زنهایشان فخر بفروشی. لباس دوخت پاریس و لندن باشد. جواهراتت ساخت مظفری. ابراهیمی بیشتر بدزد. ابراهیمی بیشتر رشوه بگیر. ابراهیمی بیاور. مثل مورچه هر چه هر جا هست را جمع کن و بیاور بریز توی خانه توی دست و پای خانم. بیاور که خانم از بقیه عقب نمانند. دخترهایشان باید بروند فرانسه درس بخوانند. پسرهایشان باید سویس مدرسه بروند. ابراهیمی به یادت بیاید که خودت چطور مدرسه رفتی. توی سرچشمه. توی مکتب. ترکه کف دست و پا. تازه نگفته بودم که مادرم نمی‌دانست. خیال می‌کرد دم در دکان میرزا سلیمان پادویی می‌کنم. تازه اینها کشک است. ابراهیمی بیست و هشت سال دوید، دزدید، آورد، داد، خوردند، بردند، و یک شب، یک شب سرکار علیه به میلش رفتار نکرد. حتی شب عروسی ابراهیمی دهانت را مسواک زدی؟ ابراهیمی جوش شیرین غرغره کردی؟ ابراهیمی آماده‌ای؟ بیا روی من، دستت را هرجا من می‌گویم بگذار، روی پستانها، خوب است. کمی فشار بده. خیلی نه. آن قدر که درد نیاورد. حالا بیشتر. حالا بیشتر و با زور. ابراهیمی نجاتم بده. ابراهیمی زور بده و نجاتم بده. خدا نجاتت داد.  </p>

<p>خدا ابراهیمی را هم نجات داد. خدا نتوانست ابراهیمی را ناکام بگذارد. خدا خواهرت را، حی و حاضر و سرزنده و سالم، آماده نگه داشته بود. پانزده سال آماده نگه داشته بود. پس از یک بار دادن و یک بار زاییدن، پانزده سال دست نخورده نگهش داشت. خواهرت، سرکار خانم آذر توکلی، همان زنکۀ بیسوادی که پانزده سال  در به دری کشید. کلفتی این و آن را کرد. نگذاشتی یک بار به خانه راهش بدهم. نگذاشتی بچه‌هایت رویش را ببینند. به همه گفتی محصول کار آقای توکلی با کلفت خانه است. گفتی اگر پایش برسد به خانه‌ات تحویل کلانتری‌اش می‌دهی. به بچه‌هایت گفتی اگر به او بگویند خاله پشت دستشان را داغ می‌کنی. و ایران خانم بیچاره هنوز هم دوستت می‌دارد. آن روزها هم دوستت می‌داشت. هر وقت مخفیانه به سراغش می‌رفتم می‌گفت آقا ابراهیمی خواهرم آذر خانم چطورند. حال آذر خانم همشیره‌ام چطوره است. چطور می‌توانستم بگویم همشیر‌ه‌تان چشم ندارد شما را ببیند. همشیر‌ه‌تان ننگ و عارش می‌شود اسم شما را ببرد. هیچ کس جرئت نمی‌کند بگوید خواهر هم دارد. تازه آذر تنها نبود. همۀ خاندان توکلی. همۀ این بی‌سر و پاهای خوش‌سر و ظاهر. حتی خانمتاج خانم زن عمو بزرگ.  </p>

<p>پیرسگ می‌گفت ایران حتماً تا حالا جنده شده است. خروسک را نمی‌شود آرام نگه داشت. بلند که شد بقال و قصاب و سپور و آب‌حوضی فرق نمی‌کند. پیرسگ می‌گفت ایران کلفتی نمی‌کند. زیر نقاب کلفت وظیفۀ رختخواب خانم خانه را به‌جا می‌آورد. آره تو بمیری. عاج شکافته‌ای که من دیدم دست‌نخورده بود. طلب یک عمر را یک شبه می‌خواست بگیرد. دل سی و پنج سال گرسنه مانده را یک شبه می‌خواست از عزا دربیاورد. قدر می‌داند. قدر خدنگ مرا می‌داند. و نه خدنگم را که قدر خانمی‌ را. قدر دست تمیز آقا را که بر پوستش می‌خورد. قدر آقا را که قربان صدقه‌اش می‌رود. قدر می‌داند. قدر آقایی را می‌داند. می‌داند که مرد باید دستور بدهد. باید سروری کند. باید همه چیز به میل او بچرخد. می‌داند که زن باید ملک طلق مرد باشد، پیش و پس. دست و دهان. گوش و چشم. زن کنیز مرد است. کنیزی زن بزرگش می‌کند. حلقه به گوشی زن سربلندش می‌کند. تا حالا یک بار نه نگفته. گفتم نفست را تو بکش. نفست را توی دلت نگه‌دار. ایران خانم جون. قربان یک تار مویت هزار هزارتا آذر خانم برود.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>




<hr /><span style="font-size: 12px;"><strong>زمانه) شیوه‌ی کتابت (رسم‌الخط) نویسنده در انتشار آن‌لاین کتاب تغییر داده نشد</strong></span>




<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش پیشین:</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/library/2010/07/post_345.html'>شب هول - بخش بیست و ششم</a><br></span>






















</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/library/2010/07/post_346.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/library/2010/07/post_346.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">شب هول</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 15:28:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>همسرم و برادرش را آزاد کنید</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید همسرم و برادرش را آزاد کنید</small></strong></p>

<p>به نام خدا</p>

<p>جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران<br />با سلام</p>

<p>بازپرس شعبه دوم دادسرای شهید مقدس، همسر مهربان و رنج کشیده و بی‌گناه مرا به همراه بردارشان از روز شنبه دوم مرداد ماه، به ناحق و برخلاف اصل شخصی بودن جرایم و مجازات‌ها به بند کشیده و اعلام می‌کند تا هنگامی که اینجانب خود را معرفی نکنم وی را آزاد نخواهد کرد و به گونه‌ای با سوءاستفاده از قدرت خود و با اعمال سلیقه شخصی این دو عزیزم را به گروگان گرفته‌اند.</p>

<p>جناب آقای جعفری دولت آبادی</p>

<p>در روز چهارشنبه بیست و نهم تیر ماه، احضاریه‌ای به دفتر اینجانب ارسال و به صورت قانونی ابلاغ شد. متن احضاریه حکایت از آن داشت که ظرف سه روز جهت پاره‌ای از توضیحات خود را به شعبه دوم بازپرسی معرفی کنم. در روز مقرر ساعت نه صبح به زندان اوین رفتم. سرباز محمدخانی با دیدن احضاریه، مرا به داخل هدایت کرد. مدت طولانی منتظر ماندم و سپس به بازپرسی فراخوانده شدم. بازپرس شعبه در چندین برگ صورت‌مجلس به صورت مشروح و مفصل در خصوص کمک به نوجوانان در معرض اعدام سئوالاتی را مطرح نموده و با وجودی که از قبل اطلاعی از سئوالات مطروحه نداشتم به ذهنم مراجعه کرده و تمام ابهامات بازپرس را مرتفع کردم. </p>

<p>پس از چند ساعت بدون اینکه ایشان اتهامی تفهیم نماید سرباز محمد خانی را صدا زده و دستور دادند که آزاد شوم. با هدایت سرباز وظیفه از موانع خطیر و رد نشدنی دادسرای اوین خارج شده و از طریق تلفن فردی که در بیرون از زندان بود به همسرم فرشته حلیمی اطلاع دادم که نگران نباشند، موضوع حل و فصل شده است. </p>

<p>پس از آن چون تلفن همراهم در نزدم نبود نتوانستم با همسرم تماس گیرم (بازپرس شعبه دوم به مراجعه کنندگان اعلام نموده است که تلفن همراهم در زندان است و اینجانب فرار کرده‌ام. این موضوع کذب محض است وهرگز فرار نکرده و تلفن همراهم نزد خودم است می‌توانید به حافظه دوربین‌های مدار بسته زندان مراجعه کنید). </p>

<p>ساعت پنج بعد از ظهر به دفتر کارم مراجعه کردم و منشی دفتر اعلام نمودند که همسرم تماس گرفته است. با وی تماس گرفتم و ایشان اعلام کردند که از شعبه دوم بازپرسی تماس گرفته شده و شما باید به بازپرسی بروید من هم چون خارج از وقت اداری بود، با خود قرار گذاشتم تا روز بعد به بازپرسی مراجعه کنم. </p>

<p>یکی از همکاران دفتر بی‌آنکه بگوید جلبی برایم صادر شده است ( مامور ویژه دادسرای شهید مقدس به وی اعلام کرده بود که نگوید جلبم صادر شده است و وی به این دستور توجه نموده بود) اعلام کرد که چند نفر مامور لباس شخصی با من کار داشتند. بنده چندین بار به بیرون دفتر رفته و برگشتم و هیچ ماموری به سراغم نیامد. متعاقبا در جلسه‌ای شرکت کرده و زمان سپری شد. ساعت ۲۳ به تلفن همراه همسرم زنگ زدم. ایشان پاسخی ندادند. نگران شدم و با پدر ایشان تماس گرفتم. وی گفت برای بردن ماشین به دفتر آمده‌اند. (خودروی تحت تصرف همسرم متعلق به پدرش است که در تمام روز با آن کارهای روزمره خود را انجام می‌دهد ولی چون اینجانب خودروی خود را نبرده بودم به وی دادم تا زمینی را که نیاز به کارشناسی داشت، کارشناسی کند.(کارشناس منتخب حاضر به ادای گواهی است لطفا وی را احضار کنید و اظهاراتش را بشنوید ایشان به خوبی می‌توانند بر بی‌گناهی همسرم گواهی دهند چون ایشان شاهد هستند که همسرم به همراه پدرشان همراه ایشان بوده‌اند) باز هم پس از چند دقیقه مجددا تماس گرفتم و ایشان اعلام کردند که فرزندان‌شان بازداشت شده و به زندان اوین منتقل شده‌اند. </p>

<p>جناب آقای جعفری دولت آبادی</p>

<p>پس از شنیدن این خبر بر آشفته شدم و قصد رفتن به زندان اوین را داشتم ولی طاقت اینقدر بی‌قانونی و نقض حقوق اولیه‌ای را که یک انسان می‌تواند داشته باشد، نداشته و ترجیح دادم علی‌رغم بازداشت عزیزترین گوهر زندگی‌ام هرگز در مرجع قضایی که بازپرسان آن پایبند به هیچ‌یک از اصول اولیه‌ی قانونی از جمله اصل شخصی بودن جرایم و مجازات‌ها، اصل برائت، اصل قانونی بودن جرایم «گروگان‌گیری به هیچ عنوان قانونی نیست» اصل برخورداری افراد از دادرسی عادلانه، اصل بی‌طرفی قضات و صدها اصل دیگر نیستند شرکت نکنم و خود را نیز معرفی ننمایم مگر اینکه مامورین تحت نظارت بازپرس، کمر همت ببندند و مرا در خانه‌ی انفرادی که برای خود ساخته‌ام دستگیر کنید. </p>

<p>جناب آقای جعفری دولت آبادی </p>

<p>حضرتعالی به خوبی می‌دانید که صدور برگ جلب افراد شرایطی خاصی را می‌طلبد. که شامل حال اینجانب نمی‌باشد چرا که شغل، جا و محل زندگی و کارم مشخص بوده ضمن این که در همه پرونده های کیفری ابتدا متهم احضار و در صورت عدم حضور جلب می‌گردد و هیچ‌وقت بدوا برگ جلب صادر نمی‌شود همانطور که در وهله اول برگ احضار صادر گردید و حضور یافتم. </p>

<p>بازپرس می‌توانست در صورت لزوم و نیاز به توضیحات بیشتر ابتدا برگ احضار دیگری صادر کند یا اینکه با توجه به احضار تلفنی اینجانب تحمل می‌نمود تا پس از اطلاع، در اسرع وقت جهت توضیحات بیشتر به حضورشان می‌رفتم. آیا تحقیق کرده اید که به استناد چه ماده قانونی حکم به جلب اینجانب صادر شده است. مطمئن هستم بازپرس تحت نظارت شما حتی یک بار به خود این فرصت را نداده است که برای یک بار هم که شده به صورت دقیق قوانین کیفری را مطالعه کند. بر این اساس بوده است که همسر اینجانب نیز به همراه برادرشان به صورت کاملا غیر قانونی به گروگان گرفته شده‌اند. مگر اینکه قائل باشیم افراد دیگری هستند که خود را بالاتر از قانون دانسته و هر عملی را که مایلند به انجام می‌رسانند.</p>

<p>جناب آقای جعفری دولت آبادی</p>

<p>بازپرس تحت نظارت شما یا دیگر مامورینی که دستی بر قدرت شما دارند نه تنها بر خلاف قانون عمل کرده اند بلکه به هیچ عنوان وجدان و اخلاق را سر لوحه اعمال خود قرار نداده اند. دختر نازنین و با محبت شش ساله ای را از مادر و پدرش گرفته اند او را آواره کرده اند. پارمیدای من امروز توسط جلب و بازداشت بدون حکم قضایی، غیر قانونی و غیر اخلاقی مامورین امنیت و دستور برخلاف قانون بازپرس شعبه، بدون پدر و مادر شده است. بعید می دانم مسلمانی بتواند فرزندی را به اینگونه از مادرش بستاند و بعد می‌گویند تا زمانی که محمد مصطفایی نیاید این دو آزاد را نخواهند کرد. آقای دادستان در کجای قانون چنین مقرره ای پیش بینی شده است و از همه مهم تر اینکه از بازپرسان و دیگران که در پرونده همسرم و برادرش دستی دارند می پرسم که شما مسلمانید بگویید در کجای شرع مقدس آماده است که مادری بی‌گناه و مظلوم را که تمام هم و غمش در زندگی مشترک تربیت فرزندش بوده است را اینگونه ناجوانمردانه از فرزند دلبندش جدا کنید. به خدا قسم این رسم مسلمانی نیست.<br />
فرهاد حلیمی برادر همسرم که به تازگی عقد کرده بود و میخواست زندگی جدیدی را آغاز کند یک سال زحمت کشیده بود تا در کنکور پنجشنبه مورخ 7/5/88 شرکت کند اما متاسفانه این بازداشت غیرقانونی باعث شده که تمام زحمت های یک ساله اش به هدر رود و از این امتحان مهم زندگی باز بماند.</p>

<p>جناب آقای دادستان</p>

<p>چند سالی است که تمام فکر و ذکرم نجات جان انسانهایی بوده است که مستحق مرگ نبوده‌اند. و به علت مشغله کاری جهت جان این افراد، همسر و فرزند عزیزم را به ندرت می دیدم. در این راه توانسته ام جان هجده نفر از نوجوانانی که در آستانه مرگ قرار داشتم به انحاء مختلف و در برخی از مواقع با جمع آوری دیه نجات دهم و خدمتی برای کشورم نمایم و نیز افراد بسیاری را که سنین بالاتر داشته اند نجات داده ام و بارها و بارها از ریاست پیشین قوه قضاییه درخواست عفو محکومین به سنگسار را کرده ام و مورد قبول نیز واقع می گردید. مهم تر اینکه تمام هدفم این بود که قضات دادگستری را مجاب کنم که بر خلاف عدالت قضایی قدم برندارند. حاضرم صدها پرونده قضایی را به نظرتان برسانم که دادیار، بازپرس و قاضی صرفا بر اساس سوء استفاده از قدرت خود همچون پرونده حاضر حکم و دستور ناعادلانه صادر کرده اند. و حال این گونه عمل کردن مرجع قضایی نسبت به کسی که همیشه در جهت رعایت عدالت و منافع جمهوری اسلامی قدم بر می داشت، پاداش اعمال خداپسندانه و بشردوستانه اینجانب است.</p>

<p>جناب آقای دولت آبادی</p>

<p>از شما به عنوان بالاترین مقام دادسرای عمومی و انقلاب تهران می‌خواهم که بازپرس رسیدگی کننده به پرونده اینجانب را ارشاد کنید که دست از این رویه ناپسند بردارد وهمسرم و برادر ایشان را از بند و گروگان گیری رها کنند و بدانید در صورتی که دادگاه و دادرسی عادلانه ای برای محاکمه اینجانب که هیچگونه اتهامی متوجه ام نیست تشکیل گردد خود را معرفی خواهم نمود و در این صورت هر گونه مجازاتی را به دیده منت می پذیرم و تحمل خواهم کرد.</p>

<p>در آخر لازم به توضیح است که در یک سال گذشته توسط مامورین وزارت اطلاعات به صورت تلفنی احضار شده و پاسخ ابهامات آنان را داده ام و اگر این بار نیز احضار می شدم شک نداشته باشید که مراجعه میکردم ولی حال که این گونه رفتار شده است ناچارم دوری همسر و فرزند عزیزم و خانواده محترمم را تحمل کنم تا شاید قانون عادلانه در کشورمان حکم فرما شود.</p>

<p>شما و بازپرس شعبه‌ی دوم دادسرای شهید مقدس را به خداوند جان آفرین می سپارم. امیدوارم نگذارید فرزندم بیش از این در غم فراق مادر بی‌تابی کند و لب به غذا نزد که مادرش را می‌خواهد تا در آغوش بگیرد که اگر بی‌تابی وی صدمه ای بر او وارد کرد، گناهی مرتکب شده اید که بخشودنی نیست. اگر به روز قیامت اعتقاد دارید این دو را که مرتکب هیچ گناهی نشده‌اند آزاد کنید. انصاف نیست که آنان به خاطر اعمال برخلاف قانون مرجع قضایی که در اصل صالح به رسیدگی به موضوع مطروحه نبوده است به ناحق و ناروا مجازات شوند.</p>

<p>محمد مصطفایی همسر فرشته حلیمی</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_664.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/humanrights/2010/07/post_664.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">امنيت فردی و اجتماعی</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 13:19:21 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«‌ایران سه کوهنورد آمریکایی را آزاد کند»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا با صدور بیانیه‌ای از ایران خواسته تا سه کوهنورد آمریکایی را که در این کشور زندانی هستند، آزاد کند.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری فرانسه، اوباما همچنین از ایران خواسته تا سرنوشت رابرت لوینسون، کارمند بازنشسته بخش مبارزه با جرائم سازمان یافته پلیس فدرال آمریکا، اف بی آی را مشخص کند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/5435413541-54534.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>سارا شرود، شین باور و جاش فتال، سه کوهنورد آمریکایی هستند که مرداد ١٣٨٨ به اتهام «ورود غیرقانونی» از استان کردستان عراق به خاک ایران، به وسیله نیروهای امنیتی ایران بازداشت شدند. مقام‌های ایرانی این افراد را به «جاسوسی» متهم کرده‌اند.</p>

<p>لوینسون نیز آخرین‌بار، مارس سال ۲۰۰۷ در جزیره کیش مشاهده شده است.</p>

<p>خانواده رابرت لوینسون که سه سال است در ایران مفقود شده، اردیبهشت ٨٩ در نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد، خواستار دیدار با وی در سفرش به نیویورک شدند.</p>

<p>به گفته هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، «پرونده لوینسون مثل دیگر پرونده‌های آمریکاییانی که ناعادلانه در ایران بازداشت هستند، هم‌چنان برای ایالات متحده در اولویت باقی می‌مانند.»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">به گفته خانم کلینتون، پرونده لوینسون مثل دیگر پرونده‌های آمریکاییانی که ناعادلانه در ایران بازداشت هستند، هم‌چنان برای ایالات متحده در اولویت باقی می‌مانند</span></div></p>

<p>اوباما در بیانیه‌اش که در آستانه سالگرد بازداشت سه کوهنورد آمریکایی منتشر شده، گفته است: ‌«سارا، شین و جاش جرمی مرتكب نشده‌اند. آن‌ها در حال کوهنوردی در منطقه مرزی ايران و عراق بوده‌اند که دستگیر شده‌اند و از يك‌سال پيش تاكنون تحت بازداشت قرار دارند و خود و خانواده‌شان دچار سردرگمی شده‌اند.»</p>

<p>رئيس‌جمهور آمريكا همچنین گفته که «سارا، شين و جاش هرگز براي دولت آمريكا كار نكرده‌اند و تنها جوانانی روشنفكر و جسور هستند.»</p>

<p>مدتی قبل حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات ایران این سه کوهنورد را متهم به «جاسوسی» کرده بود.</p>

<p>اوایل سال جاری مادران سه کوهنورد آمریکایی بنا به آن‌چه از سوی مقامات جمهوری اسلامی «اقدامات انسان‌دوستانه» خوانده‌ شد، اجازه یافتند به ایران بیایند تا با فرزندانشان دیدار کنند.</p>

<p>در پی این اقدام ایران، وزارت امور خارجه ایالات متحده این حرکت را «مثبت» ارزیابی کرد و دو شهروند ایرانی بازداشت شده توسط نیروهای آمریکایی در عراق را به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد تحویل داد.</p>

<p>همچنین مادران سه کوهنورد آمریکایی ٢٧ خردادماه گذشته  با انتشار بیانیه‌ای خواستار برگزاری هرچه سریع‌تر دادگاه فرزندان‌شان و آزادی آن‌ها شدند.</p>

<p>این مادران می‌گویند که مقامات ایرانی بارها اعلام کرده‌اند که پرونده فرزندان ما در حال بررسی است و از «موضع احترام» برخورد کرده‌اند اما با گذشت حدود یک‌سال از حل و فصل پرونده پشتیبانی نمی‌کنند.</p>

<p>بنابر این بیانیه، ایران «بدون هیچ دلیلی» نه آن‌ها را آزاد می‌کند و نه حرکت رو به جلو و یا دادگاه «منصفانه‌ای» در ارتباط با آن‌ها انجام می‌دهد.</p>

<p>به گفته آن‌ها ادامه بازداشت فرزندان‌شان بدون در نظر گرفتن حقوق انسانی و قانونی آن‌ها، «سوء‌ظن بدبینانه» تلاش ایران برای اعمال نفوذ به ایالات متحده را تقویت می‌کند. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13914.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13914.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ايران و آمريکا</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 12:10:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>لاریجانی: با دولت برخورد می‌کنیم</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران گفته که اگر مصوبات دولت به مجلس ارسال نشود، «از طرق قانونی با دولت برخورد می‌کنیم.»</p>

<p>رئیس مجلس امروز در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران، ایلنا افزوده که «طبق قانون اساسی مصوبات دولت باید به مجلس ارائه شود تا آن‌ها را با قانون مطابقت دهد. اما مدتی است که این مصوبات به هیات تطبیق ارسال نشده است. عدم ارسال مصوبات دستگاه‌های اجرایی به مجلس، تخلف از قانون است.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/larijani(1).jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اصل ١٣٨ قانون اساسی ایران می‌گوید که «تصویب‌‏نامه‏‌ها و آیین‏‌نامه‏های دولت، ضمن ابلاغ برای اجرا، به اطلاع رئیس مجلس شورای اسلامی می‌رسد تا در صورتی که آن‌ها را بر خلاف قوانین بیابد با ذکر دلیل برای تجدید نظر به هیأت وزیران بفرستد.»</p>

<p>نمایندگان مجلس می‌گویند که دولت از ابتدای سال ١٣٨٩ تاکنون مصوباتش را به مجلس نفرستاده است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">لاریجانی همچنین در پاسخ به خبرنگار ایلنا درباره «طرح سوال از رئیس جمهور» گفته که زمان این اقدام هنوز فرا نرسیده است</span></div></p>

<p>علی لاریجانی همچنین دوم مرداد ٨٩، ارسال نشدن مصوبات دولت به مجلس را «تخلف از قانون اساسی» خوانده بود.</p>

<p>لاریجانی همچنین در پاسخ به خبرنگار ایلنا درباره «طرح سوال از رئیس جمهور» گفته که زمان این اقدام هنوز فرا نرسیده است.</p>

<p>علی مطهری، نماینده مجلس ایران، ٢٩ تیر ماه گذشته از احتمال فراخواندن محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت دهم به مجلس خبر داد. او گفت که در صورت ادامه «تخلف و گریز از قانون» توسط دولت، احمدی‌نژاد باید در مجلس به سوال نمایندگان پاسخ دهد.</p>

<p>این عضو فراکسیون اصول‌گرایان مجلس هشتم خاطرنشان کرد که «دولت باید هر چه زودتر برای ارسال مصوباتش به مجلس اقدام كند و الا نمایندگان در قالب سوال از رئیس‌جمهوری موضوع را پیگیری خواهند كرد.»</p>

<p>انتقادات نمایندگان مجلس به «قانون‌گریزی دولت» در حالی مطرح شده که محمدرضا میرتاج‌الدینی، معاون پارلمانی رئیس جمهور ٢٨ تیر گفت: «ما مصوبات دولت را به مجلس می‌فرستیم. به‌طور مثال یک مورد در ١٦ فروردین و دو مورد نیز در ١٤ تیرماه ارسال شده است.»</p>

<p>رئیس مجلس همچنین احتمال شکایت مجلس از دولت در قوه قضاییه را رد کرده و افزوده که اختلافات بین دولت و مجلس باید از طریق «تعامل و مسیر قانونی» حل شود. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13913.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13913.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 10:08:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>حذف نام پنج رهبر طالبان از فهرست سیاه </title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>سازمان ملل متحد نام پنج تن از رهبران طالبان از جمله سه عضو ارشد این گروه که زنده هستند را از فهرست سیاه این سازمان حذف کرد.</p>

<p>بر پایه اطلاعیه خبری که از سوی دفتر این سازمان در کابل منتشر شد این افراد شامل «ملا عبدالسلام ضعیف»، «عبدالحکیم مجاهد»، «عبدالستار پکتیس»، «عبدالصمد خاکسار» و «محمد اسلام محمدی» است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Taliban 1.JPG' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>از میان این افراد ملا عبدالصمد خاکسار و ملا محمد اسلام محمدی قبلا کشته شده بودند.</p>

<p>ملا عبدالسلام ضعیف که مدتی به عنوان سفیر رژیم طالبان در پاکستان ایفای وظیفه می‌کرد بعد از فروپاشی رژیم طالبان دستگیر  و به زندان گوانتانامو منتقل شد، اما اکنون و بعد از رهایی از گوانتامو در کابل به سر می‌برد.</p>

<p>ملا عبدالحکیم مجاهد نیز در ابتدای حکم روایی طالبان به عنوان سفیر طالبان در پاکستان و سپس به سمت نماینده این گروه در سازمان ملل متحد تعیین شد. عبدالستار پکتیس نیز در پست معاون وزارت بهداشت و رئیس امور تشریفات وزارت خارجه رژیم طالبان کار کرده بود.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">حامد کرزای رئیس جمهوری امیدوار است با این اقدام بتوانند خشونت‌های رو به افزایش را کاهش دهد، اما حذف نام این ١٠ تن در افغانستان استقبال نشده است</span></div></p>

<p>ملا عبدالستار خاکسار نیز وظایفی از جمله رئیس اداره اطلاعات و معاون وزارت کشور طالبان را بر عهده داشت.</p>

<p>پیش از این و در ماه اسفند ١٣٨٨ نام پنج عضو ارشد طالبان از فهرست سیاه ١٤٢ نفری شورای امنیت سازمان ملل حذف شده بود.</p>

<p>وحید عمر سخنگوی رئیس جمهوری افغانستان ماه گذشته گفته بود دولت این کشور به تازگی نام ١٠ نفر از رهبران طالبان را مجددا به سازمان ملل متحد ارائه کرده است تا در مورد حذف آن از فهرست سیاه اقدام شود. </p>

<p>تصمیم به تهیه این فهرست طی نشست سال ١٩٩٩ میلادی گرفته شد و بر اساس آن اعضای از اعضای سازمان ملل خواسته شد، سفر افراد شامل این فهرست را منع، دارایی‌شان را مسدود و تحریم سلاح را برای آنان اعمال کنند.</p>

<p>اخیرا و در پی سفر هیأتی از نمایندگان کشورهای عضو شورای امنیت به کابل و دیدار با حامد کرزای، دفتر ریاست جمهوری افغانستان به نقل از این هیأت اعلام کرد: نام آن عده از رهبران شورشیان که با «القاعده و شبکه‌های تروریستی» ارتباط ندارند به تدریج از فهرست سیاه این سازمان حذف خواهند شد.</p>

<p>حامد کرزای رئیس جمهوری امیدوار است با این اقدام بتوانند خشونت‌های رو به افزایش را کاهش دهد، اما حذف نام این ١٠ تن در افغانستان استقبال نشده است.</p>

<p>یک تعداد از این رهبران طالبان پیش‌تر کشته شده و باقی مانده نیز اکنون از حامیان دولت افغانستان به حساب می‌آیند و شماری از مردم بر این باورند که باید این روند بعد از بررسی‌های دقیق در مورد آن عده از رهبران طالبان که درحال جنگ با دولت هستند عملی شود.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13917.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13917.html</guid>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 10:06:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تجمع خانواده‌های زندانیان سیاسی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>خانواده‌های ١٦ زندانی سیاسی که در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده‌اند، صبح امروز مقابل دادستانی تهران تجمع کردند.</p>

<p>به گزارش رهانا، در تجمع امروز خانواده‌های حسین نورانی نژاد، بهمن احمدی امویی، علی تاجرنیا، علی پرویز، مسعود باستانی و حدود ۶٠ نفر دیگر حضور داشتند که با دخالت ماموران نیروی انتظامی، نیمی از تجمع‌کنندگان پراکنده شدند.</p>


<p><img id="photow" src='/pictures-new/ewin.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>بنابر این گزارش خانواده‌های برخی از زندانیان که حدود  ٣٠ نفر شده بودند پس از آن در مقابل دفتر آوایی، رئیس کل دادگستری تجمع کرده‌اند.</p>

<p>فاطمه آدینه وند همسر عبدالله مومنی، که از زندانیان بند 350 و ملاقات ممنوع است، درباره تجمع امروز خانواده ها در برابر دادستانی تهران در گفتگو با زمانه می گوید: «امروز از ساعت ١٠ صبح تا ساعت تقریبا ١٢، ما خانواده‌های زندانیان سیاسی روبروی دفتر دادستانی جمع شدیم، ولی هیچ جوابی به ما ندادند. یعنی نه تنها جوابی ندادند، بلکه ما را تهدید کردند که اگر تا نیم ساعت دیگر از این‌جا نروید، کسان دیگری خواهند آمد که شما را جمع کنند.»</p>

<p>وی ادامه می‌دهد: «آن‌ها پیشنهاد می‌کردند که ما به جاهای دیگری مراجعه کنیم، ولی این دادستان است که باید جواب ما را بدهد، چون اجرای حکم زندانیان ما زیر نظر دادستان است. ما از روز دوشنبه گذشته، هیچ اطلاعی از زندانیان نداریم. چون ملاقاتشان ممنوع است و تلفن های‌شان هم قطع. نمی‌دانیم چه تعداد در اعتصاب هستند و وضعشان چگونه است. همه خانواده‌ها نگرانند بچه خود من پنج روز است که صدای پدرش را نشنیده و خیلی نگران است.»</p>

<p>فاطمه آدینه‌وند در گفت‌وگو با زمانه اضافه کرد که اکثر خانواده‌های زندانیان بند ٣٥٠ در تجمع امروز حاضر بودند. چه آن‌ها که اعتصاب غذا کرده‌اند و در انفرادی هستند و چه آن‌ها که هنوز در بند ٣٥٠ هستند. چون همه خانواده‌ها از عزیزان‌شان بی‌اطلاع هستند و همه اعتراض داشتند به برخورد بد زندانبانان.»</p>


<p>مجید دری، مجید توکلی، عبدالله مومنی، علی ملیحی، ضیاالدین نبوی، کیوان صمیمی، نادر (ابراهیم) بابایی، حمیدرضا محمدی، پیمان کریمی آزاد، بهمن احمدی امویی، بابک بردبار، جعفر اقدامی، علی پرویز، غلام‌حسین عرشی، حسین نورانی‌نژاد و کوهیار گودرزی ١۶ زندانی سیاسی هستند که در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده‌اند.</p>

<p>این ١٦ زندانی به سلول انفرادی منتقل شده‌اند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">«رفتار نامناسب ماموران و مسوولان زندان با زندانیان سیاسی و همچنین شرایط نامناسب بند ۳۵۰ و مانع‌تراشی در ملاقات زندانیان» از جمله دلائل اعتصاب غذای زندانیان اعلام شده است</span></div></p>

<p>«رفتار نامناسب ماموران و مسوولان زندان با زندانیان سیاسی و همچنین شرایط نامناسب بند ۳۵۰ و مانع‌تراشی در ملاقات زندانیان» از جمله دلائل اعتصاب غذای زندانیان اعلام شده است.</p>

<p>در همین حال به گزارش تارنمای کلمه، جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی اوین با ارسال نامه‌ای به عباس جعفری ‌دولت‌آبادی، دادستان تهران گفته‌اند که اگر به خواسته‌های زندانی‌ها رسیدگی نشود، اعتصاب غذا خواهند کرد.</p>

<p>آن‌ها در این نامه نوشته‌اند:‌ «ما جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین از روز دوشنبه دوم مرداد از وضعیت آن‌ها بی خبر هستیم و با توجه به اعتصاب غذای آن‌ها ، جان و سلامتی عزیزانمان را در معرض خطر جدی می‌بینیم. تداوم قطع تلفن های بند ۳۵۰ نیز بر نگرانی ما می‌افزاید چرا که اگر اتفاق ناگواری نیفتاده بود دلیلی هم برای قطع شدن تلفن ها وجود نمی‌داشت.»</p>

<p>در یک سال گذشته هزاران نفر از معترضان به «تقلب» در انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده و به اعدام، تبعید و حبس‌های طولانی محکوم شده‌اند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13915.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13915.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 10:05:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>افزایش خودکشی زنان در افغانستان</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>گزارشی تازه در افغانستان نشان می‌دهد میزان خودکشی‌ها در میان زنان این کشور با ٢٤ درصد افزایش نسبت به سال گذشته به اضافه از ٢٣٠٠ مورد رسیده است.</p>

<p>در این گزارش که بر اساس تحقیق از بیمارستان‌های افغانستان تهیه شده است از «افسردگی» به عنوان عامل اصلی خودکشی‌ها نام برده شده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/An Afghan widow woman.JPG' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>فیض‌الله کاکر مشاور امور بهداشتی رئیس جمهوری افغانستان که در یک نشست خبری درکابل سخن می‌گفت جنگ‌های داخلی، آوارگی و مشکلات اقتصادی، ازدواج‌های زود هنگام و اجباری و خشونت‌های خانوادگی را دلیل افسردگی زنان دراین کشور اعلام کرد.</p>

<p>دکتر کاکر افزود به طور معمول در هر صد هزار زن، ٨/٤ درصد آنان که بین سنین ١٥ تا ٤٠ سال هستند اقدام به خودکشی می‌کنند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">وضعیت زنان افغان طی ١٠ سال گذشته و بعد از فروپاشی رژیم طالبان که در آن به خاطر اعمال قوانین سخت‌گیرانه زنان از هر گونه پیشرفت به ویژه حق تحصیل و کار محروم شده بودند، بهتر شده است</span></div></p>

<p>اما موصوف خاطر نشان کرد که این رقم دقیق میزان خودکشی‌ها در این کشور نیست اما با وصف آن برآوردهای اولیه نشان می‌دهد که ٢٨ درصد از زنان در این کشور مبتلا به «افسردگی شدید» هستند.</p>

<p>به گفته آقای کاکر میزان خودکشی‌ها در میان زنان افغان را در سال ١٣٤٠ خورشیدی (دوره زمامداری محمد ظاهر شاه)، ٢/٠ % (دو دهم درصد) در هر صد هزار زن بود.</p>

<p>وضعیت زنان افغان طی ١٠ سال گذشته و بعد از فروپاشی رژیم طالبان که در آن به خاطر اعمال قوانین سخت‌گیرانه زنان از هر گونه پیشرفت به ویژه حق تحصیل و کار محروم شده بودند، بهتر شده است.</p>

<p>مطابق با قانون اساسی تازه افغانستان زنان در این کشور از حقوق برابر با مردان برخوردار هستند، اما بر پایه گزارش‌های منتشر شده از سوی سازمان‌های حقوق بشری چالش‌های متعدد اجتماعی و ضعف حکومت‌داری دسترسی زنان به این حقوق را دشوار ساخته است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13918.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13918.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">افغانستان</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 09:41:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>بازداشت دراویش گنابادی در ایران</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>طی ماه گذشته چندین نفر از دراویش گنابادی در شهرهای مختلف ایران به اداره اطلاعات احضار و بازداشت شده‌اند.</p>

<p>بامداد امروز پرویز ملکشاهی از دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی در شهرستان الشتر از توابع استان لرستان دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شد.</p>

<p>به گزارش تارنمای مجذوبان نور، ارگان رسمی دراویش گنابادی، مأموران امنیتی و انتظامی بدون مجوز قانونی وارد منزل پرویز ملکشاهی شدند.</p>

<p>به گزارش همین تارنما، بهبهان، بندر گناوه، بندرلنگه، قائمشهر، ساری، مسجد سلیمان، كوار، اهواز، شهركرد، گلپایگان، كاشان و بیدخت گناباد از جمله شهرهایی است که دراویش گنابادی طی ماه گذشته در آن‌ها بازداشت شده‌اند.</p>

<p>سابقه سلسله دراویش گنابادی به شاه نعمت‌الله ولی، عارف قرن نهم هجری که هم‌اکنون آرامگاهش در شهر ماهان در نزدیکی کرمان است، بر می‌گردد.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">دراویش سلسه نعمت‌اللهی چند سالی است که از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند</span></div></p>

<p>نورعلی تابنده، رهبر کنونی دراویش گنابادی است که «قطب مجذوب‌علی شاه» نامیده می‌شود.</p>

<p>تارنمای مجذوبان نور افزوده که «وزارت اطلاعات ایران با ارسال بخش‌نامه‌ای به كلیه ادارات خود در سطح شهرستان‌ها، دستور برخورد با دراویش، برخی اقلیت‌های مذهبی و همچنین دگراندیشان عقیدتی را صادر كرده و از دو ماه پیش نیز، براساس همین بخش‌نامه، برگزار كنندگان مجالس هفتگی دراویش در شهرستان‌ها به ادارات اطلاعات احضار شده‌اند.»</p>

<p>«حسین دهقان، عباس صالحیان، حسین کاوه نوش‌آبادی، عبدالله علیمدد کاشی، ناصر رحیمی، نعمت‌الله ریاحی، سعید کریمایی، پوریا براتی، محمد ساکی، کمیل رحیم‌زاده، احسان دشتی، سعید دشتی و غلام‌عباس زارع‌حقیقی» از جمله کسانی هستند که به گفته «مجذوبان نور» احضار، بازداشت و یا تهدید شده‌اند.</p>

<p>دروایش سلسه نعمت‌اللهی چند سالی است که از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند.</p>

<p>در مهر ماه سال ۱۳۸۵ نیز قطب دراویش نعمت‌الهی گنابادی یعنی نورعلی تابنده گنابادی که اصالتا نیز اهل این شهر است، از سوی فرمانداری گناباد در ایام ماه رمضان مجبور به ترک این شهر شد.</p>

<p>وی از جمله نیروهای ملی‌- مذهبی به شمار می‌رود و دارای تحصیلات حقوقی در سطح دکترا است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13916.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13916.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 09:40:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>برگزیده سرمقاله‌های روزنامه‌های بامدادی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>گفت‌وگوهای چندجانبه</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه تهران امروز با عنوان «اهداف مبهم نشست سه‌جانبه بیروت» به بررسی نشست سه‌جانبه لبنان، سوریه و عربستان پرداخته است.</p>

<p>نویسنده این روزنامه می‌نویسد: «نشست سه‌جانبه بیروت در حالی برگزار می‌شود كه منطقه آبستن تحولات ویژه‌ای است. ملك عبدالله پادشاه عربستان سعودی، پس از سفر به دمشق به همراه بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه وارد بیروت شد تا به همراه میشل سلیمان رئیس‌جمهور لبنان، گفت‌وگوهای خود را آغاز كنند. صرف‌نظر از تعارفات دیپلماتیك و بیانیه‌های رسمی، باید دید نشست سه‌جانبه بیروت چه اهدافی را پیگیری می‌كند.»</p>

<p>نویسنده سرمقاله افزوده: «به نظر می‌رسد دست‌كم یكی از اهداف این نشست، عربیزه كردن مسأله لبنان، فلسطین و نوار غزه باشد. اگر این راهبرد با موفقیت اجرا شود، می‌تواند به معنی خارج ساختن سوریه از مدار اتحادیه ضدصهیونیستی ایران، سوریه و حزب‌الله لبنان باشد.»</p>

<p>در ادامه سرمقاله می‌خوانیم: «نشست سه‌جانبه بیروت، از این جهت مهم به نظر می‌رسد كه احتمالا می‌تواند زمینه را برای ارائه گفت‌وگوهای چندجانبه فراهم سازد. آیا ملك عبدالله موفق خواهد شد دست بشار اسد، میشل سلیمان و دیگر بازیگران بلندپایه را بگیرد و به سفری پرسود به طائف ببرد؟ برای یافتن پاسخ باید منتظر تحولات آینده ماند، اما بر یك نكته تاكید باید كرد و آن اینكه بیش از ٧٠ سال از اسرائیلیزه كردن مسائل اعراب می‌گذرد و نمی‌توان یك شبه و با توافقی نه چندان مورد اعتماد، آن را ایرانیزه كرد.»</p>

<p><a href="http://www.tehrooz.com/1389/5/9/TehranEmrooz/335/Page/1/">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>«تاریخی‌ترین تصمیم سیاسی»</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه آرمان با عنوان «رازهای قطع‌نامه ٥٩٨» در خصوص پذیرش قطع‌نامه ٥٩٨ از سوی ایران در سال ١٣٦٧ است.</p>

<p>در این سرمقاله می‌خوانیم: «در سال‌های پایانی جنگ، هم‌زمان دور جدیدی از حملات علیه ایران با سازماندهی و مداخله مستقیم قدرت‌هاى جهانى که نشان از استراتژی مشترک عراق و آمریکا برای فلج کردن ماشین جنگی ایران داشت، به وجود آمد. همزمان در شورای امنیت، قدرت‌های خارجی در پی تحمیل قطع‌نامه‌ای بودند که قطعاً مورد تایید ایران در آن مقطع نبود.»</p>

<p>در بخش دیگری از سرمقاله آمده است: «اگر چه آرمان‌های ما در جنگ با سرشت و سرنوشت واقعیت‌ها پیوند خورده بود، تصمیم سرنوشت‌سازپذیرش قطع‌نامه یکی از مهم‌ترین تصمیمات و شاید بتوان گفت تاریخی‌ترین تصمیم سیاسی و بین‌المللی نظام بود که ابتکار آن در دست حضرت امام بود. بیش از یک سال مسئولان سیاسى نظام درگیر بندهای قطع‌نامه شدند و چانه‌زنی‌های زیادی از جانب کارشناسان و نیروهای زبده بین‌المللی دستگاه دیپلماسى با سازمان ملل متحد انجام گرفت و چارچوپ قطع‌نامه از آن حالت نخستین خارج و با اجرای تدریجی قطع‌نامه که در درونش صد حکایت و ماجرا نهفته است، عملیاتی شد.»</p>

<p>نویسنده سرمقاله ادامه می‌دهد: «قطع‌نامه ۵۹۸ بخش‌های مهمی دارد که نیازمند بررسی توجه و دقت و پیگری است. سئوالات فراوانی پیرامون استراتژی جمهوری اسلامی در قبال حقوق ملت ایران در قبال دولت عراق، مطرح است. سوالاتى از این قبیل که آیا نقد کردن مطالبات ایران در اولویت مناسبات ایران و عراق وجود دارد؟ آیا خسارات ناشی از جنگ تحمیلی و بازسازی ایران محلی از اعراب دارد؟ تکلیف جمهورى اسلامى با حضور منافقین درعراق  چیست؟ و ده‌ها سئوال مقدر دیگر...»<br />
<a href="http://www.armandaily.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=18132:2010-07-30-18-53-10&amp;catid=113:2009-08-14-14-32-16&amp;Itemid=94"><br /><br />
متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>دشمن‌تراشی نشود</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان «واقعیت‌هائی درباره توطئه تحریم» در خصوص سیاست‌های ایران در قبال دور جدید تحریم‌ها است.</p>

<p>در این سرمقاله آمده است: «بعد از صدور قطع‌نامه ١٩٢٩ شورای امنیت سازمان ملل در ١٩ خرداد گذشته، دولت آمریكا نیز تحریم‌هایی را به تصویب مجلسین و امضاء رئیس‌جمهور این كشور رساند. دوشنبه هفته گذشته، حلقه دیگر این توطئه توسط دولت انگلیس شكل گرفت و آن‌چه قرار است توسط دولت كانادا صورت بگیرد، ادامه همین روند است كه به طور طبیعی سردمداران توطئه تحریم را نشان می‌دهد، آمریكا، انگلیس، كشورهای عمده اروپائی و كانادا.»</p>

<p>سرمقاله‌نویس می‌نویسد: ‌«به‌كار گرفتن عقلانیت در عین هوشیاری و مقاومت، موجب می‌شود دشمن نتواند بهانه‌جویی كند. این هنر، مانع دشمن‌تراشی می‌شود و نظام جمهوری اسلامی را از وجود دوستان قدرتمند بهره‌مند می‌سازد. فلسفه دستگاه سیاست خارجی در هر كشور كه تحت عنوان وزارت امورخارجه فعالیت می‌كند همین است. همه مشكلات را با شعار و طرد كردن این و آن نمی‌توان حل كرد. نام این كار، ایجاد تنش است و مأموریت اصلی و جوهری دستگاه سیاست خارجی هر كشور و همه‌ی مسئولان اجرائی، تنش‌زدائی است.»</p>

<p>این سرمقاله افزوده: «ایستادگی در برابر قلدری‌ها را با دشمن تراشی و ایجاد تنش نباید اشتباه گرفت. حفاظت از نظام جمهوری اسلامی، به ایستادگی در برابر قلدری‌ها نیاز دارد ولی به ایجاد تنش نه تنها نیاز ندارد بلكه با پرهیز از آن است كه می‌توان به این هدف رسید.»</p>

<p><a href="http://www.jomhourieslami.com/1389/13890509/13890509_01_jomhori_islami_sar_magaleh_0001.html">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>سایر مطبوعات</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه کیهان با عنوان <a href="http://www.kayhannews.ir/890509/2.htm#other201">«سایه پر رنگ حزب‌لله بر نشست چهارجانبه بیروت»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه دنیای‌قتصاد با عنوان <a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=217070">«پیرامون هدیه نقدی به نوزادان»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه مردم‌سالاری با عنوان <a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=12705#82397">«مشکلات اجتماعی راه حل سیاسی ندارد»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه رسالت با عنوان <a href="http://www.resalat-news.com/Fa/?code=34332">«تجدید نظر در دولت»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه ابتکار با عنوان <a href="http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=68704">«چندپارگی در فرهنگ سیاسی و گیجی در رفتار سیاسی مردم؟»</a></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13912.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13912.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">چکیده سرمقاله های مطبوعات</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 09:39:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تیتر مطالب و گفت‌وگوهای روزنامه‌های بامداد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><img id="photow" src='/pictures-new/rooznamehb.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><a href="http://www.iran-newspaper.com"><strong>ایران</strong></a><br />
● اعلام جزئیات طرح تحول اجتماعی<br />● رونمایی از ستارگان لیگ نهم<br />● مدیرعامل هواپیمایی جمهوری اسلامی: ١٠٠ هواپیمای جدید خریداری می‌شود<br />● صالحی: از اصل غنی‌سازی كوتاه نمی‌آییم</p>

<p><a href="http://www.bfilmnews.com "><strong>بانی فیلم</strong></a><br />
● تقاضا برای شركت ٣١١ فیلم در یازدهمین دوره جشنواره دفاع مقدس<br />● اعلام عنوا‌ن‌های فیلم‌های راه یافته به جشنواره فیلم ونیز<br />● بزرگان سینمای جهان به جشنواره تورنتو دعوت شدند<br />● اعطای جایزه ویژه جشنواره لومیر فرانسه به میلوش فورمن</p>

<p><a href="http://www.tafahomnews.com/"><strong>تفاهم</strong></a><br />
● رئیس شورای رقابت:‌ ابطال معامله مخابرات به عهده شورای رقابت است<br />● کاهش پنبه در مهد طلای سفید<br />● معرفی ٥٠٠ شرکت بزرگ جهان<br />● سیر صعودی تندر ٩٠ در بازار</p>

<p><a href="http://www.tehrooz.com/"><strong>تهران امروز</strong></a><br />
● انعطاف در غنی‌سازی ٢٠ درصدی<br />● نشست در بیروت برای مهار بحران<br />● وزرای متخلف استیضاح می‌شوند<br />● وزیر ارشاد: به لس‌آنجلسی‌ها مجوز نداده‌ایم</p>

<p><a href="http://www.jamejamonline.ir/"><strong>جام جم</strong></a><br />
● تكلیف ثبت معاملات مسكن آخر مرداد روشن می‌شود<br />● جوان معلول ایرانی ركورد وزنه بر‌داری جهان را شكست<br />● هشدار ایران به ماجراجویی در منطقه<br />● مشكل آزمون تافل در ایران حل شد</p>

<p><a href="http://www.jomhourieslami.com/"><strong>جمهوری اسلامی</strong></a><br />
● آمادگی ایران برای تجدیدنظر مشروط در غنی‌سازی ٢٠ درصد<br />● ایران و عراق برای صادرات و ترانزیت گاز به توافق رسیدند<br />● هشدار حزب‌الله نسبت به توطئه جدید آمریكا، رژیم صهیونیستی و اعراب سازش‌طلب علیه لبنان<br />● موضوع چاپ آگهی‌های دولتی تنها در روزنامه ایران منتفی شد</p>

<p><a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/"><strong>دنیای اقتصاد</strong></a><br />
● انتقاد از سهم كم اصناف در مالیات<br />● بازدهی٢٢/٥ درصدی بورس در ثلث اول<br />● بنزین روسی ماه آینده می‌رسد<br />● دو پاسخ ایران به دو اقدام متفاوت غرب</p>

<p><a href="http://www.resalat-news.com/Fa/"><strong>رسالت</strong></a><br />
● وزیر اطلاعات: سران فتنه ناامید و سرافکنده شدند<br />● زمان آغاز جنگ صهیونیست‌ها علیه لبنان<br />● بازی همسر رئیس جمهور فرانسه مقابل دوربین آغاز شد<br />● سخنگوی وزارت خارجه آمریکا: آمریکا آماده مذاکره با ایران در زمینه تبادل سوخت است</p>

<p><a href="http://www.kayhannews.ir/"><strong>کیهان</strong></a><br />
● نگرانی آمریكا از شكست تحریم ایران، آسیا همراهی نمی‌كند<br />● آیت‌الله مكارم شیرازی در پاسخ به یك استفتاء: تبعیت از حكم ولی فقیه بر مراجع تقلید هم واجب است<br />● تعمیر كامل هواپیمای ایرباس به دست متخصصان ایرانی<br />● شش عضو «سازمان تروریستی منافقین» در انتظار اعدام</p>

<p><a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Home.aspx"><strong>مردم‌سالاری</strong></a><br />
● سه برابر نیاز کشور، برنج وارد شده است<br />● مذاکرات مشکوک و نگرانی در خاورمیانه<br />  ● داوود اوغلو: مذاکرات ایران و گروه وین در ماه سپتامبر برگزار خواهد شد<br />● رئیس سازمان انرژی اتمی: آمادگی نشست فوری با گروه وین را داریم</p>

<p><strong>گفت‌وگوی‌های روز:</strong><br />
روزنامه تهران‌امروز در شماره امروز خود گفت‌وگویی با <a href="http://www.tehrooz.com/1389/5/9/TehranEmrooz/335/Page/13/">علی‌اصغر کیا</a>، مدیر گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی منتشر کرده است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13911.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/07/post_13911.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">تیتر روزنامه های صبح ایران</category>


<pubDate>Sat, 31 Jul 2010 08:36:00 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«من عشق هستم» و مرگِ اقتصادِ محلی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p> <strong><small>از ماه پیش سینماهای آمریکای شمالی در کنار فهرست پر سر و صدای فیلم‌های انفجار و کشتار ، مردان تفنگ به دست، انبوه جادو جنبل‌های تکنیکی و عشق‌های ملودرام، فیلمی ایتالیایی به کارگردانی « لوچا گاداگنینو» را به روی پرده آورده‌اند که یادآور افسونگری حقیقی سینماست.  فیلم «من عشق هستم» با زیبایی تمام، بیش از هر چیز بازتاب تحولات جهانی است که اقتصاد ملی ایتالیا را نیز از دور خارج می‌کند.</small></strong></p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/i_am_love.jpg' /><br/>
<small><small>پوستر فیلم «من عشق هستم»</small></small>


</p>

<p>در سکانس اول فیلم، به آرامی شاهد رفت و آمد ده‌ها خدمتکار، آشپز و میهمان‌دار هستیم که مشغول تدارک شام برای جشن تولد آقای « ریچی» هستند، پدر بزرگ خانواده و رئیس یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان صنعت پارچه بافی ایتالیا.</p>

<p>از سویی،  دستمال سفره‌های ابریشمی، وسایل نفیس پذیرایی، ظروف چینی، ظروف نقره و شمعدان‌ها بر روی میز بزرگ میهمانی شام چیده می‌شوند و از سوی دیگر اعضای خانواده و میهمانان نیز در یک شب برفی، با آرامشی اشرافی وارد ساختمانی بزرگ و قدیمی می‌شوند که متعلق به پسر ارشد کارخانه‌دار است.</p>

<p>دوربین در نقش یک راوی مدرن تاریخ، اصراری به ضبط یک‌جانبه زندگی اشرافیت ایتالیا ندارد و از همان ابتدا با اصراری برابر، به اعمال خدمتکاران و به‌ویژه زنی که نقش دایه بچه‌ها و دوستِ خانم صاحبخانه «تیلدا سوینتون» را دارد نظر می‌اندازد.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/tilda-swinton 1.jpg' /><br/>
<small><small>تیلدا سوینتون بازیگر فیلم «من عشق هستم»</small></small>


</p>

<p>آرامش دوربین و حرکات حساب‌شده‌ آن، در کنار نورپردازی موضعی و رنگ‌های سنگین و پر حاشیه‌، خبر بازنشستگیِ رئیس کارخانه را در شب تولدش با غروری اشرافی در اتاق‌ها می‌پراکند. ترفندهای تصویری حکایت از این دارند که امپراطوری اقتصادی خانواده ‌ «ریچی» که قدمتی  طولانی در اقتصاد ایتالیا دارد، در حال انتقال به نسل بعدی است.</p>

<p> پسر ارشد که انتظاری جز تحویل گرفتن  کارخانه از پدرش را ندارد، با نگاهی سرد  که رد هیچ احساسی را نمی‌توان در آن جستجو کرد، با نگاه شاداب و آرمان‌گرای پسرِ خودش که سرشار است از لطافتِ زندگیِ متمولانه، در هم می‌آمیزد. در همان هنگام، تیلدا سوینتون در نقشِ همسرِ پسر ارشد، با لبخندهای شدیداً مهار شده‌، ورود میهمانان را به خانه خیر مقدم می‌گوید.</p>

<p>همه دور میز جمع شده‌اند و پس از آنکه پدربزرگ شمع تولدش را فوت می‌کند،  از زبان او مطلع می‌شوند که کارخانه باید مشترکاً به دست پسر و نوه اداره شود. پدر بزرگ با این تصمیم به طور ضمنی ابراز می‌کند که راز بقا و اندوختن ثروت بیکران خاندواده «ریچی» در این است که پسر خشک و حسابگر منافع صاحبان ثروت را حفظ کند و رعایت حقوق کارگران نیز به عهده نوه لطیف و عاری از حرص باشد.</p>

<p><object width="285" height="230"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/UUXEAhJb_O0&amp;hl=en_US&amp;fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/UUXEAhJb_O0&amp;hl=en_US&amp;fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="285" height="230"></embed></object></p>

<p>همه چیز می‌توانست به همان آرامش چند‌صد‌ساله تکرار و حفظ شود ولی تغییرات جامعه ایتالیا و جهان به گونه‌ای دیگر در حال رقم خوردن است. مهم‌ترین و اصلی‌ترین پشتیبانان دگرگونی به تعبیر نویسنده و کارگردان فیلم، زنان هستند که در این نمایشِ انتقال ثروت، مثل همیشه بی‌نصیب می‌مانند.</p>

<p>انتخاب تیلدا سوینتون و بازی صامت و صورتِ مدرن که غم و شادی را همزمان در خود دارد، آگاهانه‌ترین انتخاب کارگردان فیلم بوده است. بازیگرِ معروف فیلم‌های تجربی «درک جارمن»، و قهرمان اصلی فیلم «من عشق هستم» در بین میهمانان، می‌تواند سرآسیمه از لبخند سرد و مصنوعی فاصله بگیرد و به جای آن، برق تلخی در چشمان مشوش خود بنشاند.</p>

<p>تلخی و تشویشی که همراه با تنهایی، غریبه‌گی و بی‌اعتنایی نسبت به ارزش‌های خانواده اشرافی، همه وجود او را به اسارت گرفته است.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/looooooooooooooooooooooove.jpg' /><br/>
<small><small>صحنه‌ای از فیلم «من عشق هستم»</small></small>


</p>

<p>نوه دختری خانواده «ریچی»، اولین زنی است که نظم سنتی اشرافی را در هم ‌می‌ریزد. او به جای کشیدن تابلوی نقاشی، بر خلاف رسوم طبقه مرفه، یک تابلوی عکس از کارهای خودش برای هدیه تولد پدر بزرگ می‌آورد.</p>

<p>همین دختر در فردای روز انتقال قدرت و سرمایه خانواده، به دانشکده هنر در لندن می‌رود و در یادداشتی که برای مادرش به جا گذاشته است، از رابطه عاشقانه‌اش با یک دختر دیگر ‌می‌گوید.</p>

<p>از قضا، در همان لندن یک شرکت بین‌المللی به مدیریت یک امریکایی هندی‌الاصل، پیشنهاد خرید همه اموال و دارایی شرکت «ریچی» ایتالیایی را به پدر و پسر، که صاحبان جدید شرکت هستند می‌دهد.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/tilda-swinton2.jpg' /><br/>
<small><small>تیلدا سوینتون در فیلم «من عشق هستم»</small></small>


</p>

<p>پیشنهادی که به گفته یکی از شخصیت‌های فیلم، خانواده ریچی را ثروتمندتر  می‌کند. به‌رغم مخالفت اولیه ولی نیم‌بندِ نوه لیبرال، فروش شرکت «ریچی»، مدل اقتصاد ملی ایتالیا به انگیزه سود بیشتر، بر سرعت فروپاشی ارزش‌های اخلاقی و مذهبی ایتالیایی می‌افزاید.</p>

<p>بعد از جسارتی که نوه دختری خانواده «ریچی» به خرج می‌دهد، اینکه نامزد از پیش تعیین‌شده‌اش را رد می‌کند، موهایش را کوتاه می‌کند، ابزار هنری‌ که از او توقع داشتند را تغییر می‌دهد و در نهایت از پَستو بیرون می‌آید و به یک زن دیگر ابراز عشق می‌کند، در منطقه ممنوعه سنتی، شکافی ایجاد می‌شود که موضوع اصلی فیلم یعنی عشق را در مقابل ازدواج قرار می‌دهد.</p>

<p>تیلدا سوینتون که یکی از درخشان‌ترین توانمندی‌های بازیگری‌اش را در فیلم «اورلاندو» اثر ویرجینیا وولف ایفا کرده بود،  نیمه دوم فیلم «من عشق هستم» را یک‌تنه و با جادوی هنرمندانه‌اش به دوش می‌کشد و قدم به قدم با راهنمایی سینمایی«لوچا گاداگنینو»، بنیان ارزش‌های سنتی ایتالیا را پس از فروپاشی سرمایه‌داری ملی ایتالیا، به شاعرانه‌ترین و گستاخانه‌ترین شکل ممکن در هم می‌ریزد.</p>

<p>با تمام وجود، دوست دارم که باز هم از این فیلم بگویم، به‌ویژه از نیمه دوم آن که تقریباً صامت است، ولی وصفِ این بخش از تجربه‌ زیبایِ تصویری را به فرصتی دیگر می‌سپارم و شما را به دیدن فیلم «من عشق هستم» دعوت می‌کنم.</p>

<p><a href="http://www.iamlovemovie.com/">وب‌سایت فیلم</a></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/07/post_536.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/07/post_536.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد فيلم</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 23:59:36 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>پناهجویان اقلیمی؛ موجی که پس از گرما می‌آید</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>ایالات متحده‌ی آمریکا که تاکنون به خاطر توجه ناکافی به تغییرات آب و هوایی مورد انتقادات فراوان قرار داشته، خود از جمله کشورهایی خواهد بود که از این تغییرات ناخواسته آسیب‌های فراوان می‌بیند. </p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100729_EcoRefugee_Rohani.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>آمریکا که هم‎‌اکنون درگیر مسائل ناشی از مهاجرت‌های غیر قانونی به‌خصوص از سمت کشور مکزیک است، در آینده‌ی نزدیک و به‌خاطر تغییرات آب و هوایی، مقصد مهاجران غیر قانونی و پناهجویان بیش‌تری خواهد شد.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/01_Mexican.jpg' /><br/>
<small><small>مهاجرت مکزیکی‌ها به آمریکا به دلیل تغییرات اقلیمی افزایش یافته است. عکس: Reuters</small></small>


</p>

<p>به گزارش نشریه‌ی نشنال جئوگرافیک، با استفاده از یک شبیه‌سازی کامپیوتری تخمین زده شده است که حدود هفت‌میلیون نفر مکزیکی دیگر تا سال ۲۰۸۰ وارد آمریکا خواهند شد. علت مهاجرت گسترده‌ی این افراد، کاهش چشمگیر تولید محصولات کشاورزی به‌خاطر به وجود آمدن آب و هوایی گرم و خشک‌تر در منطقه خواهد بود؛ پدیده‌ای که از اثرات مستقیم تغییرات آب و هوایی و گرم شدن تدریجی کره‌ی زمین است.</p>

<p><strong>افزایش پناهجویان اقلیمی</strong></p>

<p>مایکل اوپنهامیر از اقلیم شناسان دانشگاه پریسنتون که روی این شبیه‌سازی کامپیوتری کار کرده به این نشریه گفته است مطابق این الگو، مهاجرانی که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناچار به مهاجرت می‌شوند، چالش بزرگی در آینده خواهند بود.</p>

<p>پیش از تحقیقات اخیر در دانشگاه پریسنتون، سازمان ملل متحد نیز به‌طور جداگانه اعلام کرده بود تغییرات آب و هوایی به زودی نوع جدیدی از مهاجرت را سبب می‌شود؛ مهاجرانی که باید نام آنها را «پناهجویان اقلیمی» نهاد.<br />
گزارش سازمان ملل که در سال ۲۰۰۵ میلادی منتشر شده، از وجود حدود بیست‌میلیون نفر «پناهجوی اقلیمی» در جهان خبر داده بود؛ رقمی که به گفته‌ی این سازمان از میزان افرادی که به دلیل جنگ و یا فشارهای سیاسی درخواست پناهندگی می‌کنند، بیش‌تر است.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/02_Climate Refugee.jpg' /><br/>
<small><small>سازمان ملل نیز پیش بینی کرده است پناهجویان اقلیمی به معضلی بزرگ تبدیل خواهند شد</small></small>


</p>

<p>اکنون پنج‌سال پس از انتشار آن گزارش، محققان دانشگاه پریسنتون در جولای سال ۲۰۱۰ می‌گویند با استفاده از اطلاعاتی که از موج مهاجرت مکزیکی‌ها در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ جمع‌آوری شده، الگوی شبیه‌سازی شده‌ای درست کرده‌اند که مطابق آن می‌توان میزان افزایش مهاجرت افراد را بر اثر تغییرات آب و هوایی پیش‌بینی کرد. این الگو نشان داده است که طی ده‌سال، به ازای هر ده درصد کاهش محصولات کشاورزی، دو درصد از جمعیت مکزیک به آمریکا مهاجرت کرده‌اند.</p>

<p>با تعمیم این الگو می‌توان انتظار داشت تا هفتادسال دیگر چیزی بین ۱.۴ تا ۶.۷ میلیون نفر مکزیکی بالغ به آمریکا مهاجرت کنند؛ رقمی که تقریباً معادل ده‌درصد از کل جمعیت بالغ این کشور است.</p>

<p>به گفته‌ی مایکل اوپنهامیر، الگوی آنها نخستین مطالعه از این دست است که می‌تواند برای تخمین میزان پناهجویان اقلیمی در موارد دیگر نیز به کار رود.</p>

<p>مطالعات پیشین دانشمندان در خصوص وضعیت اوگاندا نیز هشداردهنده بوده است.</p>

<p>مطابق گزارش‌هایی که سه‌سال پیش منتشر شدند، تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین به شدت بر میزان محصول قهوه در اوگاندا تاثیر منفی می‌گذارد.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/03_Uganda-coffee.jpg' /><br/>
<small><small>گرمایش جهانی ممکن است کل محصول قهوه در اوگاندا را نابود کند. عکس: Eye Ubiquitous/Alamy</small></small>


</p>

<p> گزارش‌های منتشر شده در سال ۲۰۰۷ می‌گوید اندکی افزایش بیش‌تر دمای هوا می‌تواند به طور کلی محصول قهوه در اوگاندا را با خطر نابودی تهدید کند.</p>

<p> قهوه اصلی‌‌ترین محصول صادراتی اوگانداست و اقتصاد این کشور فقیر تا حد بسیار زیادی به تولید قهوه بستگی دارد و از میان رفتن یا کاهش میزان این تجارت می‌تواند موج ناخواسته‌ی بزرگی از پناهجویان اقلیمی را به کشورهای دیگر سرازیر کند.</p>

<p> مطابق پیش‌بینی‌های دولت این کشور، دو درجه افزایش عمومی دما می‌تواند اوگاندا را به محلی کاملاً نامناسب برای کشت قهوه تبدیل کند. </p>

<p><strong>انتقاد به پیش‌بینی‌ها</strong></p>

<p>الگوی جدید مطالعاتی محققان دانشگاه پریسنتون، که به گفته‌ی آنها به غیر از مکزیک می‌تواند در خصوص مناطق دیگر نیز کاربرد داشته باشد، با انتقاداتی هم رو‌به‌رو شده است. از جمله آن که برخی محققان می‌گویند یک بازه زمانی هفتادساله برای چنین پیش‌بینی‌هایی خیلی طولانی است و عوامل پیش‌نشده‌ی بسیاری وجود دارد که ممکن است نتیجه‌ی این پیش‌بینی را تغییر دهد.</p>

<p>از طرف دیگر رشد اقتصادی و شرایط سیاسی کشورها نیز در طی هفت دهه ممکن است تغییرات بسیاری را شاهد باشد که بر نتایج این پیش‌بینی‌ها تاثیر بگذارد، اما محققان پریسنتون در پاسخ می‌گویند این نخستین الگویی است که تاکنون کسی توانسته برای پیش‌بینی تاثیر گرمایش جهانی بر میزان مهاجران اقلیمی تدوین کند، بنابراین این تازه آغاز راه است و مطمئنا این روش‌ها در آینده بهبود خواهند یافت. </p>

<p><strong>آیا چاره‌ای هست؟</strong></p>

<p>گرچه الگوی پیشنهادی ممکن است دارای نواقصی نیز باشد، اما می‌تواند کشورها را ترغیب کند تا به عواقب جدی و خطرناک گرمایش جهانی بیش‌تر بیاندیشند و از هم اکنون راهکارهایی برای کاهش پناهجویان اقلیمی تدارک ببینند.</p>

<p>رابرت مک‌لمان، جغرافی‌دان دانشگاه اوتاوا در کانادا معتقد است آمریکا و کشورهای ثروتمند دیگر از هم اکنون باید به فکر جلوگیری از افزایش موج پناهجویان اقلیمی باشند.</p>

<p> به گفته‌ی این محقق کانادایی، آمریکا به‌عنوان مثال می‌تواند دسترسی  محصولات کشاورزی مکزیک را به بازارهایش آسان‌تر کند و یا به دولت آن کشور کمک کند تا مشاغل جدیدی در خارج از بخش کشاورزی به وجود بیاورند؛ کاری که از طریق سرمایه‌گذاری در بخش تولید در مناطق روستایی امکان پذیر است.</p>

<p>بسیاری بر این باورند که اگر کشورهای توسعه‌یافته برای مقابله با تاثیرات گرمایش جهانی چاره‌ای اساسی نیندیشند، پناهجویان اقلیمی به معضلی بزرگ برای خود این کشورها تبدیل خواهند شد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/07/post_1347.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/07/post_1347.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">محیط زیست</category>


<pubDate>Fri, 30 Jul 2010 23:55:29 +0000</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>